بدنبال همسر مناسب

مکانی برای حل مشکلات خانوادگی

طلاق، عواقب و پیامدها

فارسی

بدون شک، قرارداد زوجیت از جمله قراردادهایى است که باید قابل جدایى باشد، چرا که، گاه عللى پیش مى آید که زندگى مشترک زن و مرد را با هم غیر ممکن، یا طاقت فرسا و مملو از مفاسد مى کند، و اگر اصرار داشته باشیم که این قرارداد تا ابد بماند، سرچشمه مشکلات زیادى مى گردد، به همین دلیل اسلام با اصل طلاق موافقت کرده است، و هم اکنون نتیجه ممنوع بودن کامل طلاق را در جوامع مسیحى، ملاحظه مى کنیم که چگونه زنان و مردان زیادى هستند که به حکم قانون تحریف یافته مذهب مسیح (ع) طلاق را ممنوع مى شمرند و قانونا همسر یکدیگرند، ولى در عمل جدا از یکدیگر زندگى کرده، و حتى هر کدام براى خود همسرى غیر رسمى انتخاب کرده اند! بنابراین اصل مساله طلاق یک ضرورت است، اما ضرورتى که باید به حداقل ممکن تقلیل یابد، و تا آنجا که راهى براى ادامه زوجیت است کسى سراغ آن نرود.

به همین دلیل در روایات اسلامى، شدیدا از طلاق مذمت گردیده، و به عنوان مبغوض ترین حلال ها، از آن یاد شده است، چنان که در روایتى از پیامبر اکرم (ص) مى خوانیم: «ما من شىء ابغض الى الله عزوجل من بیت یخرب فى الاسلام بالفرقة یعنى الطلاق»؛ «هیچ عمل منفورتر، نزد خداوند متعال از این نیست که اساس خانه اى در اسلام با جدایى (یعنى طلاق)، ویران گردد». «وسائل الشیعه، جلد 15 صفحه 266 (حدیث 1)». و در حدیث دیگرى از امام صادق (ع) مى خوانیم: «ما من شى ء مما احله الله ابغض الیه من الطلاق»؛ «چیزى از امور حلال، در پیشگاه خدا مبغوض تر از طلاق نیست»، «همان مدرک، حدیث 5». باز در حدیث دیگرى از رسول اکرم (ص) آمده است که فرمود: «تزوجوا و لا تطلقوا، فان الطلاق یهتز منه العرش»، «ازدواج کنید و طلاق ندهید که طلاق عرش خدا را به لرزه درمى آورد». «وسائل الشیعه، جلد 15 صفحه 268 (حدیث 7)». چرا چنین نباشد، در حالى که طلاق مشکلات زیادى براى خانواده ها، زنان و مردان و مخصوصا فرزندان به وجود مى آورد، که آن را عمدتا در سه قسمت مى توان خلاصه کرد:

1- مشکلات عاطفى، بدون شک مرد و زنى که سال ها یا ماه ها با یکدیگر زندگى کرده اند، سپس از هم جدا مى شوند، و از نظر عاطفى جریحه دار خواهند شد، و در ازدواج آینده خاطره ازدواج گذشته، دائما آنها را نگران مى دارد، و حتى به همسر آینده با یک نوع بدبینى و سوء ظن مى نگرند، آثار زیانبار این امر بر کسى مخفى نیست، و لذا بسیار دیده شده که این گونه زنان و مردان براى همیشه از ازدواج چشم مى پوشند.
2- مشکلات اجتماعى، بسیارى از زنان بعد از طلاق شانس زیادى براى ازدواج مجدد، آن هم به طور شایسته و دلخواه، ندارند، و از این نظر گرفتار خسران شدید مى شوند، و حتى مردان نیز بعد از طلاق دادن همسر خود، شانس ازدواج مطلوبشان به مراتب کمتر خواهد بود، مخصوصا اگر پاى فرزندانى در میان باشد، لذا غالبا ناچار مى شوند، تن به ازدواجى در دهند که نظر واقع آنها را تامین نمى کند، و از این نظر تا پایان عمر رنج مى برند.
3- مشکلات فرزندان که از همه این ها مهم تر است، کمتر دیده شده است که نامادری ها همچون مادر، دلسوز و مهربان باشند، و بتوانند خلاء عاطفى فرزندانى را که از آغوش پر مهر مادر بریده شده اند پر کنند، همانگونه که اگر زن سابق فرزند را با خود ببرد، در مورد ناپدرى نیز این صادق است، البته هستند زنان و مردانى که نسبت به غیر فرزندان خود، پر محبت و وفا دارند، ولى مسلما تعداد آنها کم است، و به همین دلیل، فرزندان بعد از طلاق، گرفتار بزرگترین زیان و خسران مى شوند، و شاید غالب آنها، سلامت روانى خود را تا آخر عمر از دست مى دهند و این ضایعه اى است نه تنها براى هر خانواده، بلکه براى کل جامعه، چرا که چنین کودکانى که از مهر مادر یا پدر، محروم مى شوند، گاه به صورت افرادى خطرناک درمى آیند، که بدون توجه تحت تاثیر روح انتقام جویى قرار گرفته و انتقام خود را از کل جامعه مى گیرند.

اگر اسلام این همه درباره طلاق سخت گیرى کرده، دلیلش همین آثار زیانبار آن در ابعاد مختلف است. و نیز به همین دلیل قرآن مجید صریحا دستور مى دهد که هرگاه اختلافى میان زن و مرد پیدا شود بستگان دو طرف در اصلاح آن دو بکوشند، و از طریق تشکیل "محکمه صلح خانوادگى" از کشیده شدن دو همسر به دادگاه شرع، یا به مساله طلاق و جدایى، مانع شوند. و باز به همین دلیل آنچه به خوش بینى زن و مرد، و تحکیم پایه هاى علائق خانوادگى، کمک کند، از نظر اسلام مطلوب، و آنچه آن را متزلزل سازد مبغوض و منفور است. همچنین پس از طلاق، به دلایل مختلف ممکن است عزت نفس دچار آسیب شود. بسیاری از افرادی که متارکه کرده اند خود را شخصی ناپسنده و فاقد توان کافی برای ازدواج مجدد می دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می دهند، با یکدیگر فرق دارند. مردان گرایش به آن دارند که طلاق را به عنوان چیزی به ناگهان رخ کرده است، ادراک کنند. زنان بیشتر احتمال می رود که آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرآیند طولانی قلمداد کنند. به همین خاطر است که زنها کمتر احساسهای منفی را درباره طلاقشان گزارش می کنند. طلاق برای زنان تنش زاتر و گسلنده تر است تا مردان. ممکن است این زنی باشد که تردید کمتری درباره نفس طلاق داشته باشد. اما هم اوست که در برقراری زندگی جدید مشکلات بیشتری خواهد داشت.
آدمیان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می دهند، بسیار متفاوت اند، بسیاری از هم می پاشند، اما برخی دیگر، نوعی تعالی عاطفی را تجربه می کنند. اگر طلاق را نقطه مقابل ازدواج موفق و خوب تلقی کنیم، در این صورت، پدیده ای غمبار قلمداد خواهند شد. اما برای بسیاری از کسانی که طلاق گرفته اند، انتخاب هایی که در اختیار وا داشته اند یا طلاق بوده است و یا یک ازدواج ناموفق و بد. با در دست داشتن این انتخاب ها برخی شواهد حاکی از آن است که طلاق می تواند شخصا مفید و سودمند باشد. محققین به این نتیجه رسیده اند که ممکن است بار آمدن در خانه از هم نپاشیده ای که ویژگی آن نزاع و جنجال است، آسیب رسانتر و مضرتر از بزرگ شدن در خانه ای باشد که در اثر طلاق فرو پاشیده است.
زیان اجتماعی طلاق از جمله اثرات طلاق در مردان این است، که آنان را افرادی غیر متعهد بار می آورد، آمار نشان می دهد که تعداد این افراد غیر متعهد در میان زندانیان قابل ملاحظه است اثر طلاق در زنان بخصوص آنهایی که پناهگاهی ندارند و فاقد استقلال اقتصادی هستند، سخت خطرناک است، زنان مطلقه خیلی دیر به خانه ی بخت دوم پای می گذارند و ای بسا که این امید هرگز جامه ی عمل نپوشد و احتمالا راه را برای انحراف و سقوط آنان بگشاید. اثر طلاق در فرزندان متعلق به کانون از هم پاشیده بسیار شدید است و عقده هایی غیر قابل تحمل و توام با نفرت در آنان به وجود می آورد که شدیدتر از وضع یتیمی است مسایلی که درباره ی زن پدر وجود دارد در مورد کودکانی که دارای مادر مطلقه هستند ولی بر اثر لجبازی و یک دندگی پدر مجبورند زن پدر را تحمل کنند نیز صادق است و این دسته هم زندگی توام با نکبت و ترس و شقاوت و سیه روزی را می گذرانند.

یکی از بزرگترین خطراتی که در زندگی همه ی انسان ها وجود دارد، طلاق است، جدایی و طلاق بیشتر متوجه کودکان خانواده است که دل به عنایت و مهر والدین گرم داشته و خانه را مرکز امید و پناهگاه خویش می شناسند، اگر پدران و مادران بدانند طلاق و جدایی چه محرومیتی را برای فرزندان پدید می آورد و دل نازک طفل را چگونه شکند و او را از چه لذاتی محروم می سازد، شاید هرگز تن به این کار در ندهند، جدایی پدر و مادر از یکدیگر کودک را به اختلال عاطفی دچار می سازد، حالت افسردگی برای او پدید می آورد و در مواردی قدرت اراده و اندیشه را از او باز می ستاند و در کل او را چنان پریشان می سازد که اثرات شوم آن مادام العمر عارض کودک است. جدایی از والدین به خاطر طلاق در وضع تحصیلی کودک هم اثر می گذارد، توان فعالیت و حتی ورزش را از او می گیرد.

منـابـع

مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج‏24، صفحه 227-

نوشته شده در شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 12:0 توسط حامی|

روانشناسي/ هم زن هم مادر


 
تبيان/ قرن‌هاست مردها گاهي اوقات با زن‌هايي ازدواج مي‌کنند که 20، بلکه 30 سال از خودشان کوچک‌ترند و ما هيچ وقت نمي‌پرسيم چرا! آن قدر اين مساله عادي به نظر مي‌رسد که هيچ کس در پي تحليل آن نيست اما ازدواج مرد‌ها با زن‌هاي مسن‌تر اتفاقي است که خيلي وقت‌ها زندگي دو خانواده را تحت الشعاع قرار مي‌دهد. اتفاقي که اگرچه رو به ازدياد است و از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است اما نگاه منفي جامعه و مخالفت‌هاي خانواده‌ها با آن، سدي در برابر اين ازدواج‌هاي غيرمتعارف مي‌شود.
نظرات کارشناسان را بخوانيد:
ميزان طلاق در اين ازدواج‌ها بالاست
دکتر امان‌الله قرايي‌مقدم جامعه‌شناس در مورد اين ازدواج‌ها مي‌گويد: بررسي‌هايي که از سال 1356 انجام شده حاکي از آن است که اينگونه ازدواج‌ها سرانجام درستي نداشته و طلاق در بين اين زوج‌ها بيشتر است.
اينگونه ازدواج‌ها در گذشته کمتر از چند سال اخير بوده و عوامل مختلفي برافزايش اين ازدواج‌ها دخيل است. مثلا در اکثر اين وصلت‌ها براي پسر مزاياي مادي دختر مانند ميزان درآمد، داشتن خانه،‌ ماشين و... بيشتر از ساير مزيت‌هاست.
به گفته اين جامعه‌شناس حتي در برخي موارد ديده شده که پسرها به دليل ادامه تحصيل تن به چنين ازدواجي داده‌اند و با رسيدن به تحصيلات عاليه يا به اصطلاح هدف، سرناسازگاري گذاشته و در آخر اين ازدواج به طلاق منجر شده است.
ازدواج پسران کوچک‌تر از دختران با سنت‌ها و ارزش‌هاي فرهنگي ما سازگاري نداشته و با آن منافات دارد. تاثيري که خانواده‌ها، بستگان و دوستان و... بر روح و روان يک پسري که قصد ازدواج با دختر بزرگ‌تر از خود را دارد مي‌گذارند بسيار زياد است. اطرافيان اغلب به‌دنبال منصرف کردن پسر يا دختر از اين ازدواج هستند.
پشيماني از ادامه زندگي مشترک
اينگونه ازدواج‌ها براي پسرها بيشتر کمبود‌هاي دوران کودکي است که با دارايي و ثروت دختر پر خواهد شد. پس از پر شدن خلأهاي کودکي يا نوجواني احساسات کنار رفته و عقل جاي آن را گرفته عاقبت ازدواج مشخص مي‌شود. مسائل اقتصادي در ذهن پسران و ترس از آينده در فکر دختران براي تن دادن به چنين ازدواجي مهم‌ترين نقش را ايفا مي‌کند. براساس تحقيقات انجام شده در اين مورد پس از آنکه شر و شور خواسته‌هاي هر دو طرف کاسته مي‌شود، نارضايتي و مخالفت خانواده‌ها را درک مي‌کنند.
دکتر قرايي‌مقدم در تحليل وضعيت طلاق اين زوج‌ها مي‌گويد: قطعا همه ازدواج‌هايي که دختر بزرگ‌تر از پسر است به طلاق نمي‌انجامد و در مواردي ازدواج موفق هم ديده شده است چرا که شکل‌گيري يک طلاق حدود 17-18 عامل مانند اختلاف فرهنگي، درک متقابل، ناتواني جنسي مردان، اعتياد، شغل و... دخالت دارد که يکي از اين عوامل مي‌تواند اختلاف سني باشد و اين عامل هم به چند دسته تقسيم مي‌شود. مهم‌ترين بخش اين تقسيم‌بندي هم طلاق دختراني است که از همسران خود بزرگ‌تر هستند.
به هشدارها توجه نشد
دکتر محمد زاهدي‌اصل، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي و مددکار اجتماعي هم مي‌گويد: در گذشته متعارف شده بود که دختران با مردي که حداقل 4-5 سال بزرگ‌تر از آنها بودند ازدواج مي‌کردند. در خانواده‌هاي ايراني هنوز سنت‌هايي مبني بر مسئوليت بيشتر مرد و تصميم‌گيري نهايي از سوي او وجود دارد طبعا اين 4-5 سال بزرگ‌تر بودن، پختگي بيشتر را هم به همراه دارد. با توجه به اين مسئله مرد بزرگ‌تر مي‌تواند تکيه‌گاه مناسبي براي همسرش بوده و زندگي‌ها از تداوم بيشتري برخوردار خواهند بود.
حدود 15-16 سال پيش گفته بوديم که دهه 80 دهه بحران خواهد بود اما هيچ توجهي به آن نشد. نتيجه اين بي‌توجهي بالا رفتن سن ازدواج است. تا 10-11 سال پيش دخترها در سنين 20-21 سالگي تن به ازدواج مي‌دادند ولي امروزه اين سن به 30 و حتي بيشتر از 30 سالگي افزايش يافته است.
رو به تجرد بودن جامعه و رغبت نداشتن آنها به ازدواج به عوامل زيادي بستگي دارد اما يکي از دلايل مهم آن مطمئن نبودن پسران از تامين معيشت، مسکن و زندگي است. به همين دليل در پي دختري است که بتواند در مسکن، گذران زندگي و... به او کمک کند.او به فکر اين است که زندگي بهتري داشته باشد که بهتر بودن زندگي سن دختر را تحت تاثير قرار مي‌دهد. مثلا يکي از مشکلات جامعه ما مسکن است و مانند کشورهاي توسعه يافته تناسبي وجود دارد. يک پسر اگر دستمزدي معادل پايه حقوق را بگيرد بايد مبلغي معادل حقوقش را روي آن بگذارد تا بتواند يک مسکن مناسب براي زندگي تهيه کند.
وقتي جامعه در حال تحول است مسلما چنين مسائلي هم دستخوش تحولاتي خواهد شد. وقتي معيار‌هاي همسرگزيني به هم مي‌ريزد و حسابگري و عقلانيت جاي احساسات را مي‌گيرد اين تغييرات هم به وجود مي‌آيد. البته با اين آمار بايد گفت که هنوز جاي نگراني ندارد ولي اگر افزايش پيدا کند طبعاتي در پي خواهد داشت. البته اين ازدواج‌ها اگر با اختلاف سني 2-3 ساله باشد را نبايد امري خيلي غيرعادي تلقي کرد. مي‌توان به نقطه مثبت اين مسئله هم نگاه کرد که دختران و پسران‌مان صرفا از روي احساسات زندگي خود را شروع نمي‌کنند.
دکتر زاهدي‌اصل با اشاره به آمار طلاق مي‌افزايد: با توجه به آمار 13 درصدي طلاق که در کل جامعه وجود دارد، آمار طلاق‌هايي که به دليل بالا بودن سن زوجه است، زياد به چشم نمي‌آيد.
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 10:47 توسط حامی|

آن زني نيستم که شوهرم مي‌خواست


خراسان/ هميشه احساس مي کنم آن زني که شوهرم مي خواسته است نيستم و وي دارد نقش بازي مي کند. دوست داشتم آن طوري باشم که او مي خواهد و از زندگي با من راضي باشد.

اعظم متين نژاد - روان شناس باليني: بعضي از جوانان با روياهايي ناممکن و توقعات غيرواقع بينانه ازدواج مي کنند. معناي ضمني ازدواج هر چه باشد، در واقع نوعي مشارکت و اشتغال است. بديهي است انتظاراتي (هم آشکار و هم پنهان) که اشخاص از ازدواجشان دارند، تأثير بسيار عميقي در زندگي مشترک شان مي گذارد. اين دسته از زوجين با بيان شکايت هاي خاصي مدعي هستند که اين ارتباط آنچه را اميد و انتظار داشتيم، برايمان مهيا نمي کند. گاهي اين انتظارات غيرمنصفانه يا غيرواقع بينانه است. برخي اوقات هم اگر چه انتظارات همسر منصفانه به نظر مي رسد، اما به طور واضح و مشخص مطرح نمي شود. بسيار ديده شده است که ريشه مشکلات زناشويي در نوع تفکرات زوج ها درباره يکديگر و زندگي مشترک شان نهفته است. افکار ناکارآمد و باورهاي مربوط به ذهن خواني، آثار منفي بر تعارضات زناشويي مي گذارد و تداوم اين افکار باعث تشديد تعارضات زناشويي و احساس استرس بيشتر مي شود. در فرآيند رابطه مشترک، زوجين در باورها و انتظارات خود دچار خطاهاي شناختي مختلفي مي شوند که مهم ترين آن ها خطاهايي همچون فرضيه سازي، درشت نمايي، برچسب زدن، سفيد و سياه ديدن، نتيجه گيري شتابزده، استدلال اشتباه درباره کنترل و تقصير به گردن ديگران انداختن است. يکي از ناخوشايندترين خطاهايي که بيشتر اشخاص مرتکب مي شوند اين است که مسئوليت احساسات همسرشان را مي پذيرند. "تقصير من است که همسرم ناراحت است" ، " من نمي دانم چطور همسر خوبي براي او باشم" " من هر کاري مي کنم که او را خوشحال کنم، اما تاثير عکس دارد". در واقع تعبير و تفسير ما از اتفاقات و رويدادها است که دنياي ما را مي سازد. اين خطاهاي شناختي روابط و نحوه نگرش ما را تحت تاثير قرار مي دهد. انتظارات خود را از ازدواج و زندگي مشترک بيان کنيد و آن ها را به چالش بکشيد. درباره اين احساسات با همسرتان صحبت کنيد. از خودتان بپرسيد نقش من در ازدواج و رضايت از زندگي مشترک چيست؟ انتظارات همسرتان را نيز از زندگي مشترک جويا شويد گفتيد که احساس مي کنم همسر خوبي نيستم و شوهرم نقش بازي مي کند؛ اما نگفتيد اين احساس بر چه پايه اي به وجود آمده است. کدام رفتار همسرتان باعث شده است که چنين نتيجه اي بگيريد؟ آيا تا به حال اين احساس تان را با همسرتان در ميان گذاشته ايد؟ با همسرتان درباره اين انتظارات بحث و گفت وگو کنيد و انتظاراتي را که مشکل زاست، حذف يا اصلاح کنيد، فراموش نکنيد که بيان و تبادل راحت خواسته ها و انتظارات به حل تعارضات و بهسازي باورهاي غيرمنطقي کمک مي کند.
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 10:33 توسط حامی|

ایسنا/ يک آسيب‌شناس گفت: از ديدگاه رفتارشناسي، 90 درصد از ازدواج‌هايي که دختر بيش از 4 سال از پسر بزرگتر است، در پنج سال اول زندگي مشترک منجر به اختلافات و تنش‌هاي رفتاري مي‌شود و همسران از هم جدا مي‌شوند.
دکتر مجيد ابهري افزود: اگر مردان 10 تا 15 سال از همسر خود بزرگتر باشند، مشکلي ايجاد نمي‌شود و اختلاف سني دو تا چهار سال زماني که زن بزرگتر است نيز موجب بروز مشکل نمي‌شود؛ اما اگر فاصله سني زن و شوهر بيش از اين باشد، به علت آنکه زنان زايمان مي‌کنند و دچار مشکلات جسمي مي‌شوند، امکان به وجود آمدن اختلافات زناشويي بيشتر را فراهم مي‌کند.
اين استاد دانشگاه در ادامه گفت: بر اساس نتايج پژوهش بنياد صيانت از خانواده که سال گذشته انجام شد، 650 زوج با چهار سال اختلاف سن زندگي با دوامي داشتند ولي ازدواج 740 زوج که زن بيش از 4 سال از شوهر بزرگتر بوده به طلاق انجاميده است.
وي با بيان اينکه در حال حاضر به دو علت دختران پيشنهاد ازدواج با پسران جوان‌تر را مي‌پذيرند، اظهار کرد: يکي از اين دلايل، توانمندي اقتصادي دختران است که در برخي از موارد دختر، شاغل اما پسر بيکار است.
اين رفتارشناس، ترس و وحشت دختران به علت عبور از سن عرفي ازدواج را يکي ديگر از دلايل ازدواج آنان با پسران کوچک‌تر از خود دانست و افزود: ممکن است دختر در سنين پايين‌تر به خواستگارهاي مناسب خود جواب منفي داده باشد و پس از گذشت چند سال، سن ازدواج او افزايش يافته باشد و همين امر موجب مي‌شود که به درخواست ازدواج پسران کوچک‌تر از خود جواب مثبت دهند.

ابهري در پايان درباره مشکلات رفتاري به وجود آمده بين زوجينيي که اختلاف سني مناسب ندارند، گفت: معمولا در صورت بزرگتر بودن دختر، او حرف پسر را در زندگي مشترک نمي‌پذيرد؛ چرا که دختران زودتر از پسران به بلوغ مي‌رسند.
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت 12:39 توسط حامی|

تاریخ خبر : سه‌شنبه 1392.11.08 - 10:48
روانشناسي/ شما خطرناکترين دشمن خودتان هستيد !


 
آي بانو/ بزرگترين دشمن شما کيست ؟ اصلا تا حالا به اين موضوع فکر کرده ايد ؟ شايد فکر مي کنيد دشمني نداريد اما بايد رازي را به شما بگوييم : شما بزرگترين دشمن خودتان هستيد ، 6 راهي که با خود دشمني مي کنيد را در ادامه بخوانيد .
براي مدت طولاني من زندگي تک بعدي داشتم و فکر مي کردم که فقط بايد با روش خاصي زندگي کرد . سعي کردم اشتباهاتم را مرور کنم تا بفهمم چه عاملي سبب شده که موفق نشوم. و فهميدم که براي اينکه حس راحتي داشته باشم روياهايم را فراموش کرده ام. باورهايم را ناديده گرفته و خودم را از عشق و خوشبختي با ممانعت از دستيابي به آنها محروم ساختم. اما بعد از مدتي که گذشت و به زندگي ام نگاه کردم با خود گفتم چرا زندگي اينقدر پر از بدبختي است؟
واضح است که خودم را خيلي گم کرده بودم. سپس شروع کردم به تغيير دادن چيزهايي که در طول دهه قبل جزو عادتهاي من به شمار مي رفتند که منجر به مشاجراتي با همسرم شد. نهايتا درحاليکه اشک مي ريخت به من گفت :" مارک تو خودت دشمن خودت هستي! خودت !...همه چيز تقصير خودت است. ديگر نمي توانم تسکين تو باشم ، اگر بخواهي مي تواني تغيير کني اما لازم است که بخواهي و خواهش مي کنم بخواه..." . و من پس از مدتها کشمکش هاي دروني و مطالعات گسترده و حمايت هاي بي دريغ همسرم و چند نفر از دوستان ، نهايتا توانستم خودم را پيدا کنم.
من مي خواهم تجربياتم را در اختيار شما قرار بدهم چون مي دانم که شما نيز گاهي درگيري هايي با شيطان درونتان داريد. بعضي وقتها افکار ما و تصميم هاي هميشگي و روتين زندگي بزرگترين دشمن ما محسوب مي شوند که باعث مي شود من به شما يادآوري کنم که از آن برحذر باشيد.
1- توقع رضايت هميشگي داشتن
در زندگي هيچ چيز ثابت و هميشگي نيست. همانطور که شادي مطلق وجود ندارد غم و اندوه مطلق نيز وجود ندارد. مي توان گفت که تغيير در حس و حال ما وجود دارد که به طور مداوم بين شادي و غم در نوسان است. در هر زماني به اين فکر مي کنيم که بعدا چه مي شود و چه حسي خواهيم داشت – نوعي مقايسه بين ميزان رضايت مندي خود در زمان هاي مختلف. در اين مسير، برخي از ما که حس غم و اندوه فراواني داريم ، پس از التيام آن مي توانيم به اوج شادي و لذت برسيم. به عبارت ديگر شادي و غم لازم و ملزوم يکديگرند؛ يکي باعث تقويت ديگري مي شود. انسانها بايد بدبختي و بيچارگي را بشناسند تا قدر عافيت را بدانند.
نکته مهم تمرکز روي جنبه هاي خوب زندگي است. شايد شما همه لحظه هاي زندگيتان را آگاهانه سپري مي کنيد و شايد درک کرده باشيد که همه خوشبختي که به دنبالش هستيد را درهمان لحظه داريد. اگر حس مي کنيد که لحظه اي که در آن هستيد بهتر از آن چيزي است که مي توانست باشد ، لذت شما بيش تر از حد و اندازه آن خواهد شد.
2- وسواس در بررسي خطاهاي فردي
تصور کنيد که در دوره دبيرستان به سر مي بريد يک سال معدلتان الف ، دو سال بعدي ب و سال بعدتر ج باشد. آيا شما روي داشتن معدل الف و يا ج زياد فکر مي کنيد؟ آيا به خاطر معدل پايين خودتان را سرزنش مي کنيد؟ و يا در دوره اي که معدلتان پايين بود روي علايق و توانايي هاي شخصي خود تمرکز داشتيد؟ من اميدوارم که متوجه ارزش طرز فکر دومي شده باشيد.
هر روز صبح که از خواب بيدار مي شويد، به سه چيز مهم زندگي خود فکر کنيد و زماني که به بستر مي رويد که بخوابيد ذهنتان را پر از فکر هاي مثبت و کارهاي کوچکي که در طول روز به خوبي از پسش بر آمده ايد کنيد. موفقيتهاي خود را آزمايش کنيد. قدرت تفکر خود را به سمتي هدايت کنيد که باعث به وجود آمدن تاثيرات مثبت در زندگي شود. با خود مرور کنيد که چه کارهايي را و چرا اغلب خوب انجام مي دهيد و خواهيد ديد که به طور طبيعي راههايي را پيدا مي کنيد که کارهاي ديگر را هم به درستي انجام دهيد. مناسب ترين روش براي لذت بردن از موفقيتهاي زندگي اين است که خود را به خاطر بي کفايتي در گذشته ملامت نکنيد. اما در عوض، سعي کنيد روي موفقيتهاي فعلي مانور دهيد.
شما بزرگترين دشمن خودتان هستيد
3- داشتن زندگي روتين و مرده
رايج ترين و مخرب ترين اعتياد در جهان ترسيم يک نوع زندگي راحت و روتين است. چرا وقتي 400 کانال تلويزيوني داريم به دنبال فقط يک سبک زندگي هستيد؟ شما مثل کامپيوتر نيستيد که تراشه را روي برد نصب کرده و يک برنامه را اجرا کنيد ، زندگي چيز ديگري است. زندگي يعني حيات. زندگي يعني يادگيري و رشد با وجود هيجانات و استرس ها .
زندگي پر از معماهاست ؛ بعضي از آنها هيچگاه به جواب نمي رسند.اين تمايلات ذهن جستجو گراست که به دنبال پاسخ مي گردد و در ميان ناشناخته ها شجاعانه سير مي کند تا به جواب سوالات خود برسد و همين جستجوهاست که به زندگي معنا مي بخشند.
در نهايت ، شما مي توانيد بقيه زندگي خود را با حس تاسف در باره خود ادامه دهيد و روال زندگي خود را با بي تحرکي سپري کرده و يا مي توانيد هميشه از وجود شگفتيهاي زندگي متعجب شويد و از خود به خاطر تلاش براي حل مشکلات تشکر کنيد. همه اينها فقط به ذهن خودتان بستگي دارد. اولين گام مشخص اين است که خود را متقاعد کنيد که از محدوده زندگي روتين خود خارج شويد.
4- اعتقادات محدود کننده
شما از عقايد خود رنج نمي بريد. شما از بي اعتقادي خود رنج مي بريد. اگر در خود هيچ اميدي حس نمي کنيد، به اين معني نيست که هيچ اميدي وجود ندارد؛ فقط به اين علت است که شما به وجود اميد اعتقاد نداريد. از آنجايي که ذهن مسوول هدايت بدن است ، نهايتا اين ذهن است که باعث مي شود رويايي به تحقق برسد و يا بالعکس. واقعيت زندگي شما بازتابي از انديشه و تفکرات شماست و يکي از راههايي است که باعث مي شود هرچه که بدان باور داريد اتفاق بيافتد. بعضي وقتها بهتر است آنچه را که فکر مي کنيد نمي توانيد انجامش دهيد حداقل تلاشتان را بکنيد و در نهايت متوجه مي شويد که شما واقعا مي توانيد. همه اينها از درون آغاز مي شود. شما افکارتان را تنظيم مي کنيد و تنها کسي که مي تواند سر پا نگهتان دارد ، خود شما هستيد.
5- مقاومت در برابر ريسک پذيري
عشق و خوشبختي با ريسک همراهند . ريسک پذيري يکي از مزايايي است که باعث مي شود آغوشتان را به دنياي زيبايي ها و فرصت ها باز کنيد. ريسک پذير بودن به معني نقطه ضعف نشان دادن نيست ، به معني نشان دادن بخش هايي از وجودتان است که تا قبل از اين آن را ناديده مي گرفتيد. به معني روبرو شدن با دنياي بيرون با قلبي پذيرا و پر از صداقت است و گفتن اين جمله به دنيا که :"من همين هستم. يا مرا همينگونه قبولم کن و يا ترکم کن"
خيلي سخت است که آگاهانه به دنبال خطر برويم. چرا؟ براي اينکه همراه با آسيب هايي است. اگر شما چهره واقعيتان را نشان دهيد، اين امکان وجود دارد که کسي شما را درک نکند و حتي پس بزند. ترس از چنين عواقبي آنقدر زياد است که شما مجبوريد براي محافظت از خود هميشه پشت نقاب مخفي شويد. اما دقيقا اين تنها يک درد مداوم است که شما سعي مي کنيد از آن فرار کنيد.
از آنجايي که عشق و خوشبختي نيازمند ريسک پذيري هستند، اگر اين ريسک را از خود دور کنيد درواقع لذتهاي زندگي را از خود دور کرده ايد.
6- از ديگران انتظار زيادي داشتن
هميشه اين ذهنيت با شما همراه است که کارها بايد چگونه انجام شوند. اين ذهنيت باعث مي شود که از واقعيت دور بمانيد و باعث مي شود که از درک واقعي خوبي هاي زندگي اجتناب کنيد. راه حلش؟ ساده است. از توقعات خود کم کنيد. قدرهر آنچه که داريد را بدانيد. بهترين ها را بخواهيد اما توقعتان را کم کنيد. شما مجبوريد که با واقعيت به جاي جنگيدن ، کنار بياييد. اجازه ندهيد که سطح انتظارات شما مانع ديدن خوبي ها و اتفاقات زندگيتان شود. زماني که از سطح توقعات خود از ديگران و چيزهاي ديگر کم کنيد، مي توانيد از ماهيت واقعي آنها همان گونه که هستند لذت ببريد.
اکنون نوبت شماست ، شما چگونه با خودتان دشمني مي کنيد؟ به ما هم بگوييد.
نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1392ساعت 11:10 توسط حامی|

روانشناسي/ پيشنهاداتي براي يک کانون گرم خانوادگي


 
افکارنيوز/ از کنار هم بودن لذت ببريد
ماهيت و ذات خانواده هاي شاد وجود روحيه نشاط بين اعضاي خانواده است. آنها مي دانند که در هر شرايطي چطور با هم رفتار کنند. يک مشاور خانواده به نام رابي بوتيچ مي گويد:
بين اين خانواده ها، نشاط و شادي ارتباطات را شکل مي دهد. زماني که پدر و مادر به خانه بر مي گردند، بچه ها از ديدن آنها به وجد مي آيند و شاد مي شوند و در مقابل وقتي بچه ها به خانه مي آيند، پدر و مادر از ديدن آنها روحيه مي گيرند و خوشحال مي شوند.
کارهاي روزمره را براي همديگر تعريف کنيد
زماني که بچه ها به خانه مي آيند از آنها بخواهيد تا براي شما تعريف کنند در مدرسه شان چه اتفاقي افتاده و حتي در برابر پيش پاافتاده ترين مطلب هم واکنش نشان بدهيد و به همين ترتيب شما هم از کارهاي روزمره خود داستاني جذاب براي آنها تعريف کنيد. اگر شما با حالتي غمگين و پکر وارد خانه شويد و بلافاصله هم به سراغ تلويزيون برويد، بچه ها از بازگشت شما به خانه حس خوبي پيدا نمي کنند و خوشحال نمي شوند. زماني که به خانه بر مي گرديد و بچه ها شما را مي بينند، بايد هر چيزي جر آنها را فراموش کنيد و سعي کنيد چيزي با خود به خانه بياوريد تا موضوع شروع صحبت بين شما و بچه ها شود. مثل يک کتاب داستان و تعريف يک ماجرا، تا توجه آنها جلب شود، با هم ارتباط برقرار کنيد و صحبت شروع شود به اين ترتيب بچه ها هميشه مشتاق رسيدن شما به خانه هستند. زماني که خانواده جوي مطلوب براي اعضاي خود نداشته باشد، نتيجه اين مي شود که بچه ها بودن با دوستان خود را به بودن با اعضاي خانواده ترجيح مي دهند!
با هم غذا بخوريد
خانواده هايي که با هم غذا مي خورند، هميشه در کنار هم مي مانند. غذا خوردن در کنار هم کار سختي نيست و مي تواند زماني بسيار مناسب براي برقراري ارتباطي صميمانه تر بين اعضاي خانواده باشد. سعي کنيد حداقل در هفته چهار وعده غذا را در کنار هم بخوريد.
با همديگر سرگرم شويد
سعي کنيد براي هر شب يک فعاليت دسته جمعي داشته باشيد. به طور مثال با توجه به نظر بچه ها براي کوچکترها يک داستان کوتاه و براي بزرگترها بخشي از يک رمان را بخوانيد.
خانواده را در اولويت قرار دهيد
در خانواده هاي شاد، هميشه خانواده نسبت به دوستان در اولويت قرار دارد. والدين بايد بدانند که رسيدگي به فرزندان و توجه به آنها بايد با سرگرمي همراه باشد. اشکالي ندارد براي بچه ها قوانيني وضع کنيد. اما به ياد داشته باشيد که آنها به سرگرمي هم نياز دارند. زماني که بچه ها کسل، خسته و بي حوصله شوند، زنگ خطري براي روابط بين اعضاي خانواده است، زيرا در اين زمان آنها به دنبال هيجان و سرگرمي در خارج از محيط خانواده مي گردند و اين دقيقاً همان زماني است که دوستان اهميت بيشتري نسبت به خانواده پيدا مي کنند! دوستي اهميت دارد، به شرط اينکه تابع و وابسته به خانواده باشد.
صدايتان را بلند نکنيد
به ياد داشته باشيد فرزندان شما با ثبات به رشد و شکوفايي مي رسند و محيط خانه بايد جوي آرام داشته باشيد، با فرزندان خود حرف بزنيد، قوانين ثابت خانه را به آنها گوشزد کنيد، اما هميشه مراقب باشيد صدايتان بلند نشود. از کوره در نرويد و داد و هوار نکنيد. وقتي شما سر بچه ها داد بزنيد اين امر نشان از عدم تسلط و نداشتن کنترل بر اعصاب تان دارد و همين موجب مي شود جوي ناآرام براي آنها ايجاد شود و احساس ناامني کنند.
در حضور بچه ها مشاجره نکنيد
درست است که گاهي اوقات امکان دارد جروبحث در محيط خانه اجتناب ناپذير باشد، اما تمام سعي خود را بکنيد تا بگومگوها از چشم بچه ها پنهان بماند. اگر بچه ها شما را در حال جروبحث و مشاجره ديدند، حتماً معذرت خواهي کنيد و بگوييد خيلي متاسف هستيد که آنها شما را در آن حال ديده اند و يادآور شويد سوءتفاهم کوچکي بين شما وجود داشته که حل شده و الان همه چيز خوب و مرتب است.
بيش از اندازه کار نکنيد
فقط کار، بدون هيچ تفريحي شرايط را بدتر مي کند و فضاي خانواده را ملال آور و يکنواخت مي کند. اگر شما مدام سرکار و دور از فرزندان تان باشيد، ممکن است ناخواسته براي آنها فضايي مملو از عدم امنيت ايجاد کنيد، زيرا کم کم اين حس به آنها تلقين مي شود که اهميت و ارزشي برايشان قائل نيستيد.
انعطاف پذير باشيد
با گذشت زمان بچه هاي خانواده به مرحله نوجواني مي رسند و جوانان خانواده ديگر احساس بزرگ شدن مي کنند، پدر و مادر کم کم ميان سال و مسن مي شوند و... اما با تمام اين تغييرات کوچک و بزرگ باز هم هر کدام از آنها هنوز عضوي از خانواده هستند. انعطاف پذير بودن، سپري شدن اين مراحل و تغييرات را همراه با آرامش تضمين مي کند.
با هم ارتباط داشته باشيد
در خانواده شاد ارتباط بين اعضا بسيار قوي است. در اغلب خانواده ها ديده مي شود که بچه ها به طور مجزا با مادر در ارتباط هستند و او به نيازهاي آنان پاسخ مي دهد. اما در خانواده هاي شاد اين ارتباط بسيار گسترده و بين تمام اعضا جريان دارد. ارتباطي پر از شادي و همراه با انعطاف پذيري!
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت 11:5 توسط حامی|

نکته هاي طلايي/ ده نکته مفيد زندگي



 

 
خراسان/ 1-هميشه به مردم بيش از انتظاراتشان ببخشيد و اين کار را با روي خوش انجام دهيد. 2- شعر مورد علاقه تان را حفظ کنيد. 3- هر آنچه که مي شنويد را باور نکنيد. 4- همه دارايي تان را خرج نکنيد. 5- هر چقدر که مي خواهيد نخوابيد. 6- وقتي به کسي مي گوييد "دوستت دارم" واقعاً دوستش داشته باشيد. 7- وقتي مي گوييد "متأسفم"، در چشم طرف مقابل نگاه کنيد. از گفتن کلمات جادويي " معذرت مي خواهم"، "ببخشيد"، "تشکر مي کنم"، "ممنونم" و نظاير اينها براي جبران اشتباه يا کم توجهي دريغ نکنيد. 8- هيچ گاه به روياهاي ديگران نخنديد. 9- عميق و مشتاقانه عشق بورزيد. خصوصا براي همسري که با اعتماد شما را شريک زندگي خود کرده، احترام قائل باشيد. 10- هميشه با مادرتان در تماس باشيد
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 9:7 توسط حامی|

اضطراب، عامل اصلی تپش قلب

مهرداد کاظم زاده عطوفی، دبیر انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران گفت: خستگی مفرط، تنگی نفس و افزایش تپش قلب مهمترین علایم اختلال اضطراب است که به ویژه نوع دائمی آن خطرناک است و باید درمان شود.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، گفت: اضطراب، نگرانی و استرس در جامعه و حتی در بین برخی کارشناسان بهداشت روانی مترادف هم به کار می‌روند، در حالی که هر کدام تعریف و علائم جداگانه‌ای دارد.

وی افزود: متأسفانه علائم اضطراب نسبت به استرس و نگرانی به قدری وخیم است که آن را درد روانی نامیده‌اند.

کاظم‌زاده عطوفی گفت: تپش قلب بالا، احساس تنگی نفس، خشک شدن گلو و دهان، گرمی صورت، احساس فشار در سر و دلشوره جزو علایم اضطراب است.

وی اظهار داشت: اضطراب در صورت انتشار و دائمی بودن به گونه‌ای که فرد آن را در طول روز بارها تجربه کند، نوعی اختلال محسوب می‌شود که باید آن را درمان کرد.

وی ادامه داد: دارو درمانی و روان درمانی برای اضطراب باید به موازات یکدیگر انجام شود.

کاظم‌زاده عطوفی گفت: دارو درمانی باید توسط روانپزشک و روان درمانی ترجیحاً توسط روانشناسی بالینی انجام شود.

دبیر انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران تصریح کرد: ممکن است افراد برای ابتلا به اضطراب علائم گوناگونی را نشان دهند.

وی افزود: شاید اضطراب در فردی به صورت تکرر ادرار باشد در حالی که در فرد دیگری با تعریق و انقباض عضلات بدن همراه باشد.

کاظم‌زاده عطوفی اذعان داشت: خستگی مفرط یکی از علائم اضطراب است که باید آن را جدی گرفت.

دبیر انجمن روانشناسی بالینی ایران خاطرنشان ساخت: اضطراب در صورت انتشار نوعی اختلال است، اما در درجات کم نیز می‌تواند عامل یک اختلال، مانند وسواس باشد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1392ساعت 13:33 توسط حامی|

چتر دائمی بی‌اعتمادی بر سر ازدواج‌ در چت‌روم‌ها

ازدواج اینترنتی همیشه ترس و سؤالی را در دل زوجین باقی می گذارد و آن هم این است که: " آیا همسرم با دیگری هم برای ازدواج چت کرده است؟"

خبرگزاری فارس: چتر دائمی بی‌اعتمادی بر سر ازدواج‌ در چت‌روم‌ها 

به گزارش خبرنگار جامعه فارس، واقعیت این است که ورود اینترنت به جوامع در حال توسعه مانند ایران در کنار تمام محاسن و نوآوری‌هایی که به دنبال داشته است دارای جوانب منفی و آثار سویی نیز بر فرهنگ کشورمان بوده است. تغییرات در شیوه ازدواج جوانان یکی از تبعات ورود این فناوری در ایران است که به «ازدواج‌های اینترنتی» موسومند اما مساله مهم این است که آیا می‌توان اشتراک سلیقه افراد در «چت‌روم» را نخستین گام برای ازدواج دانست؟

هرچند ضرورت ازدواج به هنگام از جمله موضوعاتی است که تاکیدات قرآنی متعددی درباره آن وجود دارد اما در کنار این موضوع، احکام اسلامی‌همواره بر این ضرورت تاکید دارند که تشکیل خانواده باید با درایت و آگاهی صورت گیرد چرا که بی‌توجهی به این امر از قوام این نهاد که اساس جامعه را تشکیل می‌دهد می کاهد و زمینه‌ساز بروز مشکلات متعددی می‌شود.

بی‌اعتمادی، عمده‌ترین آسیب ازدواج اینترنتی

بی‌اعتمادی یکی از عمده‌ترین آسیب‌هایی است که زندگی زوجینی را که به‌واسطه آشنایی در فضای مجازی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، تهدید می‌کند چراکه همواره این دغدغه با آنهاست که «آیا همسرشان با افراد دیگری هم چت می‌کند؟» آشنایی در فضای چت‌روم‌ها، بعدها آثار عمیقی بر روابط زوج‌ها می‌گذارد چراکه آنها در مرحله نخست برای برقراری ارتباط با یکدیگر ناگزیرند در برخی موارد خود را بسیار ایده‌آل معرفی کنند. این نوع ارتباط زمانی می‌تواند به یک آشنایی سالم تبدیل شود که با بلوغ هیجانی هر دو فرد، نظارت موسسات ذی‌صلاح در این امر و مشاوره متخصصان فضای مجازی همراه شود.

اگر والدین از دریچه منع به این وسیله ارتباطی نگاه کنند قطعا فرزندانشان به شکل دیگری آسیب خواهند دید چراکه اینترنت واقعیت روز جامعه ماست و نمی‌توانیم این واقعیت را انکار کنیم اما این گفته به آن معنا نیست که فرزندمان را در برابر ابزارهای جدید تنها رها کنیم. بنابراین والدین مسئول، کسانی هستند که علاوه بر دلسوزی با بصیرت به این فناوری و خدمات آن نگاه کنند.

نگاه پسران به همسریابی اینترنتی از نوع «سرگرمی» است

نگاه پسران به مقوله همسریابی اینترنتی صرفا نوعی سرگرمی‌است. دختران بیشتر از شیوه همسریابی اینترنتی استفاده می‌کنند. در حالی که پسران بیشتر با نگرش سرگرمی‌وارد «چت‌روم» می‌شوند. شاید بتوان ادعا کرد که آشنایی در چت‌روم‌ها بتواند به کاهش سن ازدواج کمک کند اما نمی‌توان توقع داشت این الگو در جامعه ما نیز جوابگو باشد چون بیشتر تعاملات جوانان در فضای مجازی انتزاعی و دور از واقعیت است و همین موضوع زمینه‌ای برای افزایش مشکلات و آسیب‌های همسریابی اینترنتی در جامعه ماست. مشکل کنونی ما این است که پسران حاضر به قبول مسئولیت ازدواج نیستند و در نهایت این جامعه زنان هستند که از این شیوه ازدواج آسیب می‌بینند.

بهترین راهکار، فرهنگسازی است به این معنی که مسئولان فرهنگی جامعه با ارائه مشاوره به والدین و همچنین تولید برنامه‌های مختلف به آموزش خانواده‌ها و جوانان نسبت به نقاط قوت و ضعف استفاده از اینترنت و خدمات آن بپردازند.

ازدواج‌های موفق که ریشه در آشنایی اینترنتی دارد نیز توسط افرادی صورت گرفته است که از شخصیت‌های پخته‌ای برخوردار بوده‌اند به این معنی‌که به‌طور تصادفی با هم در اینترنت آشنا شده‌اند نه اینکه از این طریق با هم ازدواج کنند.

نمی‌توان گفت همه ازدواج‌هایی که از طریق اینترنت صورت گرفته، محکوم به جدایی است. آشنایی قبل از ازدواج، مهم‌ترین معیار تشکیل یک زندگی موفق است بنابراین صرفنظر از شیوه انتخاب همسر، جوانان باید مبنای خود برای آغاز زندگی مشترک را شناخت صحیح قرار دهند. فارغ از جنس متقاضیان، بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می‌کنند شامل گروه‌هایی هستند که محدودیت‌هایی دارند؛ این محدودیت‌ها ممکن است مربوط به مشکلات فردی، خانوادگی، ظاهری و فرهنگ حاکم بر محیط زندگی فرد باشد. در فضای مجازی تضمینی وجود ندارد که اطلاعات ارایه ‌شده توسط کاربران تا چه حد صحت دارد زیرا چون در بسیاری از موارد افراد ایده‌آ‌ل‌های خود را به طرف مقابل منعکس می‌کنند.»

آشنایی خانواده‌ها با همسریابی اینترنتی، نیازمند زمان طولانی است البته درصورت فراگیری آن نیز فرهنگ حاکم بر جامعه ایران زمینه‌ای را فراهم می‌کند که خانواده‌ها از این شیوه استقبال نکنند و ترجیح دهند امر ازدواج را با شیوه سنتی آن پیگیری کنند. فضای مجازی مجال خوبی برای افرادی است که به دلایلی منزوی شده‌اند و قادر به برقراری ارتباط اجتماعی صحیحی نیستند. بسیاری از افراد در ارتباط چهره به چهره قادر به ارائه پرسش‌های خود نیستند از همین‌رو فضای مجازی در این زمینه نیز راهگشاست. البته این نقاط مثبت به دلیل بی‌برنامگی و نبود مدیریت به نقطه ضعف تبدیل شده است.

از آنجا که شناخت افراد در فضای مجازی نسبت به یکدیگر چهره به چهره نیست، بسیاری از کاربران درصدد فریب یکدیگر برمی آیند و به ارایه اطلاعات غیرواقعی می‌پردازند که این روند نه تنها به ازدواج منجر نمی شود بلکه تبدیل به موضوعی سرگرم‌کننده می‌شود که بی‌توجهی به آن آسیب‌های زیادی را به دنبال دارد.

ایجاد محدودیت در برخی سایت‌ها یکی از راهکارهای کاهش همسرگزینی به شیو ه اینترنتی است به این معنی که گزینه همسریابی در همه پایگاه‌های اینترنتی موجود نباشد و تنها برخی سایت‌های دینی و فرهنگی از این امکان برخوردار شوند. همچنین پرهیز از ارتباط مجازی طولانی‌مدت را نیز باید دیگر راهکار دانست به طوری که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتی را از یکدیگر کسب کردند، شرایط آشنایی چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازی محدود باشد.

آیا می دانید:

- در ایران از هر یکصد ازدواج 2 مورد اینترنتی است و البته علت 25 درصد طلاق ها همین نوع ازدواج ها و ازدواج های بعد از آشنایی های خیابانی است.

- در فضای مجازی، تضمینی برای ارائه اطلاعات صحیح وجود ندارد و شناخت اینترنتی از همسر آینده کافی نیست.

- ازدواج اینترنتی همیشه ترس و سؤالی را در دل زوجین باقی می گذارد و آن هم این است که: " آیا همسرم با دیگری هم برای ازدواج چت کرده است؟"

- یکی از آسیب های ازدواج اینترنتی، پایین بودن درصد اعتماد زوجین به یکدیگر است. این موضوع در زندگی مشترک با توجه به علاقه زوجین به حضور در اتاق های چت و جست و جو در اینترنت عامل شک و تردید همسران نسبت به یکدیگر خواهد شد

- نگاه پسران به مقوله همسریابی اینترنتی صرفاً سرگرمی است.

- آشنایی قبل از ازدواج، معیار مهم زندگی مشترک است و اینترنت هم یکی از راه های آشنایی است ولی از راه اینترنت نمی توان زیربنای زندگی مشترک را بدون اما و اگر ساخت.

- بی توجهی به معیارهای اصلی زندگی مشترک در ارتباط های اینترنتی یک آسیب دیگر است.

- قول و قرارهای اینترنتی کوچکترین تضمینی ندارند.

- ازدواج و تعیین سرنوشت از پشت سیم ها معمولاً عاقبت خوشی ندارند.

- ازدواج های اینترنتی معمولاً بر اساس ساده انگاری، خوش بینی و هیجانات جوانی صورت می گیرد. تبعات جدایی در ازدواج های اینترنتی برای طرفین شدید تر از جدایی های عادی است چون در بیشتر ازدواج های اینترنتی، از تجربه های والدین استفاده نمی شود و این موضوع باعث می شود زوجین علاوه بر اینکه فشارهای عاطفی ناشی از طلاق را تحمل می کنند باید جوابگوی فشارهای کلامی اطرافیان خود هم باشند.

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 9:22 توسط حامی|

نائب رییس کانون سردفتران ازدواج و طلاق گفت: با توجه به تحقیقات میدانی صورت گرفته از تعداد ازدواج های موقت کشور، نسبت ازدواج موقت به ازدواج رسمی در کشور 2 به 10 است.

به گزارش ایرنا «علی مظفری» در یک نشست خبری، افزود: از آنجا که ازدواج موقت در کشور به ثبت نمی رسد، یافتن آمار دقیق از این نوع ازدواج بسیار سخت است اما با تحقیقات میدانی صورت گرفته به ازای هر 10 ازدواج دائم، دو ازدواج موقت در کشور انجام شده است.

وی درباره ضرورت ثبت ازدواج موقت در دفاتر ثبت ازدواج و طلاق، ادامه داد: متأسفانه بسیاری از افراد نسبت به ثبت ازدواج موقت تمایل ندارند به همین دلیل شیوه ای را انتخاب می کنند تا کسی متوجه ازدواج موقت آنها نشود.

مظفری اضافه کرد: در این راستا عاقدینی هستند که خارج از دفترخانه اقدام به ثبت غیر قانونی ازدواج موقت می کنند و برای این کار نیز گواهی صادر می کنند؛ اما فاقد ارزش قانونی بودن این گواهی ها موجب شده که خانم ها در صورت شکایت براساس این مدارک، دست شان به جایی نرسد.

وی با بیان اینکه دفاتر ازدواج از طلاق جدا هستند، گفت: یکی از شروط تأسیس دفتر ثبت طلاق این است که فرد مجوز دفتر ازدواج نیز داشته باشد، بنابراین در تهران تنها 150 دفترخانه ثبت طلاق وجود دارد.

مظفری تخلف عمده سردفتران ازدواج و طلاق را اداره دفتر به وسیله فرد دیگر عنوان و بیان کرد: این امر موجب می شود تا کارهای غیرقانونی و ثبت غیرقانونی ازدواج و طلاق در این گونه دفاتر رواج پیدا کند.

وی از تفاوت قائل شدن قانون میان دفاتر ثبت اسناد رسمی و ازدواج و طلاق خبر داد و گفت: دفترداران دفاتر اسناد رسمی بیمه، بازنشستگی و از کارافتادگی دارند که دفترداران ازدواج و طلاق از هیچکدام از این حقوق برخوردار نیستند.

مظفری افزود: حتی دفترداران اسناد رسمی می توانند امتیاز دفتر خود را به فروش برسانند اما دفاتر ازدواج و طلاق این گونه نیست.

وی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواست تا با تصویب قانونی این سردفترخانه ها را نیز زیرمجموعه اسناد رسمی قرار دهد و یا امتیازاتی نیز برای این سردفتران قائل شود.

نایب رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق تاکید کرد: با توجه به درآمد پایین دفترخانه ها و تعرفه کم ثبت ازدواج و طلاق، دفترخانه هایی با سوءاستفاده و بهره گیری از دلال 200 مورد طلاق در ماه ثبت می کنند تا درآمدشان بالا برود، در حالی که تعداد ازدواج های ثبت شده توسط آنها در ماه حتی به 2 عدد هم نمی رسد.

وی خاطرنشان کرد: متأسفانه در کشور ما هیچ نهادی برای خانواده تشکیل نشده است و آنهایی که داعیه خانواده را دارند تا به حال به این موضوع به صورت کارشناسی نپرداخته اند.

وی با اشاره به نقش آموزش در کشور ما درموضوع امر ازدواج، گفت: تا به حال کسی به جوانان ما درباره ازدواج آموزش های لازم را نداده، به طور مثال هنوز یک الگو برای جهیزیه مطلوب تهیه نشده تا جوانان ما عرف جهیزیه را بدانند.

مظفری خاطرنشان کرد: همانگونه که برای مهریه عرفی معین شده، برای نامزدی، مهریه و خرید وسایل نوزاد (سیسمونی) هم می توان عرفی ایجاد و سقفی تعیین کرد.

مظفری عمده دلایل طلاق را در جامعه مسائل اعتقادی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی عنوان کرد و گفت: جوانان ما باید قبل از ازدواج تحت نظارت خانواده و مطابق شرع با هم ارتباط بیشتری داشته باشند تا همدیگر را خوب بشناسند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها، گفت: متأسفانه ما تا لحظه ازدواج دختر و پسر را جدا از هم نگه می داریم و این سبب شده که جوانان ما نحوه رفتار با جنس مخالف خود را بلد نباشند.

نائب رییس کانون سردفتران ازدواج و طلاق با انتقاد از نبود معاونت خانواده در وزارتخانه های کشور، گفت: به عقیده من یکی از عاملان افزایش طلاق روانشناسان هستند چون با مراجعه زوجین برای مشاوره خطاب به آنها می گویند که شما به درد هم نمی خورید پس باید طلاق بگیرید.
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 10:7 توسط حامی|

حسین باهر در گفتگو با فرارو بررسی کرد
کد خبر: ۳۵۴۵۶۳
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۲ - ۱۳:۴۱ - 30 October 2013
یک جامعه شناس گفت: «جامعه ما اکنون به مرحله ای رسیده که باید برای تسهیل در ازدواج دائم تعجیل کرد؛ در غیر این صورت ازدواج موقت جای آن را می گیرد که تازه بهترین جایگزین است وگرنه روابط نامشروع در جامعه رواج پیدا می کند.»

آمارهای رسمی حاکی از کاهش ازدواج دائم و افزایش طلاق در جامعه است. از سوی دیگر سن ازدواج در ایران نیز افزایش یافته است. این در حالی است که به نظر می رسد در سال های اخیر ازدواج موقت از محبوبیت بیشتری نسبت به ازدواج دائم برخوردار شده است.

یک مقام آگاه در سازمان ثبت احوال می‌گوید: در ۱۲ ماه گذشته، ازدواج موقت در استان تهران حدود ۲۸ درصد بیشتر از دوره مشابه قبل به ثبت رسیده است. همچنین چند روز پیش احمد تویسرکانی معاون رئیس قوه قضائیه از افزایش 10 درصدی ازدواج موقت در کشور در نیمه نخست امسال نسبت به سال گذشته خبر داد.

برخی کارشناسان همچون دکتر مصطفی اقلیما معتقدند کاهش ازدواج دائم و افزایش ازدواج موقت یعنی افزایش بهم‌ریختگی خانوادگی که خبر خوشی نیست و در واقع خبری بدتر از افزایش طلاق است.

اقلیما معتقد است اکنون عقد موقت در واقع مخصوص افراد متمول شده است و اگر می‌خواهیم نیازهای روحی و روانی جوانان را پاسخگو باشیم باید عقد موقت را مخصوص افراد مجرد قرار دهیم.

با این حال اگرچه به لحاظ شرعی ازدواج موقت اشکالی ندارد اما به نظر می رسد فرهنگ جامعه ایران آن را جایز نمی شمارد. اما باید به این سوال مهم پاسخ داد که با سخت شدن ازدواج دائم و افزایش روابط نامشروع، راه جایگزین چیست؟

پروفسور حسین باهر جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفتگو با فرارو گفت: «درباره افزایش ازدواج موقت در جامعه می توان دلایل مختلفی ارائه کرد. در ابتدا باید اذعان کرد در حال حاضر اقدام به ازدواج دائم از نظر مشکلات اقتصادی سخت شده است. به اعتقاد من 90 درصد مشکلات ازدواج دائم ناشی از مسائل اقتصادی و 10 درصد نیز ناشی از مسائل فرهنگی است.»

وی ادامه داد: «مسائل اقتصادی شامل مسکن، شغل و درآمد مناسب، هزینه های بالای ازدواج و مهریه های سنگین می شود و مسائل فرهنگی برخاسته از تهاجم برنامه های ماهواره ای است که راه باز را به مردم نشان می دهند و اینکه زیر بار مسئولیت نروند و تعهد نپذیرند.»

وی افزود: «لذا به نظر من دلیل اصلی رواج ازدواج موقت را می توان سخت بودن ازدواج دائم و سهل بودن ازدواج موقت عنوان کرد.»

این استاد دانشگاه اظهار کرد: «به لحاظ دینی باید گفت قرآن در آیه 24 سوره نساء صریحا ازدواج موقت را پذیرفته است. فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً. یعنی اگر به صورت مُتعه برخوردار شدید اجر آن را بپردازید.»

وی ادامه داد: «از این آیه دو نکته برداشت می شود. اول اینکه عقدی به نام مُتعه وجود دارد و دوم اینکه پرداخت آن مهریه نیست بلکه اجرت است. اما قرآن ازدواج دائم را نکاح می نامد و مهریه آن را صداق می نامد.»

باهر با بیان اینکه در فقه نیز عنوان می شود که نکاح بر دو نوع است: دائم و موقت؛ گفت: «منتهی باید گفت ازدواج دائم شرط لازم بر قضایا است و اگر کسی توانایی دارد واجب است که ازدواج دائم کند.»

وی ادامه داد: «به نظر من جامعه ما اکنون به مرحله ای رسیده که باید برای تسهیل در ازدواج دائم تعجیل کرد؛ در غیر این صورت ازدواج موقت جای آن را می گیرد که تازه بهترین جایگزین است وگرنه روابط نامشروع در جامعه رواج پیدا می کند.»

این استاد دانشگاه اظهار کرد: «به نظر من از ازدواج موقت می توان با لحاظ شرایطی به عنوان جایگزین ازدواج دائم استفاده کرد. به طور مثال برای فردی که شرایط ازدواج دائم را ندارد اقدام به ازدواج موقت بلااشکال است.»

وی ادامه داد: «اما افراد رفاه زده که می توانند ازدواج دائم کنند ممکن است برای آنکه زیر بار مسئولیت نروند بخواهند ازدواج موقت کنند. در حالی که به نظر من ازدواج حق هر دختر و وظیفه هر پسری است و کسانی که از تمکن مالی برخوردارند و شرایط ازدواج دائم را دارند از دایره ازدواج موقت خارج هستند.»

وی تصریح کرد: «ازدواج دائم می تواند از عناوین اولیه باشد؛ در حالی که ازدواج موقت از عناوین ثانویه است. به نظر من ازدواج موقت همانطور که از نام آن پیداست یک امر موقتی و اضطراری است و باید در این باره فرهنگ جامعه را ارتقاء بخشید.»

باهر در پاسخ به این سوال که افزایش ازدواج موقت در جامعه چه تبعات مثبت و منفی در بر خواهد داشت؟، گفت: «به نظر من ازدواج موقت قابل قیاس با روابط نامشروع و هرزگی های موجود در جامعه نیست. لذا ازدواج موقت می تواند باعث کاهش روابط نامشروع، فساد و فحشا در جامعه شود.»

وی ادامه داد: «البته ازدواج موقت مردان متاهل از نظر همسران آنها پسندیده نیست و خانم های متاهل راضی نیستند شریکی در زندگی آنها پیدا شود. اما به نظر من همین که احساس شود می توان ازدواج موقت کرد، ازدواج دائم مستحکم تر می شود.»

وی افزود: «به عبارت دیگر من معتقدم تسهیل در ازدواج موقت می تواند جایگزین مهریه های سنگین که با هدف استحکام ازدواج دائم صورت می گیرد شود. هرچیزی که از انحصار بیرون بیاید رقابتی می شود و کمیت و کیفیت آن بالا می رود. ازدواج دائم نوعی انحصارگرایی است که باعث می شود برخی خانم ها پس از ثبت ازدواج به دنبال دریافت مهریه بروند. لذا تبصره ازدواج موقت می تواند قاعده ازدواج دائم را محکم کند.»

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: «اما از سوی دیگر ازدواج موقت می تواند یک شمشیر دولبه باشد؛ بدین معنا که ممکن است به کاهش ازدواج دائم نیز دامن بزند.»

باهر در پایان تاکید کرد: «متاسفانه در بحث ازدواج موقت ما دچار مشکلات فرهنگی هستیم. به نوعی حتی می توان گفت در بحث ازدواج موقت، شرع مقدس از فرهنگ جامعه جلوتر و پیش روتر است. علمای اسلام در این باره فتاوای مختلفی صادر کردند و به نظر من قانون باید در این باره با شفافیت بیشتری عمل کند.»
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 11:11 توسط حامی|

حقوق متقابل زن و شوهر و وظایف این دو نسبت به یکدیگر

اگر می خواهید رابطه ی شما با همسرتان تکراری نشود ، اوج بگیرد و از با هم بودن لذت ببرید ، با ما همراه باشید

کانون خانواده با پیوند مشترک زن و مرد شکل می گیرد و به این ترتیب زمینه ای برای تولد نسل های تازه، فراهم می شود. نسلی که حاصل پرورش و تربیت زوجی هستند که اگر روابط  خوب و مساعدی با یکدیگر داشته باشند، می توانند به برقراری رابطه ای مناسب با فرزندان موفق شوند.
موضوع حقوق متقابل زن و شوهر و وظایف این دو نسبت به یکدیگر، موضوعی مهم است. هرچند این موضوع دامنه وسیعی دارد اما در این نوشتار به اختصار به برخی از موارد اشاره می کنیم.

وظایف مشترک میان زن و شوهر :
نکته بسیار مهم در روابط هر فرد این است که بتواند از محبت زبانی بهره ببرد. چرا که اثرگذاری این نوع از محبت بسیار زیاد است. برای یک زن و وشوهر لازم است که یکدیگر را با عناوین محبت  آمیز و محترمانه خطاب کنند و ممکن است عده ای از زوجین اینطور بیان کنند که محبت آنها در دلشان است و نمی توانند به ابراز محبت زبانی بپردازند. لازم است به این دسته از زوجین بگوئیم که اثر محبت زبانی بیش از آن چیزی است که در اعماق وجود هر کسی قرار دارد و اعجازی عجیب در بروز محبت زبانی وجود دارد که با هیچ عنصری قابل قیاس نیست.

تقید به سلام و خداحافظی کردن :
نکته ساده و پیش پا افتاده ای که در میان زن و مرد باید به درستی رعایت شود این است که در سلام و خداحافظی کردن از یکدیگر دقت داشته باشند. یعنی اولا در سلام کردن از یکدیگر سبقت بگیرند و این رفتار مطابق سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله) می باشد. دوما دقت داشته باشند که در هنگام فاصله گرفتن شان از یکدیگر، مقید به خداحافظی باشند.

حفظ آراستگی :
اما مسئله دیگری که می توان آنرا از وظایف مشترک میان زن و شوهر معرفی کرد موضوع آراستگی و نظافت است. زن و مردی که با یکدیگر پیوند زوجیت دارند باید به این نکته توجه کنند و تلاش کنند که همواره آراسته و مرتب باشند. به خاطر داشته باشید که دین مبین اسلام به خوش بو معطر بودن زن و مرد در نزد یکدیگر، سفارش اکید کرده است. اینکه آراستگی زن و شوهر همواره در بین آنها رعایت شود، موضوعی ممدوح و پسندیده است.

اخلاق مداری :
همانطور که می دانید بحث اخلاق در ارکان دینی ما از جایگاه رفیعی برخوردار است. در جای جای متون دینی و کتاب آسمانی ما قرآن، به موضوعات و پندهای اخلاقی اشاره شده و خوش خلقی از ملاک های بسیار مهم برای اهل بهشت معرفی شده است.آنچه مسلم است اینکه رعایت خلق نیکو در ارتباط میان زوجین، موضوعی بسیار مهم است. هیچ یک از همسران نباید در زندگی با بداخلاقی و ترش رویی، اوقات زندگی را به کام طرف مقابل، تلخ کنند. متاسفانه بد زبانی در میان برخی از زوجین رواج دارد و نسبت به یکدیگر از کلمات ناروا استفاده می کنند که این امر تاثیر بسیار بد و زیانباری بر زندگی مشترک دارد.
در این میان ممکن است نسبت به یکدیگر توهین کنند و به این ترتیب، عشق و محبت را در نظام خانواده کمرنگ کنند. باید به زوجین اینطور گفت که حتی از بیان سخنان دلسرد کننده به یکدیگر پرهیز کنند و سعی داشته باشند تا گفتگوهای خانوادگی آنها، از گرمی و صمیمیت برخوردار باشد.

بهانه جویی را کنار بگذارید! : 
برخی از زوجین دائما نسبت به هر چیزی بهانه می گیرند. مثلا یک مرد بهانه جو با بهانه گیریهایش، زندگی را به کام همسر و فرزندانش تلخ می کند و زن بهانه گیر هم همین کار را با شوهر و فرزندان خویش انجام می دهد. اما آنچه مشخص است اینکه اگر هر دوی زن و شوهر بخواهند به بهانه گیری بپردازند، زندگی مشترک آنها تداوم نمی یابد.  هر یک از زن و مرد در زندگی مشترک باید به این نکته توجه داشته باشند که اگر هر کسی بخواهد به دنبال عیوب دیگران باشد، فهرستی طولانی از این موضوع پدید می آید و بنابراین نباید نسبت به هر چیزی بهانه گیری کرد ولازم است از کنار برخی از مسائل عبور کرد تا شیرینی زندگی برای زوجین احساس شود.

حذف خواسته‌های بی جا :
در موارد بسیاری مشاهده می شود که زن و شوهر، انتظارات و خواسته های بی جایی از یکدیگر دارند. این در حالی است که احتمال دارد هر یک از طرفین نتواند خواسته طرف مقابل را اجابت کند.
به یادداشته باشید که توانایی هر فردی با توان مادی و جسمی او سنجیده نمی شود. قدرت روحی و معنوی افراد با یکدیگر متفاوت است و از توان مادی مهمتر است. برخی از افراد واقعا توان انجام برخی از کارها را ندارند و طرف مقابل آنها باید به این نکته دقت داشته باشد و خواسته هایش را در حد توان طرف خود، هماهنگ سازد.
این که گفته اند :” خواستن توانستن است”، سخن درستی است و “داشتن(زور و پول)، توانستن نیست”.
باور، سلیقه، فرهنگ، عادت، هنر و تجربه، از جمله عناصر معنوی هستند که در شکل گیری توانمندی هر کس موثر می باشند.
منبع : tebyan

نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1392ساعت 12:24 توسط حامی|

ما فامیل‌ها چرا با هم قهریم

همه قهر می‌كنند، چه بستگان دور مثل دو تا عموزاده و عروس‌های فامیل‌های مختلف با هم یا خیلی نزدیك مثل خواهرها و برادرها! این كه چرا قهر ادامه می‌یابد چند علت دارد كه ما قصد داریم درباره‌شان برایتان توضیح بدهیم.

علت اول)‌ ریش سپیدها را نادیده می‌گیریم: در گذشته‌های دور اگر میان دو نفر از بستگان شكر آب می‌شد، بالاخره یكی از اعضای فامیل ماجرا را به گوش ریش‌سپیدهای خانواده می‌رساند و آنها بلافاصله وارد عمل می‌شدند و دو طرف را با هم آشتی می‌دادند چرا كه به حفظ استحكام خانواده معتقد بودند و به همین علت اجازه نمی‌دادند قهر میان بستگان، كهنه شود و به كینه و جدایی برسد.حالا اما حرف ریش سپیدهای فامیل دیگر اعتبار چندانی ندارد تا جایی كه حتی با وجود پافشاری بزرگ‌ترها برای آشتی، گاهی جوان‌ها ترجیح می‌دهند همچنان در قهر باقی بمانند.


علت دوم)‌ما توانایی بیان مشكلات و دلخوری‌هایمان را به شیوه رو در رو نداریم. برای مثال دو دختر عمو را می‌شناسم كه در مهمانی سر این مساله كه چه كسی باید اول از در خانه بگذرد از هم دلخور شدند و تا پنج سال یك كلمه حرف هم با هم نزدند!

دخترعموی بزرگ‌تر اعتقاد داشت دخترعموی كوچك‌تر ‌باید می‌ایستاد و به او تعارف می‌كرد، اما او با شتاب از در گذشته بود. دختر عموی كوچك‌تر هم البته توجیه مناسبی داشت او می‌گفت ناگهان صدای گریه فرزندم را از سالن مهمانی شنیدم مضطرب شدم و خواستم زودتر خودم را به او برسانم و تعارف‌كردن را فراموش كردم.
این دو نفر ابتدا موضع چندان خصمانه‌ای نسبت به هم نداشتند، اما هیچ‌كدام آنقدر شجاعت و توانایی نداشتند كه مانند دو انسان بالغ رو به روی هم بنشینند و درباره علت دلخوری‌شان از هم حرفی بزنند بنابراین كینه یكدیگر را به دل گرفتند و این كینه، مثل گیاهی بسرعت رشد كرد و در همه روابط‌شان ریشه دواند و تبدیل به خشم و تنفری پنج ساله شد در حالی كه اگر همان ابتدای كار آنها مساله را با یكدیگر مطرح می‌كردند، شاید هرگز روابط‌شان سرد نمی‌شد.
آنها نه‌تنها قدرت رو در رو شدن را برای بیان مشكلاتشان نداشتند، بلکه توانایی و مهارت بیان ناراحتی‌هایشان را نداشتند . این یعنی، خیلی از ما حتی اگر ناراحت باشیم نمی‌خواهیم یا نمی‌توانیم علتش را توضیح بدهیم و به همین علت به مسائلی پیله می‌كنیم كه هیچ ربطی به اصل قضیه ندارند.


علت سوم) هدف‌هایمان را گم كرده‌ایم و از هم شناختی نداریم؛ یعنی نمی‌دانیم از یك ارتباط چه می‌خواهیم و طرف مقابل‌مان چگونه فكر می‌كند.
برای نمونه زن و شوهری با هم قهر می‌كنند. زن به شوهرش می‌گوید به اندازه كافی به او توجه نمی‌كند و وقتی به خانه می‌آید، جلوی تلویزیون دراز می‌كشد بنابراین با او بگو مگو و سپس قهر می‌كند و می‌گوید تا مرد رفتار زشتش را اصلاح نكند با او آشتی نخواهد كرد.
در این مثال هدف زن نزدیك‌شدن بیشتر به مرد و قرار گرفتنش در كانون توجه شوهر است، اما كاری كه می‌كند یعنی قهركردن، دقیقا بر عكس چیزی است كه قلبا می‌خواهد. از سوی دیگر، زن به اندازه كافی شوهرش را نمی‌شناسد و خبر ندارد یكی از ویژگی‌های هر مردی در دنیای مدرن، تماشای تلویزیون و بخصوص گوش كردن به اخبار یا نگاه كردن به فوتبال است و او نمی‌تواند بسرعت خودش را تغییر بدهد و اگر این برنامه‌ها را از زندگی‌اش حذف كند از اوقات حضورش در خانه لذت نمی‌برد.


علت چهارم)‌خودخواه و ترسو هستیم. گاهی قهرها به این علت طولانی می‌شود كه هیچ یك از دو طرف یك ارتباط جرات نمی‌كند پا پیش بگذارد و عذرخواهی كند یا حتی دست‌كم سر صحبت را با طرف مقابل باز كند چون تاب تندی را ندارد و نمی‌خواهد حرف‌های از سر دلخوری دیگری را بشنود.
آنجا كه قهر مفید است
قهر اگر چه برای بزرگسالان به هیچ‌وجه كارساز نیست، اما گاهی در تربیت كودكان می‌تواند مفید باشد. این نسخه برای آن والدینی پیچیده شده است كه مثل ما و همه روان‌شناس‌های كودك، اعتقادی به تنبیه بدنی كودكان ندارند، اما به هر حال باید روشی برای آن كه به كودك بفهمانید رفتارش درست نبوده، وجود داشته باشد.


گرچه قهر می‌تواند جایگزین صحیحی برای تنبیه بدنی باشد، اما باید یادتان باشد در قهر با فرزندتان به چند نكته توجه كنید:
نكته اول:
وقتی می‌خواهید با او قهر كنید باید دقیقا برایش توضیح بدهید كه چه خطایی از او سر زده است.


نكته دوم:
به كودك بفهمانید چه مدت با او صحبت نخواهید كرد. برای مثال بگویید «سلمان‌جان! چون بی‌ادبی كردی و حرف‌های نامناسبی زدی، من و پدر تصمیم گرفتیم تا نیم ساعت با تو قهر باشیم. بنابراین از همین حالا تا نیم ساعت دیگر پاسخت را نمی‌دهیم.»


نكته سوم:
نگذارید قهرتان با كودك طولانی شود چون ممكن است به این شرایط عادت كند و دیگر قهر برای او به معنای یك واكنش تنبیهی برای رفتار بدش نباشد.


نكته چهارم:
معمولا این گونه است كه وقتی با كودك قهر می‌كنیم او بلافاصله پس از قهر به ما مراجعه می‌كند و التماس می‌كند كه او را ببخشیم. هرچند تماشای كودكی كه التماس می‌كند پدر یا مادر با او آشتی كنند خیلی ناراحت‌كننده و پر احساس است، اما ما به شما هشدار می‌دهیم كه قهرتان را به هیچ‌وجه نشكنید تا سرانجام مهلت آن سر آید. می‌دانید چرا پافشاری می‌كنیم كه دوره قهر تمام شود؟


اگر بخواهید هر بار با التماس‌های كودك او را ببخشید و از قهر منصرف شوید، فرزندتان به مرور زمان در می‌یابد پدر و مادرش به‌واسطه پافشاری او، می‌توانند از تصمیم‌شان انصراف دهند و این درس خوبی برای یك كودك نیست.ضمن این كه او نتیجه می‌گیرد می‌تواند از التماس‌كردن به عنوان ابزاری برای گول‌زدن شما یا تحت فشار گذاشتنتان استفاده كند.


نكته پنجم:
شما هم پدر و مادرهایی را دیده‌اید كه با فرزندشان قهر می‌كنند و بعد زیر لب غرغر می‌كنند یا از صفات بد بچه‌شان می‌گویند و... این روش درست نیست! شما قهر كرده‌اید تا او اصلاح شود پس اجازه توهین و تحقیر را ندارید، بلكه فقط گفت‌وگو با او را متوقف كرده‌اید.


نكته ششم:
قهر را عمومی نكنید برای مثال اگر فرزندتان به مدرسه می‌رود، هیچ لزومی ندارد در حضور اولیای بقیه دانش‌آموزان یا وقتی در جمع همكلاسی‌های فرزندتان هستید به قهر با او اشاره كنید برای مثال «بچه‌ها! من كه با پسرم قهر هستم، اما شما به او بگویید اگر می‌خواهد می‌تواند توی این دفترچه نقاشی كند!» این رفتار شما باعث می‌شود اولا كودكتان در برابر همسن و سال‌هایش تحقیر شود و ثانیا قبح قهربودن والدینش برای او
از بین برود.


زن قهری، مرد قهری
نیازی نیست پژوهشی در این زمینه انجام شود تا باور كنیم كه زن‌ها بیشتر از مردها قهر می‌كنند. همین حالا هم اگر مجموعه مشاهداتتان را از قهرهای كوتاه و طولانی كه در طول زندگی دیده‌اید یكبار مرور كنید، متوجه می‌شوید كه تقریبا همیشه پای یك زن در میان است. بله! بله! می‌دانیم! خیلی وقت‌ها هم دو تا مرد با هم قهر می‌كنند و سال‌ها با هم حرف نمی‌زنند، اما اگر آماری كلی از مشاهداتتان بگیرید آن وقت باور می‌كنید كه زن‌ها در این زمینه ركورددار هستند و مردها اغلب استثنا.


به نظرتان چرا زن‌ها بیشتر از مردها قهر می‌كنند؟ قهر یك واكنش تنبیهی است كه ما آن را برای نشان‌دادن نارضایتی‌مان به كار می‌بریم، اما زن‌ها بیشتر از این واكنش تنبیهی برای نمایش عدم رضایت‌شان استفاده می‌كنند چون:
ـ زن‌ها بیشتر از مردها مشتاق نشان‌دادن عواطف و احساسات‌شان به محیط اطراف هستند، بنابراین سریع‌تر از آن تصمیم به قهركردن می‌گیرند تا ثابت كنند از مساله‌ای ناراحت هستند. در واقع بخشی از قهركردن یك زن، با هدف جلب توجه طرف مقابل یا دیگران است.


ـ زن‌ها احساساتی هستند پس زودتر می‌رنجند و دلشان می‌شكند و بعد بر اساس دلیلی كه پیشتر توضیح دادیم سعی می‌كنند آن را در قالب قهر نشان بدهند.
ـ زن‌ها بیشتر از مردها برای بیان احساسات و عواطف‌شان از كلمات استفاده می‌كنند. بنابراین نظرشان این است كه بدترین جریمه برای دیگران هم این است كه از حرف‌زدن با آنها محروم شوند به این ترتیب با قهركردن طرف مقابل را از گفت‌وگو كردن با خودشان محروم می‌كنند. در حالی كه یك مرد ممكن است به اندازه یك زن از گفت‌وگو نكردن ناراحت نباشد و اذیت نشود.


آشتی، آشتی، تا روزقیامت
یك روز كه دلتان خیلی هوایش را كرده باشد، می‌نشینید خاطرات گذشته‌تان را با او مرور می‌كنید و به نتیجه می‌رسید كه آن دلخوری‌های كوچك و گاه به گاه، اصلا ارزش این قهر چندین و چند ساله فامیلی را نداشت.
خودتان را سرزنش می‌كنید كه چطور توانسته‌اید این همه سال بدون او كه فامیل عزیزتان بوده و دوران كودكی یا جوانی یا نوجوانی را كنارش گذرانده‌اید، سر كنید.
فكر می‌كنید صدایش حالا چطوری شده؟ قیافه‌اش چه شكلی است؟ دلش برای شما تنگ‌شده یا نه؟ اصلا شما را می‌شناسد؟ این‌گونه است كه جرات می‌كنید شال و كلاه كنید و بروید سراغش و خیلی ساده دست دوستیرا طرفش دراز كنید و بگویید «بیا از نو شروع كنیم. بیا باز با هم فامیل باشیم... دنیا ارزش این حرف‌ها را ندارد... بیا...»


اما وقتی به خانه‌اش می‌رسید، پارچه‌های سیاه را می‌بینید روی در و دیوار و حجله‌ای را كه توی آن عكس اوست و آن وقت بقیه بستگان را می‌بینید كه گریه می‌كنند و می‌گویند «چقدر دیر آمدی!»
چه شد؟ ناراحت شدید؟ همه آنهایی كه با یكی از بستگانشان قهر هستند باید بدانند كه به واقعیت پیوستن چنین كابوسی برایشان چندان دور از ذهن نیست و ممكن است زمانی از قهركردن پشیمان شوند كه دیگر دیر شده است. ما در این گزارش به بررسی علل قهر در خانواده‌ها می‌پردازیم. علی یوشی‌زاده
باوركنید ضرر دارد


اگر یادتان باشد گفتیم قهر یك واكنش تنبیهی برای نشان دادن نارضایتی خود به دیگران است، اما آیا واقعا این واكنش تنبیهی در ارتباط با بزرگسالان مفید واقع می‌شود؟ حقیقت این است كه قهر هم برای كسی كه آن را شروع می‌كند و هم كسی كه ادامه‌اش می‌دهد رنج‌آور است، اما كسی كه قهر را ادامه می‌دهد و بر آن اصرار می‌ورزد معمولا فشار روانی دوچندانی را نسبت به كسی كه مغضوب واقع شده، تحمل می‌كند.
او هر روز و هر ساعت در مجاورت فامیل یا دوستی كه با او قهر كرده است احساس خشم و تنفرش را مرور می‌كند، خاطرات بدش را یادآوری می‌كند و حال و هوایش بدتر می‌شود.


نیروی دافعه او نسبت به كسی كه مورد قطع رابطه واقع شده، به خودش بیشتر ضرر می‌زند و به كینه‌ای دیرین بدل می‌شود و حتما شما هم باور دارید كه كینه شبیه یك كیسه پر از سنگ است و كسی كه آن را روی دوشش داشته باشد، نمی‌تواند از قله سعادت بالا برود.
از سوی دیگر باید به این نكته هم توجه داشت كه قهرهای فامیلی وقتی زیاد تكرار شود چه برای نسبت‌های نزدیك مثل همسران و چه برای نسبت‌های دورتر به مرور زمان یا به قطع كلی رابطه می‌انجامد یا لوث می‌شود و آن كه قهر را شروع می‌كرده در نظر دیگران به عنوان فردی زودرنج كه قهركردن جزئی از رفتارهای همیشگی‌اش است، شناخته می‌شود و دیگر كسی برای آشتی‌كردن با او پا پیش نمی‌گذارد.
شاید باورش برای شما سخت باشد، اما ما، خواهر و برادری را می‌شناسیم كه یك بگومگوی عادی فامیلی باعث شد تا 20 سال با یكدیگر گفت‌وگو نكنند! آنها امسال به واسطه یك تماس تلفنی با هم آشتی كردند.


جریان از این قرار بود كه پدر آنها بیمار بود و خواهر كوچك‌تر ناچار شد به برادرش زنگ بزند و جریان را اطلاع بدهد و به این ترتیب آنها پس از این همه سال ناچار شدند به علت حادثه‌ای ناخوش باهم حرف بزنند و چند دقیقه پس از شروع این تماس، طوری گرم با هم صحبت می‌كردند كه انگار همیشه در كنار هم بوده‌اند.
این كه خواهر و برادر داستان ما با هم آشتی كرده‌اند خوب است، اما در حقیقت آنها می‌توانستند 20 سال پیش همین تماس تلفنی را داشته باشند و با هم آشتی كنند.


می‌گویید چه فرقی می‌كند آنها چه زمانی آشتی می‌كرده‌اند؟ اگر می‌خواهید تفاوتش را عمیق درك كنید به مهم‌ترین حوادثی كه در 20 سال گذشته برایتان رخ داده فكر كنید، ما همیشه شادی‌ها و غم‌هایمان را با هم قسمت می‌كنیم، اما اگر نزدیك‌ترین آدم‌ها به ما نخواهند در غم و شادی شریكمان شوند، چه احساسی داریم؟ این حسی است كه خواهر و برادر این داستان در طول دو دهه تجربه‌اش كردند و خودشان را از تعداد زیادی خاطرات خوش و مشترك محروم كردند.
این قهر باعث شد روابط اجتماعی هر دو طرف محدود شود و حتی دیگران از این مشكل سوءاستفاده كنند و با بزرگ‌تر نشان دادنش، از آب گل‌آلود ماهی بگیرند.
این نكته را هم باید در نظر بگیرید كه وقتی قهر طولانی می‌شود، پس از مدتی دو طرف رابطه از هم دور می‌شوند و می‌فهمند بدون ارتباط با یكدیگر هم می‌توانند به زندگی‌شان ادامه بدهند و این اصلا خوب نیست.


خیلی وقت‌ها طلاق‌های عاطفی میان همسران از همین نقطه ظاهر می‌شود، یعنی زن و شوهری كه آمادگی طلاق عاطفی را دارند به واسطه همین قهر طولانی چند ماهه، متوجه می‌شوند كه می‌توانند جدا از یكدیگر زندگی كنند و بنابر این چه لزومی دارد خودشان را برای برقراری ارتباط با هم به زحمت بیندازند.
از همه اینها مهم‌تر اینكه گاهی روزگار فرصت آشتی‌كردن را از ما می‌گیرد و در كمال شگفتی ناگهان چشم باز می‌كنیم و می‌فهمیم آن فامیل دور یا نزدیك را كه می‌توانستیم بسرعت با او آشتی كنیم و سال‌ها در غم و شادی كنارش باشیم، دست مرگ او را از صفحه روزگار پاك كرده است و رفتنش برای ما، چیزی جز اندوه و حسرتی شدید  نگذاشته است.


شبیه به آنچه می‌گوییم در دنیای واقعی بارها رخ داده است برای مثال، ما دو خواهر را می‌شناسیم كه 15 سال با هم قهر بودند تا آن كه خواهر بزرگ‌تر وقتی مشغول تماشای تلویزیون بود، خواهر كوچك‌تر را در جنگی تلویزیونی می‌بیند و دلتنگش می‌شود بنابراین شماره قدیمی را كه از او داشته پیدا می‌كند و زنگ می‌زند، اما نكته غم‌انگیز این است كه خواهر كوچك‌تر دقیقا یكی دو روز پیش از این تماس در عمل جراحی ناموفق، فوت كرده بود و آن جنگ تلویزیونی ماه‌ها پیش ضبط شده بود.


شما با چند نفر قهر هستید؟ دلتان طاقت می‌آورد آنها را نبینید؟ هیچ فكر كرده‌اید اگر به آنها زنگ بزنید و صدایی پشت گوشی با بغض بگوید كه آنها دیگر كنار ما نیستند چه احساسی پیدا می‌كنید؟


آشتی ‌كردن سخت نیست
خیلی آسان‌تر از آن چیزی كه فكر می‌كنید می‌توانید آشتی كنید. اگر از برخورد مستقیم با طرف مقابل می‌ترسید ابتدا با یك تلفن شروع كنید.
به بستگانتان زنگ بزنید و خودتان را آماده كنید كه در وهله اول با شما سر سنگین برخورد كنند یا گلایه كنند یا حتی بخواهند تماس را قطع كنند.
شما اما صبور باشید و اگر آنها نخواستند تلفنی گفت‌وگو كنند، به خانه‌شان بروید و گل و شیرینی را هم فراموش نكنید.
برای آشتی‌های فامیلی یكی از بهترین روش‌ها استفاده از واسطه‌های امین و قابل اعتماد است یعنی از یكی از بستگان بویژه یكی از بزرگ‌ترهای فامیل بخواهید در این جریان پادرمیانی كند و شما را آشتی بدهد.


هنگامی كه حرف آشتی در میان است، دیگر لازم نیست باز مسائلی را كه باعث قهر شده پیش بكشید و نقد و بررسی‌شان كنید و نتیجه بگیرید كه حق با چه كسی بوده است. هدف شما در این مقطع فقط باید این باشد كه كدورت‌های فامیلی از بین برود.

منبع: جام جم

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 12:9 توسط حامی|

زندگی هامان سراسر حساب و کتاب است
خداوند... کجای معادلات زندگانی ماست؟
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 9:7 توسط حامی|

فارس گزارش می‌دهد
تجویز قرص‌های لاغری در آرایشگاه‌های زنانه / زیبایی حتی به قیمت اعتیاد!

در جامعه امروز ایران زنان بسیاری را می‌توان یافت که برای زیبایی ظاهری خود دست به هر کاری می‌زنند حتی اگر بهای سنگینی به اندازه اعتیاد به همراه داشته باشد.

خبرگزاری فارس: تجویز قرص‌های لاغری در آرایشگاه‌های زنانه / زیبایی حتی به قیمت اعتیاد! 

به گزارش خبرگزاری فارس از اراک، نگاه کوتاه به طرز فکر زیبا شدن، بینی عمل کردن، زیبایی اندام، لاغر شدن، چاق شدن، استفاده از لوازم آرایشی نامعلوم و... فرقی در جنسیت هم نمی‌کند دختر، پسر، زن و یا مرد، این تفکر که ممکن است سر از یک عمر پشیمانی در بیاورد در همین نزدیکی در میان خانواده، دوست، همسایه و اطرافیان در کمین نشسته باشد.

ذوق و شوق برای رسیدن به رویای زیبایی و اندام متناسب می‌تواند خطرات زیادی را از سوی سودجویان که تنها به فکر منافع خود به هر قیمتی هستند به همراه داشته باشد.

آگاهی و اطلاع رسانی در این موضوع هوس انگیز و رویایی از کدام دستگاه و چگونه باید صورت گیرد موضوع مهمی است که متاسقانه برای آن فکری نشده و هر روز می‌بینیم آدم‌هایی که برای لاغر شدن، زیبا شدن و... در دام سود‌جویان می‌افتند چطور گرفتار خطرات احتمالی می‌شوند.

آسیب شناسی قبل از وقوع و یا پیشرفت این معضل مهم بسیار اهمیت دارد که مسئولان باید با نگاه تیز بینانه چاره‌ای برای آن بیندیشند و این خطر که گریبان فرد، خانواده و جامعه را خواهد گرفت را به شکلی صحیح از جامعه دور سازند.

شاید یکی از مهم‌ترین مواردی که سبب گرایش افراد به این معضل می‌شود دوگانگی فرهنگی یا می‌شود گفت غرب‌گرایی مفرط باشد پوچی و یا نداشتن هویت، پرتگاه سقوط است اما این سوال مطرح می‌شود که کشوری مانند ایران که صاحب فرهنگ و اصالت با ارزش و پر محتوا و غنی ملی و دینی است چطور در چنگال این خطرات گرفتار می‌شود.

آیا نپرداختن به هویت ملی و مذهبی آن هم به طور صحیح در کشور توسط دستگاه‌های مربوطه مانند وزارت فرهنگ، تبلیغات اسلامی، صدا و سیما و اصحاب جراید که نقش کلیدی در بارور کردن هویت ملی و مذهبی بابت آنچه را که داریم نه آنچه را که می‌خواهیم داشته باشیم و نه آنچه که بخواهیم اکتساب کنیم، ظلم بزرگی به مردمی که فرهنگ‌شان انسانی‌ترین، عمیق‌ترین، غنی‌ترین و با اصالت‌ترین فرهنگ‌ها است، نیست.  

اگر اهل مطالعه هم نبوده و چشم به تبلیغات رنگ و وارنگ روزنامه‌ها ندوخته باشیم باز هم چشمانمان به انواع و اقسام تبلیغات لاغری و زیبایی خورده و شاید برای لحظه‌ای این تبلیغات ما را به فکر و وسوسه انداخته باشد.

اما اگر این تبلیغات توجه ما را جلب کرده است چگونه از کیفیت و چگونگی و توضیحی که در باره محصول آورده شده مطلع می‌شویم؟ آیا حاضریم کمی تامل و تحقیق کنیم یا بدون کمترین زحمتی آنها را صرفا به دلیل توصیه یک شخص، یک آگهی که معلوم نیست از ماهواره سرچشمه گرفته یا دهان به دهان شده و یا با مدل‌های دیگر به گوش ما رسیده مصرف می‌کنیم.

ابتدا باید گفت هر محصولی که تبلیغ می‌شود دلیل بر استاندارد یا مفید بودن آن نیست و صرفا تبلیغ است، اما برخی از این محصولات که شاید به راحتی نیز تبلیغ می‌شود مواد زیان آوریست که برخی افراد سودجو ولو به قیمت نابودی شخص مصرف کننده آن را روانه بازار می‌کنند.

این محصولات اغلب به صورت دهان به دهان تبلیغ شده و در محیط‌هایی به مشتریان توصیه می‌شود که فرد آن را با کمترین تردید مصرف کند، نمونه‌ای از این مکان‌ها را می توان در آرایشگاه‌های زنانه، مردانه و یا عطاری‌ها به نام محصولاتی در جهت زیبایی و یا لاغری یافت کرد.

این مخدرهای خطرناک ابتدا فرد را با این عنوان که یک قرص ساده و بی‌خطر است ترغیب به مصرف می‌کند اما در اصل بسیار اعتیادآور بوده و فرد را به شدت به مصرف آنها وابسته می‌کند، ویژگی مخربی که در مخدرهای سنتی کمتر دیده می‌شود اما به راحتی تبلیغ و مصرف می‌گردد.

تولید کنندگان این قرص‌ها برای بالابردن سود خود از مواد شیمیایی خطرناکی استفاده می‌کنند که ضرر و زیان‌های جبران ناپذیری به فرد می‌رساند، در برخی از این مخدرهای صنعتی مشاهده شده است از مواد خطرناک بنزین و سفیدکننده استفاده می‌شود.

هرچند زیبایی یک نعمت خدادادی است و به مدد پیشرفت علم می‌توان زیبایی‌های ظاهری را به دست آورد اما به دست آوردن این زیبایی به هر قیمتی نمی‌تواند توجیهی مناسب برای مصرف مخدرهایی باشد که به اشتباه و یا به عمد در اختیار بانوان ایرانی قرار می‌گیرد چرا که مصرف این نوع قرص‌ها اثرات جبران ناپذیری را به همراه دارد که بایستی قبل از هر چیز به عواقب آن فکر کرد.

در همین ارتباط رئیس دبیرخانه شورای مبارزه با مواد مخدر استان مرکزی با تایید افزایش گرایش خانم‌ها به استفاده از این قرص‌های زیان‌آور گفت: متاسفانه تبلیغات ماهواره‌ای تاثیر بسیاری در گرایش خانم‌ها به این گونه قرص‌ها داشته است به طوری که شاهد افزایش گرایش خانم‌ها به قرص‌های لاغری و دیگر محصولات زیان‌آور تبلیغ شده در رسانه‌های بیگانه هستیم.

حسن رحیمی‌تبار افزود: این تبلیغات اغوا کننده، محصولاتی دروغین را تبلیغ می‌کنند و از واقعیت به دور هستند اما متاسفانه با توصیه‌هایی که در برخی آرایشگاه‌ها و عطاری‌ها می‌شود فرد پس از ترغیب به استفاده در دام اعتیاد به مخدرهای صنعتی گرفتار می‌شود.

وی افزود: این مخدرهای صنعتی تفاوت عمده‌ای با مخدرهای سنتی دارند و فرد مصرف کننده را از نظر روحی و روانی به خود وابسته کرده و او را کم خواب، بی‌حوصله، متوهم و دچار اختلالات روحی و روانی خطرناک می‌کنند.

رئیس دبیرخانه شورای مبارزه با مواد مخدر استان با اشاره به طرح‌های ستاد مبارزه با مواد مخدر در خصوص برخورد و جمع‌آوری این گونه قرص‌ها از آرایشگاه‌ها و برخی عطاری‌ها گفت: دستگاه‌های مربوطه بایستی اقدامات لازم برای جمع‌آوری این قرص‌ها و فروشندگان و متخلفین انجام دهند، البته طرح‌هایی نیز انجام شده که نیازمند ادامه و استمرار است.

رحیمی‌تبار همچنین یکی از دلایل گرایش روز افزون به مصرف این مخدرهای خطرناک توسط زنان را اطلاع‌رسانی ضعیف رسانه‌ها به خصوص صدا و سیما دانست و تصریح کرد: رسانه‌ها نقش اساسی در اطلاع‌رسانی در جامعه ایفا می‌کنند ولی در زمینه مخدرهای صنعتی این نقش به صورت مقطعی و کوتاه مدت بوده و پیگیر این معضل خطرناک در جامعه نیستند.

وی افزود: همچنین صدا و سیما می‌تواند با آگاهی بخشی در این زمینه از اثرات مخرب این قرص‌های به اصطلاح لاغری و مصرف آن توسط زنان جلوگیری کند و اگر این اطلاع رسانی به موقع و صحیح انجام شود دیگر کسی برای خرید این مخدرهای خطرناک اقدام نکرده و خود به خود مصرف آن با کاهش مواجه شده و فروشندگان را با ضرر مواجه می‌کند که در نتیجه این عمل، تبلیغ، فروش و حتی تولید این مخدرها به خطر می‌افتد و دیگر برای تولید کنندگان به صرفه نخواهد بود.

رئیس دبیرخانه شورای مبارزه با مواد مخدر استان خاطر نشان کرد: اگر قرار باشد دارویی به عنوان قرص لاغری یا برای موارد آرایشی یا بهداشتی مصرف شود بایستی توجه داشت که این امر تنها به دستور و تحت نظارت پزشک صورت گیرد و افراد مصرف کننده به خصوص خانم‌ها توجه داشته باشند که این قرص‌ها را از افراد ناآگاه و غیر متخصص دریافت نکرده و به هیچ عنوان مصرف نکنند.

سرپرست آزمایشگاه پزشکی قانونی استان مرکزی نیز در مورد چگونگی مخدرهای صنعتی گفت: اصولا افرادی که به مخدرها مراجعه می‌کنند به دلیل رسیدن به یک سری هیجانات و تصورات کاذب است که در ابتدا و با مصرف مخدرهای صنعتی به آن می‌رسند اما آسیب‌های این مواد با افزایش دفعات و میزان مصرف در فرد پدیدار می‌شود.

داریوش بدخشان اظهار داشت: در خانم‌ها مسائلی مانند لاغری و یا زیبایی اهمیت داشته و بنا بر همین اهمیت و با توصیه‌های غلطی که به خصوص در آرایشگاه‌ها به آنها می‌شود از مخدرهای صنعتی به عنوان قرص و به منظور لاغری و رسیدن به یک اندام مناسب استفاده می‌کنند که در ابتدا به دلیل ایجاد کم اشتهایی و کم خوابی به هدف خود نزدیک می‌شوند اما اثرات مخرب آمفیتامین‌ها بر بافت سلول‌های عصبی باعث مشکلات روحی و روانی در فرد می‌شود.

وی بیان کرد: وقتی فرد به این مخدرها اعتیاد پیدا کرد اثرات خطرناکی را به همراه دارد که با ایجاد توهم شدید و سوء ظن در اطرافیان به ویژه خانواده موجب حوادث ناگواری می‌شود و متاسفانه ترک این اعتیاد به نسبت مخدرهای سنتی سخت‌تر و آثار تخریبی آن به خصوص بر سلول‌های عصبی به مراتب بیشتر است.

مربی باشگاه بدنسازی زنان نیز در این رابطه به خبرنگار ما گفت: وقتی معیار زیبایی عوض می‌شود بدون شک این مشکلات دامنگیر جامعه خواهد شد مثلا اگر شما به چندین سال پیش برگردید، می‌بینید زمانی چاقی یا لاغری، زیبایی و زشتی الگویی نداشت، کسی نمی‌خواست مثل فلان بازیگر یا فلان مدل یا فلان ورزشکار از نظر ظاهری باشد هر کس هر چی بود، هر طوری بود خودش رو قبول داشت و البته بقیه هم قبولش می‌کردند و اگر هم کسی دوست داشت مثل کسی باشد از نظر اخلاق، منش، پهلوانی، وقار و... طالب چهره باطنی وی بود و بس.

وی افزود: ورود اینترنت و ماهواره هم که جای خود دارد، هجمه فرهنگ غرب با آمدن این ابزار چند برابر شد و جوان‌ها به جای رفتن به دنبال بهترین‌های ذاتی و درونی با نزدیک‌تر شدن به فرهنگ غرب از طریق این ابزار‌ها به سراغ بهترین‌های ظاهری رفتند.

مربی باشگاه بدنسازی زنان بیان کرد: برای کسی هم مهم نبود که این زیبایی و بهترین بودن به چه قیمتی به دست آمده، پسرها آرنولد و کولمن و... را الگوی خودشون قرار دادند ولی نفهمیدند آنها سال‌های سال ورزش و بدنسازی کار کردند تا به اینجا رسیدند و... سوء استفاده‌گرهای داخلی هم وقتی این مسئله را فهمیدند برای کسب منافع و سود شروع به پخش مواد و هورمون و قرص و... کردند خب چه کسی بدش می‌آمد ظرف مدت کوتاهی بدون زحمت به یک هیکل و اندام خوب گلدونی تبدیل شود.

وی ادامه داد: اما این مورد در بین دخترها و زن‌ها دیرتر شایع شد با این وجود آنها هم افتادن داخل رقابتی که تمام شدنی نیست و نخواهد بود، رقابت با زن‌های غربی که خودشون آنها را تو خانه‌هایشان راه داده بودند و کم کم در بین زن‌ها لاغری یک ارزش خیلی مهم شد و اگر کسی آن را نداشت داخل جمع به حساب نمی‌آمد و کلاس نداشت.

مربی باشگاه بدنسازی زنان اظهار داشت: اینجا بود که خانم‌ها هم دست به یک حرکت‌هایی زدند، اوایل همه به باشگاه‌ها هجوم می‌بردند و ورزش و رژیم و خلاصه تب این جور مسائل بالا بود، شخصا یادمه 3 سال پیش هر کسی می‌آمد باشگاه به وضوح اضافه وزن داشت و برای لاغری آمده بود و طوری می‌شد که با هم برای کاهش وزن مسابقه می‌گذاشتند.

وی خاطر نشان کرد: اینجا هم شرایط مثل آقایان است، خانم‌ها وقتی متوجه شدند لاغر شدن و رسیدن به یک اندام مناسب زحمت دارد و کار خیلی طول می‌کشد و سال‌ها باید تلاش کنند کار خیلی سخت شد و به راه‌های دیگری متوسل شدند راه‌هایی که انتهای آن تباهی بود و هست رژیم های سختی که اساسا آنها را از پا می‌انداخت.

مربی باشگاه بدنسازی زنان گفت: بیشتر این اتفاقات تقصیر آدم‌هایی‌ است که الگو‌برداری غلطی انجام داده‌اند و هنوز هم ادامه می‌دهند، معیار زیبایی را گم کرده‌ایم و این طور فکر می‌کنیم که زیبایی مساوی تفاوت و تفاوت مساوی با هر چیز غیر عادی و عجق وجقی که ممکن است به هر صورتی باشد، تقاضا برای زیبا شدن آن هم سریع راحت و عرضه قرص‌های لاغری به هر صورت و در هر شکلی و در نتیجه اعتیاد و ویرانی!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 8:59 توسط حامی|

ازدواج موقت و اما و اگرهای آن

متعه یا نکاح منقطع یا ازدواج موقت که به صیغه نیز معروف است نوعی از ازدواج در مذهب شیعه است که در آن طرفین قصد تشکیل زندگی دائم را ندارند و برای مدت زمان مشخص و محدود و با مهریه معلوم تصمیم می‌گیرند زندگی موقتی را تشکیل دهند.

خبرگزاری فارس: ازدواج موقت و اما و اگرهای آن 

به گزارش خبرنگار جامعه فارس، خداوند در آیه 24 از سوره نساء  می‌فرماید: ...فما ستمتعتم به منهن فأتوهنّ اجورهنَّ فریضة... یعنی و زمانی را که متعه (ازدواج موقت) می‏کنید، واجب است مَهر آنها را بپردازید. علامه سیّد محمد حسین طباطبائی، تفسیر المیزان، ذیل آیه 24 سوره نساء - ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج5، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرّسین، طبع 1346 هـ.

متعه یا نکاح منقطع یا ازدواج موقت که به صیغه نیز معروف است نوعی از ازدواج در مذهب شیعه است،متعه در لغت از تمتع به معنای لذت و نفع بردن است و ازدواج موقت یا متعه ازدواجی است که در آن طرفین قصد تشکیل زندگی دائم را ندارند و برای مدت زمان مشخص و محدود و با مهریه معلوم تصمیم می‌گیرند زندگی موقتی را تشکیل دهند.

ازدواج موقت در زمان جاهلیت چنین بود که عقد میان مرد و زن غیرباکره‌ای انجام می‌گرفت که به موجب آن تا زمان معینی در مقابل بهره از زن پول معینی پرداخت می‌شد و چنین ازدواجی با سرآمدن زمانش پایان می‌یافت.

این نوع ازدواج در زمان پیامبراکرم(ص) و بعد از رحلت ایشان در زمان خلیفه اول نیز وجود داشت.

در ایران در سال‌های 70، 81 و 86 بحث ازدواج موقت مطرح شد، در سال 1386 مصطفی پورمحمدی، وزیر وقت کشور که در هم اندیشی حجاب، مسئولیت ها و اختیارات دولت اسلامی در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم سخن می‌گفت با اشاره به اینکه بالارفتن سن ازدواج در کشور باعث بوجود آمدن معضلات فراوانی میشود، گفته بود: در حال حاضر طیف گسترده‌ای از جمعیت کشور را جوانان با اقتضائات سنی و نیازهای خاص خود تشکیل می‌دهند و ما وظیفه داریم به این نیازها پاسخ گوییم. وی گفت‏:‏ ازدواج موقت، تنها برای کامجویی مردان دارای همسر نیست که بروند و برای بار چندم ازدواج کنند‏.‏ وی اظهار داشت‏:‏ مگر امکان دارد که اسلام نسبت به جوان ‏15‏ ساله ای که خداوند شهوت را در وجود او قرار داده، بی تفاوت باشد‏.‏ وزیر کشور با تاکید بر اینکه ازدواج موقت تنها برای کامروایی مردان متاهل نیست، گفت‏:‏ برای ارضای میل جنسی جوانانی که امکان ازدواج ندارند، بایستی فکری شود‏.‏

پورمحمدی با اشاره به اینکه در جامعه ما میان پسر و دختر ارتباط وجود دارد، پرسید که آیا باید از کنار این مساله چشم بسته بگذریم‏.‏ وی متوسط سن ازدواج دختران را 23 سال و متوسط سن ازدواج پسران را 26 سال عنوان کرده و گفته بود: عده ای به جوانان توصیه می‌کنند تا نسبت به ازدواج در سنین پایین اقدام کنند ولی در شرایط فعلی امکان ازدواج به دلایل مختلف اجتماعی و ... وجود ندارد و ما نیز نمی‌توانیم نسبت به خصوصیات سنی قشر جوان جامعه بی تفاوت باشیم. وی با بیان اینکه نیاز جنسی یکی از غرایز انسان است که باید از راه درست به آن پاسخ داده شود، گفت: دین اسلام جامع ترین دین است و برای تمام مشکلات بشر راه حل دارد و ازدواج موقت نیز در این دین مبین برای حل اینگونه مشکلات مورد توجه قرار گرفته است.

وی در ادامه تاکید کرده بود: ما اگر نخواهیم برای پاسخگویی به نیاز جنسی جوانان راه حل عملی ارائه دهیم باید منتظر تخلفات و تبعات فراگیر این مشکل باشیم. پورمحمدی با بیان اینکه باید با جسارت مسئله ازدواج موقت ترویج شود، تصریح کرد: اکنون وقت آن رسیده است که حوزه های علمیه به این امر مهم اهتمام ورزند و به بررسی برخی حواشی که از اجرای این حکم خدا در جامعه ممکن است بوجود بیاید، پردازند.

پس از این اظهار نظر غلامحسین الهام سخنگوی دولت وقت اعلام کرد «سخنان اخیر وزیر کشور درباره ازدواج موقت، از جایگاه یک روحانی بوده‌است و نظر دولت نیست. این امر مربوط به دولت به عنوان قوه مجریه کشور نیست.

جایگاه ازدواج موقت در قانون ایران

در قانون مدنی٬ ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته‌ شده‌است. شرایط و ارکان اساسی نکاح منقطع (ازدواج موقت) عبارت‌اند از شرایط صحت نکاح دائم به اضافه‌ تعیین مدت مشخص و تعیین مهر معین برای زن و موانع ازدواج موقت نیز همان موانع نکاح دائم هستند.

در قانون مدنی کشورمان آمده است در نکاح دختر باکره اعم از منقطع و دائم٬ اجازه‌ پدر یا جد پدری لازم است. در صورت امتناع غیرموجه پدر از دادن اجازه٬ عدم حضور پدر در محل و غیرممکن بودن استیذان٬ دختر می‌تواند با معرفی مرد مورد نظر و شرایط نکاح از دادگاه مدنی خاص درخواست اجازه‌ ازدواج کند.

در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.

در نکاح منقطع موت زن در اثنای مدت موجب سقوط مهر نمی شود.

نکته دیگری که در ازدواج موقت می‌توان به آن اشاره کرد این است که اگر زوجه‌ای که ازدواج موقت کرده است برای امور مربوط به نکاح خود تصمیم به طرح دعوا گرفته باشد، یا برای مهریه یا هر مورد دیگری که در نکاح ممکن است پیش آید قصد طرح دعوایی داشته باشد می‌تواند به دادگاه محل اقامت خود رجوع کند و لازم نیست به دادگاه محل اقامت شوهر مراجعه کند. این شخص ابتدا باید این امکان را پیدا کند تا عقد نکاح خود را به اثبات برساند بعد وارد مرحله بعدی شود که بتواند طرح دعوا کند.

و بسیاری از کارشناسان معتقد هستند چون ثبت ازدواج موقت الزامی نیست و مراحل آن شفاهی انجام می‌شود در صورت ایجاد مشکل برای طرفین اثبات ادعای ازدواج سخت می‌شود و ممکن است مشکلاتی را برای طرفین ایجاد کند.

تفاوت ازدواج موقت و دائم

زن در عقد موقّت نفقه و ارث ندارد، ولى جمعى از فقها گفته اند این در صورتى است که شرط نفقه و ارث نکنند و اگر شرط کنند باید بر طبق آن عمل شود.

در عقد موقت پایان مدّت به منزله طلاق است و بلافاصله زن باید عدّه نگه دارد، (هرگاه آمیزش صورت گرفته باشد)برخلاف  عقد دائم.

عدم وجود مهریه در ازدواج موقت موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم اجباری به مهر نیست و فقط مهرالمثل تعیین می‌شود.

برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد و از هم جدا شوند.

در ازدواج دائم مسلمان نمى تواند با غیر مسلمان ازدواج کند، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن غیر مسلمانى که از اهل کتاب است (مانند مسیحى و یهودى) مانعى ندارد.

استقبال مردان مرفه از ازدواج موقت

یکی از سردفتران دفاتر ازدواج و طلاق در گفت‌ وگو با فارس می‌گوید: اکثر دفاتر ازدواج و طلاق اقدام به ثبت ازدواج موقت نمی‌کنند و اگر افرادی برای انجام ازدواج موقت به دفاتر ازدواج مراجعه کنند آنها را به امامان جماعت مساجد که امین مردم هستند معرفی می‌شوند.

وی ادامه داد: معمولاً در ماه 5 زوج برای انجام ازدواج موقت به ما مراجعه می‌کنند که معمولا در این میان دختران مجرد کمتر هستند و بیشتر خانم‌هایی از این موضوع استقبال می‌کنند که قبلاً طلاق گرفته‌‌اند ولی برعکس مردانی از ازدواج موقت استقبال می‌کنند که وضعیت مالی خوبی دارند و متأسفانه علی رغم داشتن زن و حتی فرزند اقدام به ازدواج موقت می‌کنند.

20 ازدواج موقت در ماه

محمد حسین نوری یکی از امامان جماعت مساجد تهران به فارس می‌گوید: ازدواج موقت در تهران روند روبه گسترشی دارد و اگر خانمی که برای ازدواج موقت به ما مراجعه می‌کند قبلاً ازدواج کرده باشد نیازی به اجازه پدر نیست ولی اگر ازدواج نکرده باشد و مجرد باشد اجازه پدر الزامی است که متأسفانه این قید هم ‌اکنون رعایت نمی‌شود و به منظور جلوگیری از فساد و افتادن در مسیر غیرشرعی اگر دختر به سن بلوغ عقلی رسیده باشد صیغه خوانده می‌شود.

وی ادامه داد: هم اکنون در ماه 20 زوج برای ازدواج موقت به ما مراجعه می‌کنند که نمی‌خواهند در جایی این موضوع ثبت شود.

نوری می‌گوید: کمترین مدت زمانی که برای خواندن صیغه ازدواج موقت به من مراجعه کردند یک ساعت بوده‌ است و زوجی هم بودند که می‌خواستند صیغه 99 ساله برای آنها خوانده شود.

امید به داشتن سرپناه دلیل زنان مطلقه برای ازدواج موقت

اما یکی از زنانی که تجربه ازدواج موقت را داشته است در گفت‌ وگو با خبرنگار جامعه فارس می‌گوید: معمولاً زنان مطلقه پس از تجربه شکست در ازدواج دائم خود با هدف داشتن سرپناه و ترس از شکستی دوباره ازدواج موقت را انتخاب می‌کنند اما به دلیل اینکه این موضوع در بین جامعه جایگاه خوبی ندارد نمی‌توانند آن را به صورت علنی مطرح کنند و مجبور می‌شوند مدتی این رابطه را در خفا ادامه دهند درصورتیکه از نظر شرع موضوعی کاملا مجاز است.

وی ادامه داد: همین پنهان‌کاری باعث‌ می‌شود تا وقتی که این موضوع را خانواده‌ها متوجه شوند عکس‌ العمل مناسبی را نشان نمی‌دهند.

او می‌گوید: برعکس دختران و زنان مطلقه‌ای که به امید داشتن سرپناه اقدام به ازدواج موقت می‌کنند اما شاهد هستیم که مردان زیادی هستند که ازدواج موقت و شرعی بودن موضوع را دستاویزی قرار می‌دهند برای اغفال دخترانی که حاضر به داشتن ارتباط با یک فرد نامحرم نمی‌شوند و با بیان اینکه با خواندن این صیغه مشکل غیرشرعی بودن این رابطه حل می‌شود طرف مقابل را برای این ارتباط راضی می‌کنند.

کسى که زنان را براى کامجویى گرفته، سپس طلاق مى‏دهد، لعن و نفرین شده است

در این میان عده‌ای نیز معتقد هستند که ازدواج موقت به هوس‌رانی مردان کمک می‌کند که در الکافی و وسائل‌الشیعه در این مورد آمده است که هدف از تجویز ازدواج موقت هوسرانى نیست. از دیدگاه اسلام و همه ادیان آسمانى هوسرانى مذموم و مردود است؛ ازاین رو در روایات اسلامى مرد «ذوّاق» یعنى کسى که زنان را براى کامجویى گرفته، سپس طلاق مى‏دهد، لعن و نفرین شده است.

افزایش ازدواج‌های موقت در سال‌های اخیر 

رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور چندی پیش اعلام کرد: با اشاره به افزایش ازدواج‌های موقت و در راستای ساماندهی موارد مرتبط، از مقدمات تنظیم آیین‌نامه قانون حمایت خانواده خبر داد و افـزود: بخشی از آیین نامه در خصوص نحوه ازدواج‌های موقت است که با تصویب آن بخشی از مسایل و مشکلات موجود حل خواهد شد.

استقبال بیشتر مردان، مرفهان و دیپلمه‌ها از ازدواج موقت

همچنین طبق پژوهشی که مرکز مطالعات و پژوهش‌های راهبردی وزارت ورزش و جوانان در سال 1387 در بین3 هزار نفر از جوانان در رده سنی 18 تا 29 سال و در 14 شهر کشور انجام داد مشخص شد که 62.9 از جوانان از ترس آبروی خود از ازدواج موقت اجتناب می‌کنند و آن را نوعی هنجارشکنی می‌دانند.

محمدتقی حسن زاده رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های راهبردی وزارت ورزش و جوانان به فارس گفت: به اعتقاد این گروه مردان، مجردان و کسانیکه تحصیلاتشان در مقطع دیپلم است ‌بیش از سایر گروه‌ها از ازدواج موقت استقبال می‌کنند.

وی ادامه داد: همچنین بر اساس پژوهش‌های انجام شده طبقه مرفه جامعه بیشتر از این موضوع استقبال می‌کنند.

حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد ازدواج موقت معتقد است: اسلام همواره به ازدواج آسان تأکید داشته است اما ازدواج موقت نباید از سوی مردان متأهلی که صاحب زن و فرزند هستند استفاده شود.

وی ادامه داد: ازدواج موقت تنها به دختران و پسرانی توصیه می‌شود که نمی‌خواهند زندگی مشترک دائمی را داشته باشند ولی می‌خواهند برای مدت زمان محدود و مشخصی با رعایت تمام ضوابط زندگی موقتی را تشکیل دهند و در این مدت به هم متعهد باشند.

ازغدی افزود: ازدواج موقت راه حلی است برای اینکه جوانان ما در مسیر نادرست و غیرشرعی به ابتذال کشیده نشوند و به کسانیکه صاحب زن و زندگی هستند اصلا توصیه نمی‌شود که به سراغ ازدواج موقت بروند.

مهریه‌های سنگین و مشکلات اقتصادی دلیل عدم تمایل جوانان به ازدواج دائم

محسن ایمانی نائینی عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس در گفت‌ وگو با خبرنگار جامعه فارس در خصوص رواج ازدواج موقت در کشور می‌گوید: با توجه به گسترش مشکلاتی که بر سر راه ازدواج دائم جوانان وجود دارد مانند مشکل مسکن،اشتغال، مهریه‌های بالا و تورم موجود در کشور شاید طبیعی باشد که جوانان ما تن به ازدواج دائم ندهند و ترجیح دهند در یک بازه زمانی کوتاه‌تری بدون اینکه تعهدات یک زندگی پایدار را بر عهده گیرند در قالب ازدواج موقت زندگی خود را تشکیل دهند.

وی ادامه داد: این موضوع می‌تواند برای هر دو طرف تبعاتی را در بر داشته باشد به عنوان مثال اگر در آینده آن شخص تصمیم به ازدواج دائم بگیرد اگر بقیه متوجه شوند که سابقه ازدواج موقت داشته است ذهنیتی که در مورد آن فرد ایجاد می‌شود باعث می‌شود تا موقعیت‌های ازدواج دائم خود را از دست بدهند و همین موضوع در طولانی مدت باعث بالارفتن سن ازدواج دائم در کشور می‌شود که می‌تواند تبعات دیگری را نیز در پی داشته باشد هرچند من زوج جوانی را نیز می‌شناسم که در ابتدا ازدواج موقت از طریق ازدواج موقت زندگی خود را آغاز کردند اما پس از شناختی که از یکدیگر به‌دست آوردند ازدواجشان را به ازدواج دائم تبدیل کردند و هم اکنون نیز از این اقدام خود راضی هستند.

وی افزود: باید دولتمردان و مسئولان تدبیری بیندیشند که جوانان به ازدواج دائم و تشکیل زندگی پایدار تشویق شوند چراکه در اسلام نیز تشکیل زندگی پایدار در اولویت قرار گرفته است، مهریه‌های سنگین باعث می‌شود تا تمایل به ازدواج موقت در بین جوانان بیشتر شود.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: نگرش جوانان به این موضوع که بهتر است به سمت ازدواج دائم بروند و آن را مایه آرامش خود بدانند، و همکاری والدین با جوانان برای تشکیل زندگی دائم می‌تواند کمک خوبی به ترویج ازدواج دائم کنند.

ازدواج موقت می‌تواند مقدمه‌ای برای ازدواج دائم باشد

زهرا سجادی معاون امور خانواده مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در گفت‌وگو با خبرنگار فارس گفت: ازدواج موقت یک دستور قرآن است و هیچ کس هم نمی‌تواند مانع آن شود اما اینکه این دستور قرآنی چرا و به چه ترتیبی اجرا می‌شود

وی ادامه داد: برای جلوگیری از معضلات فرهنگی که ما همیشه درگیر آن بودیم گاهی خانم‌ها و آقایان به دلایلی نمی‌توانند ازدواج موقت انجام دهند که مسائل اقتصادی و یا مسائل خانوادگی می‌تواند از دلایلی باشد که اجازه ندهد جوانان به سمت ازدواج دائم بروند در این شرایط اسلام اجازه داده است برای اینکه جلوی فساد گرفته شود ازدواج موقت انجام دهند.

سجادی تصریح کرد: بنابراین از این منظر ازدواج موقت هیچ مشکلی ندارد و موضوع دوم این است که گاهی دختران و پسران می‌خواهند ازدواج دائم داشته باشند اما یک مدت کوتاهی می‌خواهند آشنایی بیشتری داشته باشند و چنانچه یک ازدواج موقتی داشته باشند آنها راحت‌تر می‌توانند با هم صحبت کنند و همدیگر را در مدت مشخصی مانند دو هفته بشناسند و با اطمینان بیشتر بتوانند ازدواج دائم داشته باشند.

معاون امور خانواده مرکز زنان افزود: بعد از اینکه این مدت تمام شد بازهم آنها به هم نامحرم می‌شوند تا ازدواج دائم خود را انجام دهند، پس اینکه ازدواج موقت مجاز است و اجازه آن توسط اسلام داده شده است اجرای آن در کشور هیچ منعی ندارد و از این نظر که می‌تواند تا حدودی جلوی فساد را بگیرد موضوع خوبی است.

سجادی ادامه داد: نباید بدبینانه به گسترش ازدواج موقت در کشور نگاه کرد و بهتر است این دیدگاه گسترش پیدا کند که چون جوانان نمی‌خواهند در مسیر غیرشرعی حرکت کنند و چون می‌خواهند حدود شرع را رعایت کنند ازدواج موقت را ترجیح می‌دهند.

این در شرایطی است که هم اکنون سایت‌های زیادی در فضای مجازی در قالب سایت‌های همسریابی اقدام به معرفی افراد به یکدیگر می‌کنند که فرد با مراجعه به این سایت‌ها و دادن مشخصات جسمی و سنی و سایر شرایط خود می‌خواهند فردی برای ازدواج موقت به او معرفی شود، این سایت‌ها هم اکنون به صورت غیرمجاز و غیر قانونی مشغول فعالیت هستند در حالیکه کارشناسان معتقدند بهتر است ازدواج موقت به عنوان مقدمه ازدواج دائم با نظارت خانواده‌ها انجام شود نه به عنوان دستاویزی برای فرصت طلبان که بخواهند از شرعی بودن این موضوع سوءاستفاده کنند و راه را برای اعمال منافی عفت و اخلاق عمومی خود باز کنند.

نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 14:17 توسط حامی|

مرد تنها تره یا زن؟؟؟؟!!!!!!؟؟؟؟؟

مرد از زن خیلی تنهاتره......
مرد لاک به ناخوناش نمیزنه که هروقت دلش یه جوری شد دستشو باز کنه و ناخوناشو نگاه کنه و ته دلش از خودش خوشش بیاد !
مرد موهاش بلند نیست که توی بی کسی کوتاهش کنه و اینجوری لج کنه با همه دنیا !
مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت زنگ بزنه به دوستش و گریه کنه و خالی بشه !
مرد حتی درداشو اشک که نه ، یه اخمِ خشن میکنه و میچسبونه به پیشونیش !
یه وقتایی ، یه جاهایی ، به یه کسایی باید گفت : “............................


+ میم ... مثل مـــرد


 [ خانومی ]

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1392ساعت 9:7 توسط حامی|

حتماً مي‌دانيد كه 75% كاربران اينترنت از سايت‌هاي سكس استفاده مي‌كنند، 65% مردم ماهواره دارند که بيش از 80% از شبكه‌هاي تهييج شهوات استفاده مي‌كنند، مردم با مشقات اقتصادي فراوان براي ماهواره، اينترنت، مجلات سكس، عكس و پوستر زنان، فيلم، كتاب، CD و نوارهاي مهيج شهوت هزينه‌هاي هنفگت خرج مي‌نمايند، ساعت‌هاي طولاني با  SMSهاي جنسي عمر تلف مي‌كنند، سفرهاي خارجي جهت مسائل جنسي مثل تركيه، دبي، اروپا، آمريكا حتي در چند سال اخير پاكستان و افغانستان انجام مي دهند و عجيب‌تر اينكه سفرهاي معنوي سوريه، لبنان، عربستان وعراق هم در مواردي با آزادي‌هاي جنسي و بي‌حجابي در آن كشورها پيوند جدي مي دهند. باج دهي مسئولان به جوانان در هر نوع خلافي از اغتشاشات اجتماعي، سياسي تا روابط آزاد، مزاحمت‌هاي خياباني تا بي‌حجابي‌هاي آشكار همگي از تقاضاي بالا و عدم عرضه صحيح حكايت دارند، ، عدم توانمندي مسئولان مربوطه جهت تأمين امكانات ازدواج از قبيل شغل، مسكن، حذف آداب و رسوم دست و پا گير در اين امور و موانعي همچون طولاني بودن ايام تحصيلي و سربازي كه باي همگان روشن گرديده است. قتل و تجاوز و ناهنجاري‌هاي رفتاري مربوط به مسائل جنسي و بگير و ببندهاي بي‌ثمر مراكز انتظامي، امنيتي، اطلاعاتي و قضايي نيز بر اهل خبره پوشيده نيست، افت تحصيلي، عقب افتادگي‌هاي علمي پژوهشي هنري، هدر رفتن سرمايه‌هاي انساني، اقتصادي، فرهنگي و ملي مربوط به اين دست مسائل، رواج گناهان بزرگي همچون زنا، سحق و حتي ناباورانه دامن زدن به زناي با محارم، تابو شدن شهوت،  اين نعمت خدادادي، سر خوردگي و احساس خفقان براي يك ملت رشيد، بواسطه موضوع پيش پا افتاده‌اي مثل مسائل جنسي همگي دردهايي هستند جانكاه. همه اينها را اضافه كنيد به 5/3 ميليون زن بيوه و 8 ميليون دختر اضافه بر سن ازدواج با پسران در كشور و 85% زنان سرپرست خانوار تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي و عدم فرهنگ سازي ازدواج مجدد و ضد تبليغ بر عيه گسترش ازدواج موقت حتي توسط صدا و سيما و سكوت مرگبار تصميم سازان، تصميم‌گيران، مجريان و ناظران در حل بحران ملي جنسي در كشور و ناتواني جدي به دلايل بيشمار از مسائل بين‌المللي تا ترس از همسرانشان! همه و همه فقط يك پلان از هزاران مشكل سريالي موجود كشور است كه با نا اميدي از هر گونه طرح زود بازده در امثال ازدواج نوجواني، ازدواج موقت فراگير و ازدواج مجدد ما را به ضرورت طرحي كه با مخالفت عمومي زنان همسر دار و حركت‌هاي فمنيستي حاكم بر امورات جامعه! مواجه نيست، مي‌رساند ، يعني استفاد از ظرفيت احكام شرعي و كارشناسي اسلام در جهت راه اندازي خانه‌هاي عفاف كه مورد مخالفت جدي مسئولان و مردم نيز نمي‌باشد.

يعني ايجاد مكان‌هايي براي انجام صيغه زناني كه خود با كمال آزادي و تمايل اين موضوع را قبول مي‌نمايند و صد البته بعنوان راهكاري اورژانسي، كم هزينه، واقع گرايانه كه در تمامي كشورهاي پيشرفته و حتي عقب مانده ، به شكل حلال يا حرام در حال انجام آن هستند.البته با استمداد از توان سنت نبوي متعه دقيقاً بر اساس اصول محكم شرعي و با قوانين متقن امكان ارائه طريقي صحيح و حلال موجود است كه عمل عصيان زنا را به عمل اطاعت ازدواج موقت تبديل مي‌نمايد ، همان قانوني كه رابطه جنسي زن و مرد را تبديل به ازدواج شرعي همراه با ثواب مي‌گرداند و همانگونه كه ازدواج موجب جرأت بر زنا نمي‌گردد اين سنت نيز زمينه ساززنا نخواهد شد.

فقط كافي است با تأييديه بهداشتي زنان و اجازه به هتل‌ها و مسافرخانه‌ها، مانع نشويم! هيچ هزينه اقتصادي و يا زحمت فرهنگ سازي هم در پي نخواهد داشت و روشي آسانتر هم هست كه فقط دادن اجازه به فعاليت‌هاي غير علني بيش از 80 خانه عفاف موجود در شهرهاي بزرگ كشور مياشدو در اين صورت به يكباره كوهي از مشكلات را تبديل به كاهي نموده‌ايد. هم اكنون در خانه‌هاي عفاف با صيغه زنان يائسه مثلاً به مدت 1ساعت و يا زنان بيوه غير يائسه بدون دخول و با بهره‌هاي ديگر جنسي دراين مراکزباهجوم جوانان دانشجووغيره مواجه هستند که مشکل پاسخگوييدر حد نيازها، از دلايل نوشتن اين چند سطر جهت دلسوزان جامعه از مسئولين تا پدر و مادران آگاه بوده است كه اميد است فقط مانع نشويم و بار سنگين گناهان را به دوش خود نگيريم.

 به فرموده سعدي شاعر بزرگ ايراني: در اين زمانه «سگ‌ها را رها كرده‌ (انواع تهييج‌ها و تحريكات جنسي) و سنگ‌ها را بسته‌اند (ارضاي صحيح و شرعي)با اين حال صورت مسئله را پاک نکنيم! سر به زير برف تغافل نکنيم! در پايان از همه انسان‌هاي آگاه مي‌خواهم كه تعصبات غلط را كنار بگذاريم و از مراجع عظام و نص صريح احكام ديني سبقت نگيريم.

آيا شما راه حل ديگري سراغ داريد؟

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 12:39 توسط حامی|

آموزش علمي روابط بين زن و مرد بي حيا*يي نيست بلكه يك نياز

 ضرورتيست كه متاسفانه در كشور ما اين آموزش به مردان و زنان ايراني يا

داده نمي شود و يا از راههاي نا مناسب (فيلمهاي پو...ن) مي رسد كه در

 نتيجه آسيب هاي جدي به روابط زوجين مي زند

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 11:49 توسط حامی|


 
•ازدواج های عاطفی –هیجانی:شخص بدون قید وشرط حاضر به ازدواج می شود در گذر زمان وپس از فرو کش کردن عواطف وهیجانات اولیه نقاط ضعف وتفاوت ها وناهنجاری ها جلوه می کنند ومشکلات زناشویی نمایان می گردد
•ازدواج های عقلانی ومنطقی:بر اساس دور اندیشی حسابگری ونوعی معامله گری انجام می شود عشق وعلاقه یا مطرح نمی شود ویا جایگاهی ندارد حسابگری های مادی مصالح خانوادگی واجتماعی پست مقام وشغل اساس انتخاب است
•ازدواج های اجباری –ناخواسته: از روی جبر وزوروجه اشتراک تمامی این ازدواج ها بی میلی بی احساسی ودلسردی است
•ازدواج های عقلانی –عاطفی: کشش های فطری وانگیزشی موجب ازدواج می گردد وزوج ها با عقل ومنطق اقدام به تشکیل زندگی مشترک می کنند این ازدواج ها دارای سلامت روانی است.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392ساعت 11:49 توسط حامی|

فوت و فن های زن داری و شوهرداری

 

فوت و فن های زن داری
 

مردان اگر می خواهند محبوب همسرشان شوند و فضایی سرشار از انس و معنویت و صمیمیت داشته باشند ، به توصیه های زیر توجه کنند:

1.
نسبت به همسر خود ، نگرشی مطلوب و متعالی داشته باشید و او را امانت الهی بدانید و در حفظ و نگهداری این ودیعه الهی تلاش کنید.

2. به همسر خود احترام کنید و با وی محترمانه صحبت کنید و در ارتباط با او از عواطف سرشار و محبّت بسیار دریغ نورزید.

3.
حقوق متقابل خود و همسر خود را بشناسید و در ایفای حقوق وی تلاش نمائید.

4.
باور کنید که پدر و مادر کانون منظومه خانوادگی هستند که تشعشعات عاطفی خود را در محیط خانواده می پراکنند و حیات عاطفی را رونق می بخشند.

5.
باور کنید که پدران و مادران پایه گذاران شخصیت فرزندان و معماران خوشبختی آنان هستند بنابر این در تقویت روابط خود هر چه بیشتر تلاش کنید.

6.
همسر خود را فردی با ارزش و برخوردار از کرامت انسانی بدانید.

7. در زندگی خانوادگی به برنامه ریزی معتقد شوید و باور کنید که با داشتن برنامه و التزام به اجرای آن ها می توانید مشکلات زندگی خود را کاهش دهید و از قوای حیاتی خود و سایر اعضای خانواده به خوبی استفاده نمایید.

8.
همسر خود را فردی مستعد کمال، پیشرفت و تحول بپندارید.

9. به پیشرفت و ترقی و رشد شخصیت همسر خود علاقمند باشید و زمینه را برای تحقق این امر فراهم نمائید و از این طریق کانون خانواده را از زوال و فرسایش تدریجی مصون سازید و عرصه زندگی را برای نوآوری ها بگشایید.

10.
زمینه را برای پرورش احساسات مثبت و عواطف سازنده نسبت به همسر خود فراهم سازید و از داد و ستد عاطفی به سه شیوه قلبی، کلامی و عملی استفاده کنید و لذا به همسر و شریک زندگی خود ابراز محبّت کنید همسر خود را قلباً دوست بدارید و با زبان این امر را ثابت نمایید.

11.
محبّت خود را به همسرتان به صورت عملی نیز نشان دهید و لذا سعی نمائید در روز تولد او، یا روز ازدواج او و یا مناسبت های دیگر به او هدیه دهید و از این طریق محبّت خود را ابراز نمائید.
12.
سعی کنید فهرستی از قابلیت ها، صفات مثبت همسر خود را در نظر بگیرید و به موارد مثبت وجود و شخصیت او کاملاً توجه کنید و در مناسبات با او به این قابلیت ها اشاره نمائید و از صفات برجسته و مثبت او تعریف کنید و از این طریق فضای خانواده و گفتگو را به فضایی گرم و صمیمی و آکنده از روحیه مثبت تبدیل نمائید.
13.
به جنبه های مشترک فکری و روحی خود و همسرتان توجه کنید و سعی کنید، خصایص مثبت، سازنده هر دو به تدریج بیشتر شود و از طریق خودآگاهی و خودسنجی به خودسازی برسید و صفات برجسته انسانی را در وجود خود و همسرتان تقویت نمائید.
14.
سعی کنید با همسرتان تفاهم داشته و رابطه حسنه داشته باشید. این تفاهم می تواند در حضور دیگران و یا در فضای خلوت زندگی صورت پذیرد. این امر مستلزم بهره گیری از «هنر خوب شنیدن و خوب گوش دادن است». لذا سعی کنید در هنگام گفتگوی با همسرتان، به دقت به گفتار او توجه کنید و اجازه دهید که مطالب خود را کاملاً بیان کند.

15.هنگامی که عصبانی هستید، این گفتار امام علی علیه السلام را مدّ نظر قرار داده و اجرا کنید:
«به هنگام خشم؛ نه تنبیه، نه دستور و نه تصمیم»
16.
باور کنید که همسرتان انسانی است منحصر به فرد و واجد ویژگی های شخصیتی مثبت و منفی. لذا از مقایسه او با دیگران به شدت بپرهیزید. سعی کنید او را با گذشته اش مقایسه کنید و تغییرات رفتاری و پیشرفت فکری و اخلاقی وی را تحسین نمائید.
17.
سعی کنید حالات و روحیات همسر خود را بشناسید و فهرستی از آرزوها و علائق وی تهیه کنید و از انتظارات او آگاه شوید. سپس به تأمین خواسته ها و علایق منطقی و اصولی وی خود را ملزم نمائید.
18.
سعی کنید حریم یکدیگر را مراعات کنید و از جرّ و بحث با هم خودداری کنید و مطالب بیجا را با سکوت خود و یا ارائه پیشنهاد مناسب به گفتگوهای سازنده و ثمربخش تبدیل کنید.
19.
باور کنید که هر کلمه و گفتار شما، در بردارنده بار عاطفی و روانی است که بر وجود شنونده تأثیر مثبت و منفی دارد لذا سعی کنید از زبان گرم، نرم، ملایم، توأم با احترام و محبّت استفاده کنید و کلمات «بفرمائید، بنشین و ....» سه پیام است که هر کدام اثری خاص در ارتباط با دیگران دارند. کوشش کنید از کلمات موهن، ملالت آور، تحریک آمیز، هرگز استفاده نکنید.
20.
سعی کنید برای نیل به تفاهم و مناسبات بیشتر با همسرتان از صداقت و راستی استفاده کنید. باور کنید که رمز خوشبختی و توفیق بسیاری از خانواده ها، صادقانه بودن آنها و بهره گیری از این صفت برجسته انسانی بوده است.
21.
به مدیریت کانون خانواده اهمیت دهید و سعی کنید در تصمیم گیری و هدایت زندگی از هماهنگی لازم برخوردار شوید و حدود وظایف هر یک از اعضای خانواده را مشخص نمائید.
22.
سعی کنید خود را برتر و بالاتر از همسرتان احساس نکنید و او را شریک زندگی بدانید و به این نکته توجه کنید که درجات تحصیلی، موقعیت اجتماعی، وضعیت سنی، امکانات مالی شما، باید بر میزان فروتنی و خضوعتان بیفزاید، بخصوص زمانی که در پیشرفت های تحصیلی و موفقیت های مادی شما همسرتان نقش اساسی داشته است.
23. برای نگهداری حریم خانوادگی و روابط صحیح انسانی و تقویت امنیت و تفاهم در زندگی سعی کنید اسرار و راز های درونی خانواده را نزد دیگران بازگو مکنید و از این طریق اعتماد همسرتان را به خود جلب کنید.
24.
برای بقاء، تداوم و تعالی خانواده و دست یابی به کاخ سعادت زندگی، مصلحت زندگی را بر منفعت شخصی ترجیح دهید و سعی کنید خواسته های فردی خود را در راه تحقق اهداف زندگی و زناشوئی نادیده بگیرید و هر جا که مصلحت بزرگتری مطرح است انعطاف پذیری بیشتری نشان دهید.
25.
از لجاجت و رقابت ناسالم با همسرتان جداً پرهیز کنید. و جای آن را به یکدلی، یکرنگی، صمیمیت و رفاقت بدهید. باور کنید یکی از مهمترین عوامل تزلزل در بنای خانواده و آغاز نابسامانی و مشکلات خانوادگی، لجبازی دو همسر با هم و عدم پذیرش یکدیگر می باشد. سعی کنید همسرتان را آنگونه که هست بپذیرید و روابط خود را بر پایه دوستی و محبّت تنظیم کنید.
26.
سعی کنید در صدد تملک کامل همسرتان نباشید و از مرز تعادل خارج نشوید.
27.
به اصل تفاوت های فردی معتقد باشید و باور کنید که زن و شوهر دو موجودند که از نظر هوش و استعداد و علایق و خصایص جسمانی و اخلاقی تفاوت هایی دارند. سعی کنید حداکثر توافق بین خصایص شما و همسرتان به تدریج برقرار گردد و وجود یکدیگر را مکمّل و متمم هم بدانید و به تکامل هم کمک کنید.
28.
همیشه به همسرتان متذکر شوید که کار او به ویژه در خانه برای شما با ارزش است لذا سعی کنید کار مرد و زن خانه را کم ارزش و کار بیرون از خانه را با ارزش تلقی نکنید. این امر در تقویت روحیه و مبانی خانواده تأثیر زیادی دارد.
29.
به اصل مشارکت در زندگی خانوادگی معتقد باشید و سعی کنید تمام کارها را تنها خودتان انجام ندهید بلکه از همسرتان و فرزندان خود کمک بگیرید. باور کنید که در ازدواج و تشکیل خانواده مرد و زن عالی ترین سرمایه های وجود خود یعنی روح و قلب و عواطف و آرزوها و احساسات و امکانات خود را به مشارکت گذاشته و با قبول همفکری، همیاری، مددکاری و تعهدات گوناگون، بهترین جلوه مشارکت را ارائه کرده اند. به این نکته اهمیت دهید که امروزه مدیر موفق مدیری است که به قابلیت ها و قدرت های اعضای خانواده خود بهای لازم داده و شرایط را برای بروز و ظهور این توانمندی های خدادادی مساعد می نماید. لذا با مشارکت با هم فضای خانه را به فضایی بالنده و ثمربخش مبدل سازید.
30.
اگر به دلیل کار زیاد و تعهدات بیرون از منزل قادر نیستید، عملاً به همسرتان کمک کنید، علاقه خود را به کمک و همکاری با او ابراز نمائید و از حمایت خود، وی را مطمئن سازید.
31.
در مدیریت خود از مرد سالاری و زن سالاری خودداری کنید و برای داشتن یک خانواده متعادل از حق سالاری پیروی کنید و به گفتار امام باقر علیه السلام که می فرماید: «حق را بگویید، گرچه بر علیه خودتان باشد» کاملاً توجه نمائید. در مدیریت خانه، مرد یا زن هیچکدام نباید نظرات و سلیقه های خود را بر دیگری تحمیل نمایند و لذا باید کلام حق و منطق صحیح را چه از جانب مرد و چه از جانب زن باشد بپذیرید.
32. برای تعادل در زندگی و کامیابی هر چه بیشتر، از خوش خلقی و گشاده رویی و چهره ای پر نشاط استفاده کنید و کوشش کنید که با شیوه های گوناگون گرد و غبار افسردگی را از چهره همسرتان بزدایید. هرگز اجازه ندهید افکار مأیوس کننده و منفی بر وجود اعضای خانواده شما سایه افکند و ریشه های شادکامی و شادابی شما را ازبین ببرد.

فوت و فن های شوهرداری

آرامش و صفای خانواده علاوه بر این که در پرورش صحیح فرزندان فوق العاده مؤثر است، محیطی گرم و صمیمی برای ابراز عشق همسران نسبت به یکدیگر پدید می آورد، و ایشان را کمک می کند که به صورتی شایسته و درست به وظایف خویش عمل نمایند. از جمله عوامل مؤثر در ایجاد صفا و صمیمیت، سازگاری زن با شوهر و صبر و شکیبایی او در همسرداری و خانه داری است که از نظر اخروی و معنوی نیز پاداش فراوانی را به دنبال دارد ، هم چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: خوشا به سعادت آن زنی که همسرش از وی راضی باشد که این رضایت مقام او را بالا می برد.

البته عکس این مطلب هم صدق می کند و مردان نیز باید رفتاری مناسب داشته باشند اما در این مقاله بحث ما شوهر داری است و در مقاله ای جداگانه به روش های زن داری مناسب هم اشاره می کنیم.

۱- به همسرتان توجه کنید و علاقه خود را به او با زبان ابراز دارید.

اغلب مردان دوست دارند که از مردانگی آنها تعریف و تمجید شود. آن ها تشنه تعریف و تمجید شما هستند. وقتی مردی تمجید شود مایل است به سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر توانا و خوبی است . به شوهرتان بگویید که دوستش دارید و او را مناسب ترین مردی می دانید که توانسته اید با او ازدواج کنید.

2- با شوهر خویش خوش رو و خوش زبان باشید.

از نکات بسیار مهم در جلب محبت شوهر، رعایت اخلاق حسنه است. همیشه با گرمی و مهربانی و به آهستگی با شوهر خود صحبت کنید. هیچ گاه صدای تان را در مقابل او بلند نکنید مبادا کلمات توهین آمیز درباره او به کار برید، هرگز او را به دلیل معایب یا نواقصش مورد استهزا قرار ندهید.

۳- به او نیکی کنید.

سعی کنید نیازهای او را قبل از آن که بر زبان آورد ، بر آورده کنید. قبل از آن که به شما بگوید.وقتی خسته از سر کار می آید برای او نوشیدنی ببرید. انجام این امور به ظاهر ساده، در جلب محبت شوهر بسیار مؤثر است.

۴- او را در رسیدگی و کمک به مادر و خانواده اش تشویق کنید.

از کمک های شوهرتان به مادر و خانواده اش، اظهار رضایت و خوشحالی کنید. خودتان به او پیشنهاد کنید که به دیدن خانواده اش برود. در مناسبت ها برای خرید هدیه با او همکاری کنید. همچنین خودتان هدایایی برای مادر و خانواده اش بخرید و به او بگویید که به آن ها تقدیم کند. با انجام چنین اعمالی، شوهرتان را خوشحال می کنید و او سعی می کند در مقابل این همه گذشت و مهربانی، چند برابر برایتان فداکاری کند.

5- خود را برای شوهرتان بیارایید و به تمایلات همسرتان با رغبت پاسخ دهید.

خود را در مقابل همسرتان، زیبا جلوه دهید ، با سر و وضع مرتب و آراسته در مقابل او ظاهر شوید و زیباترین لباس ها و زیورآلات خود را در حضور او بپوشید. این ها نشانه علاقه شما به شوهر است و محبت او را نسبت به شما افزایش می دهد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«از وظایف زن در قبال شوهر آن است که خود را برای او با خوش بوترین عطرها ، خوش بو سازد. بهترین لباس ها را در حضور او بپوشد و به بهترین صورت، آرایش نماید.»

مطلب دیگر آن که برای مردان، نشان دادن عشق از طریق ارتباط زناشویی، بسیار راحت تر از بیان کلامی است. برای آن که شوهرتان به لحاظ احساسی و عاطفی خود را وقف شما کند ، لازم است نیازهای او را بر آورده سازید. او نیاز دارد بداند که به او تمایل دارید. اگر شوهرتان در روابط عاطفی و زناشویی ، احساس رضایت کند قطعا به نیازهای عاطفی شما پاسخ می گوید.

۶- توجه به او بیشتر از فرزندان باشد.

زمانی که فرزندان به دنیا می آیند ، پس از گذشت چند ماه چون تمام توجه شما صرف مراقبت از فرزندتان می گردد و به شوهرتان به طور ناخودآگاه توجه کمتری می کنید. ممکن است شوهرتان احساس تنهایی کند در چنین مواردی حواس تان باشد که پدر بچه ها را فراموش نکنید و توجه شما بیشتر به شوهرتان باشد. این کار علاوه بر آموزش رعایت احترام پدر به فرزندان، حاکی از احترام شما به شوهرتان نیز هست.

۷- پذیرش سرپرستی مرد بر خانواده

می دانیم که مرد مسئولیت سرپرستی خانواده و مدیریت کلان آن را بر عهده دارد و این مسئولیت به دلیل ویژگی های خاص جسمانی و عقلانی، بر عهده او گذاشته شده است. از سوی دیگر، مرد در صورتی قادر به انجام این وظیفه خواهد بود که همسر و فرزندان، تصمیمات اتخاذ شده از سوی او درباره خانواده را بپذیرند. تصمیماتی از قبیل شهر یا محل سکونت، ادامه تحصیل، اشتغال و …. بدون پذیرش از سوی زن، قابل اجرا نخواهد بود. گردن نهادن به این تصمیم ها از سوی زن، نشانه پذیرش حق سرپرستی مرد بر خانواده و رعایت حرمت اوست. ناگفته پیداست که مرد در اتخاذ تصمیم هایش درباره خانواده، باید با همسر خود مشورت کند و با مد نظر قرار دادن دیدگاه ها بهترین و معقولانه ترین تصمیم را که به نفع همه اعضای خانواده باشد اتخاذ نماید.

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1392ساعت 9:36 توسط حامی|

9 انگيزه غلط براي ازدواج

بـرخي اوقات افراد گوناگون به دلايل عجيب و غريبي ازدواج ميكنند. گاهي نـيز دلايل خوب و موجهي براي انتخاب فرد بخصوصي در سر دارند. آيا شما تحت فشار هسـتـيـد كـه هرچه زودتر ازدواج كنيد؟ آيا در اين مرحله از رابطه تان بايدازدواج كنيد؟ بهتر است كه خوتان را ارزان نفروشيد. به اين دلايل بد براي ازدواج نگاهي بياندازيد:


1) ازدواج كردن فقط براي پول


فــرض ميكنيم فردي كه شما شيفته و عاشقش شده ايدشـخـص ثـروتـمـندي بـاشـد كـه خـوش بـه سعادتان. البته عـاقـلانـه هم نيست كه با فردي كه كاملا بي پول اسـت و هـيچ قــصدي هم ندارد كه در آيـنـده در تامين هزينه هاي زندگي سهمي داشته باشد، ازدواج كرد. مـگر آن كـه حـاضـر باشيد 18 ساعت از روز را با كمال رضايت كار كنيد تا قادر باشـيد مخارج سنگين زندگي را تـامين كنيد. اما ازدواج كردن با فردي تنها به خاطر پول، صـرفـنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقريبا همواره اشتباه ميباشد.


2) ازدواج اجباري


50 
سـال پـيـش شـمـا چـاره اي جـز ازدواج در ايـن شـرايط نـداشـتـيد ( با فردي كه رابطه جنسي داشته ايد و منجر به بارداري شما گرديده) اما امروزه خير. مگر آنكه حـقــيقتا به فرد مورد نظر علاقمند باشيد و حاظر باشيد تا 40 سال با وي زير يك سقف زندگي كنيد. تحت فشار تصميمي نگيريد كه يك عمر پشيماني و اندوه برايتان به بار بياورد. اگــر مردد و دو دل مي بـاشيد صبر كنيد تا كودك بدنيا بيايد سپس يك تصميم عاقلانه و هوشيارانه اتخاذ كنيد.


3)  ازدواج به خاطر ترك و فرار از خانه والدين


وقـتـي وضـعيت در خانه شوم و اندوه بار باشد، ازدواج يك راه گريز محسوب مي شـود. و تعجبي ندارد كه بسياري از افراد اين راه گريز را انتخاب ميكـنـند. اما معمولا اين مسيري است كه شما را از چاله در آورده و درون چاه مـي انـدازد. دوام آوردن در خـانه پـدر و مادر يكي دو سال طولانيتر، كمتر رنج آورتر ميباشد تا آنكه با نخستين پيشنـهاد ازدواجي كه از سوي فردي به شما داده شد ،آن را پذيرفته و تن به ازدواج دهيد زيرا آن وقـت مـمـكـن است آن فرد تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.


4)  والدين شما به آن فرد علاقه دارند

البـتـه جـاي تـعــجب دارد كه والـدين شـمــا واقعا همسر آينده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ايـن فـرد از سـوي آنها دلـيل كافي براي مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نمي بـاشد. سالهاي آينده زماني كه آنها درگذشتـند و از ميان شما رفتند شما كماكان بايد اسير فرد روياهاي آنان باشيد. فردي كه شايد مرد و يا زن روياهاي شما نباشد.


5)  عادت به رابطه دراز مدت

هنگامي كـه دو فرد بـراي مـدتـي بــا يـكـديگر ارتباط داشته و سـپـس تـصـمـيـم ازدواج با يكديگر را مي گيرند، اشكالينـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـدليل عـادت مـحـض خـطرناك ميشـود؟ زمــانيكه دو فرد با يكديگر ازدواج كرده اند و يـا از يكديگر طلاق گرفته اند تصميم بگيرند كه شانس خودشان را مجددا امتحان كنند. مـطمـئـن بـاشـيـد هـرگاه بار نخست كارساز نبوده باشد بار دوم نيز كارساز نخواهد بود.


 
6)  خواهان فرزند بودن

بله. صاحب فرزند شدن قويترين نيروي محرك براي بسياري از افراد براي ازدواج ميباشد-اما آيا شما حاضريد كه فرزندان خود را در شرايط نه چندان ايده آل پرورش دهيد؟ موضوع اينجاست كه زماني كه فرزندان بزرگ ميشوند و از كنار شما مي روند شـما مجددا با آن فرد خواهيد بود. هيچ فردي كامل نيست. امـا حـداقل پـدر و يـا مـادري بـراي فرزندان خود برگزينيد كه بتواند براي آنان يك پدر و يا مادر خوبي بوده و همـچـنـين شـما به وي علاقه داشته و برايش احترام قائل باشيد. درغـير اين صـورت گـزيـنه ديـگري را مدنظر قرار دهيد مانند تك سرپرستي و يا كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد.


7)  با فردي كه رابطه جنسي داشته ايد ازدواج كنيد

مواردي وجود دارد كه اينگونه ازدواجها ثمر بخش بوده اند. امـا معمولا اين گـونـه ازدواجها زيـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــايه اي براي يك رابطه دراز مدت نخواهد بود. مـوضـوع رابـطـه جنسي با ازدواج متفاوت مي بـاشد. ايـن سناريو را درنظر بگيريد: فردي كه شخصي را مي يابد كه حاظر است به همسر و يا نامزد خـود خيانت كند و خـود آن شخص نيز ترديد نميكند كه با فرد ديگري رابطه جنسي برقرار كند، مسـلـما رابطه آنها رابطه مستحكمي نـخـواهد داشت. زيـرا فـردي كـه تـوسـط شـما بـه فـرد ديگري خيانت كرده، روزي نـيـز به خود شما خيانت خواهد كرد.

 

8)  براي فرزند خود پدر و يا مادر ميخواهيد


اگر توانستيد فرد مناسبي را بيابيد كه به شما تبريك ميـگوييم. اما اگر ترديد داريد دست نـگـاه داريـد. اين براي فرزند شما به مراتب سختتر و ناگوارتر است كـه يـك نـامـادري و يـا ناپدري بي رحم داشته باشد تا آنكه يك پدر و يا مادر تك اما دلسوز و مهربان.


9) فشار اجتماعي


تمام دوستان شما ازدواج كرده اند. اما شما هنوز مجرد هستيد...امـا مطمئن باشيد كه يكي دوتاي آنها هم اكنون طلاق گرفته اند. پس خودتان باشيد. هنگــامي كه خاله شما در مورد آنكه آيا تصميم به ازدواج داري يا خير از شما سوال مي كند به وي اعتنا نكنيــد. بهتر است تنها باشيد تا آنكه با شخصي ازدواج كنيد كه سبب بـد بـخـتـي شـمـا گــردد. هيچگاه تنها بخاطر آنكه متاهل هستيد معيارهاي خود را پايين نياوريد.

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392ساعت 11:21 توسط حامی|

نویسنده : محسن از وبلاگ مطالب جالب خواندنی طب سنتی

سلام دوستان گرامی . یکی از موضوعاتی که مدتی هست ذهن مرا مشغول داشته ، مسئله ازدواج و تشکیل خانواده و رابطه آن با طب شریف ماست . از آنجا که طب ، تمام زندگی ما را در بر گرفته است ، پس طب میتواند ما را به زندگی بهتر هدایت کند تا زندگی با آرامش و راحتی را داشته باشیم .

دوستان ، این مقاله ، یکی از مهمترین مقالات ارائه شده در این وبلاگ است که مطالعه آن برای همه ، حتی افرادی که متاهل هستند لازم و واجب است .

به علت ضعف طب مدرن در درمان بیماری ها و عوارض بالای دارو های شیمیایی ، غلبه سرمایه داری بر تحولات وتحقیقات طب مدرن ، هزینه بسیار بالای درمان ، وابستگی این طب به جراحی و تکنولوژی، بشریت در یک چرخش صدوهشتاد درجه ای به طب سنتی و کل نگر توجه جدی کرده است. اعلامیه سازمان جهانی بهداشت در حدود ده سال پیش با بر شمردن آفات و بحرانهای طب مدرن ،کشور ها را دعوت به توجه جدی به مکاتب طبی دیگر از جمله طب سوزنی، طب هندی ، آیورودا ، طب سنتی چین ، طب سرخ پوستان و غیره میکند.
اساساً طب سنتی در اروپا در حدود 400 سال پیش توسط پاراسلوس و نیز در کشور خودمان در سال 1334 توسط جهان شاه صالح وزیر بهداشت وقت با یک روند سیاسی ، استعماری و برنامه ریزی شده کنار رفت.
تصور اولیه این است که طب سنتی منسوخ شده است و روشهای درمانی آن غیر علمی است یا پاسخگو نیست اما حقیقت این است که نه تنها در مقام نظر هیچ مقاله ی علمی در رد تئوری سردی و گرمی نوشته نشده است بلکه یافته های جدید تئوری مزاجها (سردی ، تری ، گرمی و خشکی)و اخلاط (صفرا ، سودا ، دم و بلغم ) را تایید می کند.
به علاوه در مقام عمل هم درمانگر بودن و کار آمدی طب سنتی شگفت انگیز بوده است. بطوری که درشهر تهران مطب های طب سنتی روز به روز پر رونق تر میشود و نیز در دیگر کشورهای جهان رشد طب سنتی (به مفهوم اعم آن ) روز به روز در حال گسترش است و عوامل گفته شده در بالا و همچنین دیگر مزایای طب سنتی (منطبق بودن بر فرهنگ دینی ، در دسترس بودن ، ارزان بودن ، خود کفایی دارویی وحتی نقش صادر کننده داشتن، تولید علم به معنای واقعی کلمه به طوری که از کل دنیا متقاضی تعلیم طب سنتی ایران شوند و بسیاری مزایای دیگر که در این مقدمه مجال ذکر آنها نیست) ، مجموعه دانشگاهی کشور را بر آن داشت که طب سنتی را به عنوان یک رشته مستقل زیر مجموعه دانشگاه تهران تاسیس کند.
به همین منظور می توان مسائل و مشکلاتی را که جامعه با آنها روبروست و در طب سنتی سرنخ هایی از آن وجود دارد از این منابع استخراج کرد . شاید بتوان گفت که بسیاری از مشکلاتی که اکنون در جامعه مطرح است و کارشناسان به هر دری می زنند تا آن را حل کنند می تواند با رویکرد به سنت و علوم سنتی قابل حل باشد یا حداقل دریچه ای را به روی ما بگشاید.
از جمله این معضلات و بحرانها مسئله خانواده می باشد.

 

قبل از وارد شدن به بحث لازم است یک سری از مقدمات طب سنتی ذکر شود تا در خلال آن،دسته بندی مطالب و جایگاه آنها در طب سنتی مشخص شود و خواننده بداند که هر بحث کجای این طب قرار میگیرد تا در صورت علاقه بتواند به منابع اصلی طب سنتی مراجعه کرده و مطالعات تفصیلی را د ر آنجا پیگیری کند.
فصل اول:کلیات طب سنتی ومزاج شناسی
طب سنتی 5 فن دارد (البته در تقسیم بندی دیگری آن را به دو جز عملی و نظری تقسیم می کنند. )
1)کلیات
2)مفردات
3)قرا با دین
4) معالجات مختصه
5)معالجات غیر مختصه
مفردات عبارت است از بررسی خواص ادویه بصورت مفرد
قرا بادین عبارت است از طریقه ساخت ،خواص و ... دارو های ترکیبی.
معالجات مختصه عبارت است از بررسی و شناخت بیماری ها از فرق سر تا نوک ناخن پا.
معالجات غیر مختصه عبارت است از بررسی وشناخت بیماری های عمومی بدن مانند آبله و تب وجوشها.
فن کلیات شامل سه قسمت است :
1- امور طبیعیه که هفت تاست :ارکان،امزجه،اخلاط،اعضا،ارواح ،قوا ، افعال
2- دلایل و علائم عبارت است ازآنچه که بر حالت بدن دلالت می کند ویا به عبارتی علامات دال برصحه و مرض، که چندین قسمت دارد که مهم ترین آن مزاج است
3- اسباب وعلل یعنی سبب وعلت بیماری وسلامتی . اسباب صحه و سلامتی هفت مورد می باشد که عبارتند از:
I. الاهویه( آب و هوای محیط)
II. الاطعمه والاشربه( غذا ها و نوشیدنی ها)
III. الریاضه والسکون (ورزش وسکون : که بوعلی آن را مهم ترین رکن سته ضروریه می داند)بحث تدابیر مربوط به جماع در این جا مطرح میشود.
IV. النوم والیقظه(خواب و بیداری)
V. الاعراض النفسانیه
VI. استفراغات واحتباسات
بحث تفصیلی هر کدام از این 5 فن در کتب طب سنتی موجود می باشد.آنچه را که ما در این مقاله نیاز است بدانیم تا بتوانیم مباحث مربوط به خانواده را بر اساس آن تبیین کرده و توضیح دهیم عبارتند از :
امور طبیعیه و مزاج شناسی :البته هر جا نیاز باشد اصطلاحات توضیح داده ورفع ابهام می شود.
جهت ادای دین به طب سنتی وعربی بودن زبان آن ،عبارات را عربی بکار برده و ترجمه آنها را داخل پرانتزذکر کرده ایم.دلیل این امر آن است که برای ادای حق یک مطلب و یک علم باید حتی المقدور اصطلاحات تخصصی آن علم را ترجمه نکرده و یا در صورت ترجمه عین عبارت نیز آورده شود.
ارکان وامزجه
در علوم سنتی اساس آفرینش وماده المواد تشکیل دهنده عالم را چهار عنصر آتش ، هوا،آب و خاک می دانستند.(توجه شود مفهوم عنصر در اینجا با عنصردر جدول مندلیف فرق دارد)
طبق نظر حکما تمام عالم ماده (جماد و نبات و حیوان و انسان ) از این چهار عنصر تشکیل شده است.
هر کدام از این جهار عنصر دارای مزاج می باشد :
آتش گرم و خشک
هوا گرم و تر
آب سرد و تر
خاک سرد و خشک
از تاثیر و تاثر این چهار عنصر مرکبات عاالم با مزاجهای نه گانه بوجود میآید.
بنابراین هر آنچه که در عالم ماده است دارای یکی از این نه مزاج است.گرم و خشک، گرم و تر،سرد و تر ، سرد و خشک،سرد، گرم ، تر ، خشک و معتدل
سردی و گرمی مورد نظر در علوم قدیم یک سردی و گرمی ذاتی است هر چند به سردی و گرمی ظاهری هم اطلاق میشود.مثلا وقتی گفته میشود دارچین گرم است ، منظور این است که وقتی دارچین خورده میشود پس از تصرف بدن در آن گرمای بدن بالا رفته و علائم گرمی ماننده خارش،سوزش ، التهاب و ... ظاهر میشود.یا مثلا وقتی گفته می شود ماست یا دوغ سرد است ، یعنی پس از ورود به بدن و تاثیر و تاثر بدن در آن سردی به بدن عارض میشود و علائم سردی (خواب وکسالت،ضعف و سستی وکند ذهنی) آشکار میشود.
حال در این مثالها فرق نمیکند دارچین داغ شده باشد یا نشده باشد. ماست اگر هم فرضا داغ شود و سپس مصرف شود پس از هضم کبدی سردی به بدن عارض می کند . مثلا آب سرد است ، آب جوش هم سرد است چند در ابتدا مقدار حرارت معده را بالا میبرد.
گفته شد که همه چیز در عالم مزاج دارد.مثلا مزاج زنجبیل گرم و خشک است و برای بیماری هایی که از سردی می باشد تجویز میشود و یا کاهو سرد است ، طلا و نقره گرم است . پنبه و پشم گرم و کتان سرد است . گوسفند گرم و گاو سرد و خشک است و ...
انسانها نیز دارای مزاجند . هر انسان هنگام تولد یک مزاج جبلی از پدر و مادرمی گیرد که مزاج پدر ومادرو شیوه زندگی آنها قبل از انعقاد نطفه، نوع تغذیه ونیز دوران بارداری و شیر دهی نوع آن را ازلحاظ گرمی وسردی تعیین می کند.


حرارت غریزی و رطوبت اصلی
طفل در حین ولادت دارای یک حرارت غریزی و رطوبت اصلی است که این دو لازمه بقایند و طفل با این دو زنده است.حرارت غریزی برای تداوم حیات و رطوبت اصلی برای رشد کودک است.در طول حیات یک شخص و با بزرگ شدن او ایندو رو به نقصان می گذارند تا اینکه با نابود شدن رطوبت یا حرارت غریزی عمر انسان پایان می پذیرد .در طول حیات عواملی هستند که با عث افنای حرارت غریزی و رطوبت اصلی می شوند. مانند مواد مخدر ، پرخوری ، غم و اندوه ، ورزش در حال گرسنگی شدید ، سرمای شدید و .... افنای حرارت غریزی و رطوبت اصلی باعث حدوث امراض ،ضعف و کاهش عمر میشود .حرارت غریزی و رطوبت اصلی همانند مفاهیم گرمی و سردی از مفاهیم بنیادین طب سنتی میباشد.
گفتیم که انسانها به سهم حرارات و رطوبت غریزی که به ارث می برند دارای یک مزاج جبلی یا اصلی هستند .علائم شناخت این مزاج جبلی ده جنس است که در بحث مزاج شناسی مفصلا در مورد آن بحث میشود.


اخلاط
دو رکن از امور طبیعیه شرح داده شد.. رکن سوم اخلاط است. هر خلط دارای یک مزاج است که در جدول زیر آورده شده است.
آتش گرم و خشک صفرا
هوا گرم و تر دم
آب سرد و تر بلغم
خاک سرد و خشک سودا

غذا وقتی وارد بدن میشود حرارت معده در آن تصرف می کند و پس از آنکه شیره غذا جذب کبد شد در کبد با فعل وانفعالات انجام شده توسط حرارت کبد شیره غذا به خون تبدیل میشود.این خون از چهار خلط به نامهای صفرا،دم،بلغم و سودا تشکیل شده است.هر کدام از این اخلاط در بدن نقشی را بر عهده دارند. اخلاط، اعضای بدن را می سازند.مثلا خلط بلغم ،مغز را و دم ،ماهیچه را و سودا ،استخوان را می سازد.


ارواح
ارواح بخار لطیف اخلاط است . روح در اینجا یک روح طبی است نه روح شرعی. حرارت غریزی بدن در اخلاط اثر کرده و بخاری از آنها بوجود میآید که دربدن در حال گردش است.این بخار روح نام دارد.
روح سه نوع است :
I. نفسانی
II. طبیعی
III. حیوانی
روح طبیعی در کبد است و وظیفه آن رشد و نمو بدن است.
روح نفسانی در مغز است و وظیفه آن حس و حرکت است .
روح حیوانی در قلب است و وظیفه آن تداوم حیات است.
مثلا وقتی بحث میشود چیزی مقوی ارواح است یعنی اینکه مقوی کبد و مغز و قلب است و ....


امور طبیعیه
ارکان >> امزجه >> اخلاط >> اعضا >> ارواح >> قوا >> افعال
افعال عبارت است از هر فعلی (ظاهری و باطنی) که از انسان صادر میشود.
قوا حامل افعالند و ارواح حامل قوا.
آوردن این موارد و توضیح آنها برای این است که بعدا بتوانیم از آنها استفاده کنیم و بهتر مسائل و پدیده ها را توضیح دهیم.


نشانه های کلی مزاج
مواردی که با توجه به آن ها می توان در مورد وضعیت کلی مزاج ذاتی (اصلی،مادرزادی) بدن قضاوت کرد، عبارتند از:
1. ملمس
2. گوشت و چربی (هیکل یا سحنه)
3. مو
4. رنگ بدن
5. خواب و بیداری
6. چگونگی افعال صادر شده از بدن
7. کیفیت مواد دفعی بدن
8. حالات نفسانی
9. بزرگی و کوچکی اعضا
10. چگونگی تاثیر پذیری از کیفیات چهارگانه
باید توجه داشت که بسیاری از نشانه هایی که گفته میشود، علایم طبیعی و ذاتی افراد است و تا زمانی که موجب اختلال درعملکرد شخص نشوند بیماری محسوب نمی گردند.
1. ملمس: کیفیتی که طبیب هنگام لمس بدن شخص معاینه شونده حس می کند. این نشانه یکی از مهمترین ابزار تشخیص میزان گرمی و سردی و همچنین رطوبت و خشکی بدن است. احساس نرمی هنگام لمس دلیل بر رطوبت، احساس سفتی دلیل بر خشکی مزاج، احساس حرارت هنگام لمس نشانه گرمی و احساس سرما دلیل سردی مزاج است. برای تشخیص صحیح از طریق ملمس، پزشک و بیمار باید شرایط خاصی داشته باشند.


شرایط لمس شونده و لمس کننده:
شخص به هنگام لمس یا به فاصله کمی از آن، نباید در معرض حرارت، سرما، فعالیت یا هیجان شدید باشد بلکه باید شرایط جسمی و روحی و پوشش طبیعی داشته باشد.
2. هیکل:
اندازه کلی بدن می باشد. هیکل ها دو نوعند:
الف: هیکل های مینیاتوری یا لاغر که شامل مزاج های گرم و خشک و سرد و خشک می باشند زیرا خشکی مانع رشد میشود.
ب: هیکل های درشت و حجم دار که بعضی با غلبه چربی بر بدن همراه هستند که این ها معمولاً دارای مزاج سرد و تر هستند و برخی عضلانی می باشند که این افراد معمولاً دارای مزاج گرم و تر هستند، زیرا از شرایط لازم برای رشد، رطوبت و حرارت است و فردی که مزاج گرم و تر دارد درشت هیکل میشود. به عبارت دیگر، می توان گفت که زیادی گوشت و چربی دلالت بر رطوبت و کمی آن ها دلالت بر یبوست و خشکی می کند.
3. مو:
سرعت رشد مو نشانۀ خشکی مزاج است و اگر این سرعت خیلی زیاد باشد نشانۀ توأم بودن حرارت و خشکی است. زیادی مو بر حرارت دلالت می کند و رطوبت باعث سرعت رشد مو و تنکی و نازکی آن میشود.
به طور کلی زیادی، ضخامت، مجعد بودن و سیاهی مو بر گرمی و خشکی مزاج دلالت دارد و بر عکس آن ها (کمی، نازکی، صافی و سفیدی مو) بر برودت و رطوبت مزاج دلالت می کند.
4. رنگ بدن:رنگ بدن علامت بسیار خوبی برای تشخیص مزاج است به شرطی که دقت کافی در تشخیص رنگ ها مبذول شود.
رنگ سفید (شبیه به رنگ مهتاب) نشانۀ غلبۀ بلغم است.
رنگ سرخ دلیل غلبۀ دم یا گرمی مزاج است.
رنگ زرد (رنگ آفتابی) نشانۀ غلبۀ صفرا یا گرمی مزاج و یا کم خونی می باشد.
رنگ تیره یا کمودت چهره نشانۀ غلبۀ سودا و یا کم خونی می باشد.
رنگ سرخ و سفید در فرد معتدل دیده میشود.
باید توجه داشت که رنگ بدن حالت مطلق ندارد و تحت تأثیر عوامل محیطی و مواردی مثل بیماری اعضای مختلف بدن تغییر می کند.
5. خواب و بیداری:
اعتدال در خواب و بیداری نشانه اعتدال مزاج خصوصا اعتدال در مغز است. رطوبت و برودت باعث پرخوابی میشود. به همین علت افراد با مزاج تر به خواب بیشتری نیاز دارند. خشکی و حرارت موجب بیداری (کم خوابی) است.
نکته: در حالت مزاج عارضی (سوء مزاج) صفراوی ها بیشترین مشکلات خواب را دارند؛ هم دیر خوابشان میبرد و هم زود از خواب می پرند. سوداوی ها نیز در درجه بعد دچار مشکل خواب هستند. این گونه افراد، در خواب رفتن مشکل دارند و معمولاً خوابشان سبک می باشد. در اشخاص کم خواب مثل افراد صفراوی و سوداوی، بسته به شرایط می توان از مرطّبات مانند کاهو، دوغ بی چربی، آب انار، آب لیمو شیرین، ماء الشعیر و خاکشیر استفاده کرد.
6. چگونگی افعال صادر شده از بدن:
صحیح و کامل بودن افعال دلیل بر کمال صحت بدن است و ایجاد مرض، مستلزم غیر طبیعی بودن افعال است. افزایش سرعت افعال، نشانۀ حرارت مزاج است. به عنوان مثال سرعت رشد بدن و سرعت رویش مو و دندان دلیل حرارت هستند و همچنین توأم بودن افعال با اضطراب و تشویش نیز بر حرارت مزاج دلالت می کنند ولی بر عکس، هرگاه ضعف و سستی و کندی در افعال دیده شود نشانۀ سردی مزاج است.
7. کیفیت مواد دفعی از بدن:
اجابت مزاج طبیعی آن است که به ازای هر بار مصرف غذا، یک بار دفع انجام شود. حرارت و خشکی موجب کاهش اجابت مزاج می شوند بنابراین معمولا در افراد صفراوی یبوست دیده میشود.
گرمی مزاج و غلبه صفرا باعث میشود مواد دفعی شامل ادرار، مدفوع، منی و غرق دارای بوی تند و پر رنگ باشند و عکس این نشانه ها بر سردی مزاج دلالت دارد.
8. حالات نفسانی:
قدرت و بلندی صدا، سرعت و پیوستگی کلام، زود عصبانی شدن و سرعت حرکت، نشانۀ حرارت مزاج هستند. افراد گرم و خشک که حرارت زیادی دارند، معمولاً تندخو بوده و زود عصبانی می شوند. این افراد بیقرار، تند و تیز، پر کار و فعال هستند و نیز حافظۀ خوبی داشته و از قدرت تجزیه و تحلیل بالایی برخوردارند. صاحبان مزاج سرد و خشک در اوج ثبات بوده و کارها را به آرامی و بدون عجله انجام می دهند. این افراد معمولا درون گرا بوده و کمتر با دیگران می جوشند و مستعد افسردگی هستند. اشخاص سرد و تر حافظۀ خوبی ندارند. خواب آلود، صبور و خونسرد هستند. افراد گرم و تر شجاع، جسور و خونگرم هستند و به خوبی با دیگران ارتباط بر قرار می کنند.
9. بزرگی و کوچکی اعضاء:
بزرگ و وسیع بودن قفسۀ سینه، مشخص بودن عروق، عظیم بودن نبض، بزرگی دست و پا و مشخص بودن کامل مفاصل دلالت بر حرارت می کنند و علائم معکوس نشانه برودت مزاج است.
10. چگونگی تأثیرپذیری از کیفیات چهارگانه:
سرعت تأثیرپذیری از هرکدام از کیفیتهای چهارگانه یعنی حرارت، برودت، رطوبت و یبوست دلیل بر غلبۀ همان کیفیت است. به عنوان مثال، اگر بدن نسبت به گرما سریعا دچار انفعال شود، نشانۀ گرمی مزاج می باشد.
آنچه تاکنون گفته شد نشانه های مزاج اصلی بود که همگی در شخصی که به طور ذاتی صاحب آن مزاج باشد طبیعی است. اگر به هر علتِ درونی یا بیرونی، مزاج دچار تغییر شود، علائمی در شخص ایجاد می گردد که نشانه های مزاج عارضی است. اگر این وضعیت به طول انجامد و درمان صورت نپذیرد، سوء مزاج رخ خواهد داد.
فرق میان مزاج اصلی و عارضی آن است که شخص در مزاج اصلی به چیزهایی مانند مزاج خود تمایل دارد؛ اما در مزاج عارضی، تمایلات بیمار بر خلاف مزاج می باشد، مگر آنکه به علت مزمن شدن، مزاج عارضی همچون مزاج اصلی شود (مستحکم شود). پس لازم است پس از شناخت صحیح مزاج، بیمار در زمان بیماری از غذاهایی که تمایل زیاد به خوردن آن ها پیدا می کند و بر خلاف مزاج اصلی اوست پرهیز نماید.


دیگر علایم امزجه
همانطور که دیده شد فرد گرم مزاج علائم گرم مزاجی را دارد یعنی افعال و حرکات او از کیفیت گرمی ناشی میشود.مثلا پر تحرک است، با نشاط است ، فعال است ، پر انرژی است ، چالاک و سریع است ، فعالیت زیاد دارد.
اما فرد سرد مزاج علائم سردی از او صادر میشود. سردی سکون می آورد ، خمودی می آورد ، سستی می آورد ، این افراد کم انرژی ، کند و بیحال هستند. برای انجام کارها مرتبا باید آنها را حمایت کرد و باید به آنها انرژی داد.


دموی مزاجان
افراد دموی ( گرم و تر) چون عنصر هوایی در آنها غالب است خصوصیات رکن مربوط به خود (هوا)را دارند. دیر عصبانی می شوند و دیر هم آرام می شوند.افرادی شجاع هستند ، خوش مشرب و اجتماعی هستند. با همه کس دوست می شوند و اهل بگو و بخند هستند. افرادی شاد و فعال ، بلند پرواز ، خوش اخلاق و خوش رو ، شجاع و صبور ، سخاوتمند هستند. میل و توان جنسی بالا دارند. یعنی هم در عشق و عاشقی سرآمد هستند و هم توان و قوه جنسی بالایی دارند.


صفراوی مزاجان
افراد صفراوی (گرم و خشک) عنصر آتش در آنها غلبه دارد و خصوصیات آتش از آنها بروز می کند مثلا زود عصبانی می شوند و زود هم آرام میگیرد . بعضا بد خلق هستند .افراد صفراوی افرادی تند وتیز و بی قرار هستند و همانطور که آتش یکدفعه زبانه می کشد و زودفروکش می کند،این افراد هم دارای یک خصوصیت در تمام افعال خود هستند و آن تصمیم آنی و به اوج رساندن کارها و یکدفعه رها کردن و ترک آن است. این خصوصیت به علت گرمی بالا (گرمی و خشکی) می باشد.افراد دموی گرمی کمتری نسبت به صفراوی ها دارند .طبع صفراوی ها گرم و خشک و آتشین و طبع دموی ها گرم و تر است. به علت وجود همین تری در طبع دموی ها ، گرمای آنهابه نسبت با صفراوی ها کمتر است.
افراد صفراوی به علت گرمای زیاد ناآرام و مضطرب هستند وافعال خود را با طمانینه و وقار انجام نمی دهند.علت این امر آن است که گرما باعث تشویش و عدم سکون و اضطراب میشود .این افراد یک کار را با جدیت شروع کرده و بر روی آن پافشاری می کنند اما یک دفعه آن را رها می کنند. گاهی پر جرات وگاهی آرام هستند.حاضر جواب و با هوش ، سریع و چالاک و پر انرژی هستند . گاهی با اراده و گاهی سست می شوند.


بلغمی مزاجان
افراد بلغمی دارای مزاج سرد و تر هستند و عنصر آبی در آنها غلبه دارد و خصوصیت آب از آنها بروز می کند . افراد بلغمی افرادی منزوی و آرام هستند و ضعف حافظه و معمولا حواس پرتی دارند.از لحاظ فعالیت افرادی کم انرژی و بیحال ، میانه رو و محتاط و ترسو هستند . ترس یکی از مهمترین خصوصیات بلغمی هاست.
به علت سردی غالب در مغز ،افرادی گوشه گیر و افسرده هستند.
اگر سردی غالب شود بیشتر دم از نا امیدی می زنند و خاطرات گذشته را یاد آوری می کنند. گذشته نگر هستند و استعداد افسردگی دارند . افراد بلغمی به علت ترسو بودن استعداد ریسک پذیری ندارند .
اهل سازش هستند و معمولا تحت تاثیر افراد دیگر هستند . منفی بافی و ناامیدی از دیگر خصوصیاتشان است و افرادی بی خیال و خونسرد هستند.
خصوصیات عنصر آبی در این افراد غالب است مثلا با جدیت و تندی در برابر مسئله ای مقاومت نشان می دهند اما اگر طرف مقابل هم جدی شود ، کنار می کشند (همانند آب که به مانع برخورد می کند و فورا بر می گردد). افرادی انعطاف پذیر هستند و براحتی می توان افکار ایشان را تغیر داد(برعکس صفراوی مزاجان و سوداوی مزاجان)


سوداوی مزاجان
افراد سوداوی (سرد و خشک ) دارای خصوصیات عنصرخاکی هستند و این افراد هم خصوصیات سردی دارند و هم خصوصیات خشکی.افرادی همه سو نگر و منطقی،میانه رو و محتاط هستند.
همیشه در حال فکرند و در حالات پیشرفته دارای وسواس و دو دلی هستند.
همانندافراد بلغمی توان ریسک ندارند.فکر و خیال فراوان دارند و مستعد افسردگی و مالیخولیا هستند.
اگر سردی در مغز و روان این افراد غلبه کند ، ترسو و دچار سو ظن می شوند وتمایل زیادی به تنهایی وگوشه نشینی پیدا می کنند و استعداد نا امیدی دارند. .
خصوصیات عنصر خاکی در آنها غالب است . مثلا انعطاف پذیر نیستند (بر خلاف بلغمی ها ) وکینه می ورزند. همانند خاک خاطرات را درذهن خود نگه می دارند و پس ازسالهاآنها را بازگو میکنند.
افراد گرم و خشک از فصل زمستان خوششان میآید چون مزاج زمستان سردوتر است و تعدیل کننده مزاج آنهاست.
افراد سرد و تر از فصل تابستان خوششان میآید و از فصل زمستان گریزانند چون تابستان مزاج آنها را تعدیل کرده اما فصل زمستان باعث اوج گیری بیماریهای آنها میشود.دیگر مزاجها نیز به همین منوال است.


فصل مزاج مضر برای مفید برای
بهار گرم و تر دموی ها سوداوی ها
تابستان گرم و خشک صفراوی ها بلغمی ها
پاییز سرد و خشک سوداوی ها دموی ها
زمستان سرد و تر بلغمی ها صفراوی ها

خصو صیات جنسی امزجه:
گرمی چون عامل تحرک و قدرت و جنبش است پس به تبع گرم مزاجان دارای میل جنسی قوی ای هستند.و سرد مزاجان میل جنسی ضعیفی دارند.مثلا دموی مزاجان علاوه بر اینکه توان جنسی زیادی دارند یعنی توان جماع بالایی دارند و میل جنسی (عشق) زیادی هم دارند.
افراد صفراوی توان جنسی بالایی دارند اما میل جنسی آنها کمتر از دموی هاست. افراد بلغمی به علت سردی غالب در بدن آنها هم توان جنسی و هم میل جنسی کمی دارند.افراد سوداوی توان جنسی پایین (همانند بلغمی ها )دارند اما میل جنسی بالایی دارند.
افراد بلغمی افرادی عاشق پیشه نیستند و در عشق به اوج نمی رسند اما افراد سوداوی شدیدا عاشق می شوند . بنابراین اگر به دنبال فردی عاشق می گردید ، افراد سوداوی را انتخاب کنید.
توجه به چند نکته در مورد مزاج شناسی ضروری است :
1. شناخت مزاج جبلی در عین اینکه نیازبه مطالعه دارد وباید ده جنس آن را آموخت ، نیاز به مهارت و ممارست و آموزش نزد استاد هم دارد . چون در عین حال که یک علم است یک هنر است ، یک مهارت است.
2. به علت یکدست شدن زندگی ها وغلبه زندگی صنعتی امزجه بهم ریخته است.
3. مزاج جبلی غیر قابل تغییر است . یعنی یک فرد لاغر سوداوی را نمیتوان به یک فرد چاق و عضلانی دموی تبدیل کرد . خصوصیات گفته شده در باب مزاج شناسی اگر جبلی افراد باشد تقریبا غیر قابل تغییر است و اگر هم بتوان آنرا تغیر داد، بسیار ناچیز خواهد بود.
4. مسله خیلی مهمی که باید در باب خصوصیات روحی و روانی مزاجها به آن توجه کرد ، مسئله تهذیب نفس و اثر آن بر مزاج است . خصوصیات روحی گفته شده موقعی واقعا بروز خواهد کرد که فرد تهذیب نفس نکرده باشد.و خودش را با همان حالات بر آمده از مزاج عادت داده باشد و در پی اصلاح خویش بر نیامده باشد.اگر کسی بخواهد میتواند با تهذیب نفس و مراقبه خصوصیات منفی مزاجی خود را کنترل کند. فرد صفراوی ذاتاعصبانی است اما اگر روحیه دینی قوی داشته باشد ، می تواند کظم غیظ کند . و مثلا فرد سوداوی وسواس داردحال اگر این فرد مومن واقعی باشد ، می تواند براین حالت غلبه کند و وسواس را از وجود خودش حذف کند. خصوصیات روحی و روانی مزاجها با توجه به بستري كه فرد در آن رشد مي كند، تغيير ميكند ودر يك جهت خاص حركت مي كند. مثلا فرد سوداوي وسواس دارد اما اگر شريعت مدار باشد وسواس او دراحكام ظاهر ميشود واگر مرفه باشد درتميزي و پوشش خود را نشان مي دهد.
5. برای شناخت مزاج یک نفر لازم نیست همه این ده جنس در او وجود داشته باشد بلکه اغلبیت مهم است یعنی اینکه هر کدام از این ده جنس گرمی یاسردی در او غلبه داشت مزاج جبلی او همان خواهد بود . مثلا اگراز ده جنس ، هشت جنس در او علامات گرمی را داشت مزاج او گرم خواهد بود.مثلا اگر کسی دارای صورت برافروخته و سرخی بود و عضلات برجسته و هیکلی درشت داشت و در عین حال فردی شاد و فعال بود میتوان حکم به گرم مزاجی او کرد.
6. گرمی و سردی هم رتبه بندی دارد . برخی گرم مزاجان در اوج گرمی هستند و برخی گرمیشان به اعتدال نزدیک است . مثلا یک فرد صفراوی ممکن است آنقدر گرم باشد که با کوچکترین عاملی عصبانی شود ، یا حرکات سبک سرانه (طیش) دراو بسیار مشاهده شود .اما صفراوی دیگری در درج پایین تر باشد.
7. علت اینکه بیشتر گرمی و سردی مطرح شد این است که در طب سنتی گرمی و سردی فاعلند و تری خشکی منفعل یعنی گرمی باعث بوجود آمدن خشکی و سردی باعث بوجود آمدن تری میشود و به عبارتی گرمی و سردی اصلند و تری خشکی فرع اند.به همین جهت در بحث مزاج شناسی بیشتر خصوصیات افراد از لحاظ سردی وگرمی مزاج مطرح شد و کمتر افراد به افراد با مزاج گرم و تر، گرم و خشک، سرد و تر، سرد و خشک پرداخته شد.
8. آنچه که در مورد اخلاقیات امزجه ذکر شد ، مطلق نیست بلکه عوامل مختلفی می تواند آنها را تغییر دهد مثلا تهذیب نفس ، شرایط خانوادگی ، تربیت و ... .مثلا فردی گرم مزاج بسیار فعال و زرنگ و پر حرف است و تبعا باید کمرو نباشد و بتواند بدون رو در بایستی ما فی الضمیر خود را آشکار کند . اساسا افراد گرم مزاج بی شرم و حیا هستند.حال این افراد ممکن است تحت تربیت خانوادگی خاصی این روحیه اش را از دست بدهند و مثلا پدر خانواده او را تحت فشار زیاد قرار داده باشد یا شرایط اجتماعی به نحوی او را منزوی کرده باشد:.مثلا به علت فقر پدر یا فساد پدر و مادر یا شرایط پست خانوادگی به تدریج به انزوا کشیده شده باشد و این روحیه اش را از دست بدهد و به فردی کمرو و گوشه گیر تبدیل شود.


دیگر خصوصیات مزاج گرم و سرد از حیث اخلاق
افراد گرم مزاج پر جنب و جوش هستند و قدرت مدیریت دارند . برخلاف افراد سرد مزاج که بیشتر پیرو هستند . مثلا اگر دو بچه ، یکی گرم مزاج و یکی سرد مزاج کنار هم قرار گیرند بچه گرم مزاج مدیر خواهد شد و بچه سرد مزاج تابع خواهد شد و به دنبال او راه خواهد افتاد.اساسا گرم مزاجی بچه گرم مزاج به بچه سرد مزاج اظهار وجود نمی دهد .مدیران عالم حتما باید گرم مزاج باشند.فرد سرد مزاج نه توان مدیریت دارد و نه دیگران او را مدیر خوبی می دانند.


مزاج جنس مذکر و مونث عالم
یکی از مسائل مهم و مسلم در طب سنتی و مورد اتفاق همه حکما ، مزاج جنس مذکر و مونث است.طبق نظر حکما مزاج جنس مذکر گرمتر و خشکتر ازجنس مونث است . به عبارتی جنس مونث سردتر و ترتر است نسبت به جنس مذکر.مثلا شیر نر گرم تر است نسبت به شیر ماده.و ویژگی های گرم مزاجی در ذکور غلبه بیشتری دارد .

انتخاب همسر به کمک مزاج
با توجه به مطالب گفته شده در مورد امزجه مشخص است که برای خوشبخت شدن زوجین ، ایجاد تفاهم بیشتر ، ایجاد عشق و صمیمیت و تطابق جسمی و روحی باید زن و شوهر دارای مزاج یکسانی باشند . یعنی فرد گرم مزاج باید با فرد گرم مزاج ازدواج کند و فرد سرد مزاج با فرد سرد مزاج.
توجه شود که مسئله مزاج یکی از مسائلی است که در تعین زوجه باید در نظر گرفت و دیگر مسائل مانند ایمان ، شرایط خانوادگی و ... نیز وجود دارد که در اینجا ، جای بحث در مورد آن نیست .
با ذکر چند مثال علت تطابق مزاج زن و مرد مشخص میشود بعبارتی چرا برای تفاهم بیشتر باید تطابق مزاجی داشته باشند؟
همانطورکه گفته شد گرم مزاجان افرادی فعال و پر جنب و جوش هستند و سرد مزاجان افرادی کند و بیحال هستند . حال اگر زن و شوهر دارای مزاج مختلف باشند به سختی می توانند همدیگر را تحمل کنند. این مسئله در مورد دو دوست هم صادق است . در زندگی خوابگاهی به کثرت مشاهده شده است که افراد دارای مزاج مختلف نمیتوانند همدیگررا تحمل کنند و معمولا به رفتار همدیگر گیر میدهند. فرضا اگر همدیگر را تحمل کنند عشق حقیقی بین آنها بوجود نخواهد آمد . فرد فعال و پر انرژی از فرد فعال و پر انرژی خوشش میآید. تصور کنید زن و شوهر برای یک مهمانی دعوت شده اند. زن مزاج سرد دارد و شوهر بسیار گرم است . شوهر به علت گرم مزاج بودنش فوراً سرو وضع خود را مرتب کرده و آماده رفتن میشود. اما زن به علت سرد مزاج بودنش بسیار کند عمل کرده و شوهر مدت زیادی منتظر می ماند تا زن اماده رفتن شود .حال اگر از این سنخ تضاد ها در زندگی زیاد باشد،به مرور زمان عشق و علاقه زوجین را نسبت به هم کم خواهد کرد.
همانطور که گفته شد افراد صفراوی حافظه خوبی دارند و تیز هوش هستند . این افراد باید با هم سنخ خود یعنی افراد دارای مزاج گرم و خشک ازدواج کنند . چون در صورت عدم رعایت تطابق مزاجی این افراد قادر به درک یکدیگر نخواهند بود .
دموی مزاجان(گرم و تر) دارای روحیه شاد ، خوش مشرب و اجتماعی هستند .حال تصور کنید این فرد با یک فرد سوداوی (سرد و خشک) ازدواج کند.فرد سوداوی گوشه گیر بوده و تمایلی به شرکت در اجتماعات ندارد . این دو نفر به علت تقابل مزاجی که دارند نمیتوانند باهم کنار بیایند.
یکی از خصوصیات بلغمی مزاجان خونسردی و بی خیالی آنها در حوادث و مشکلات است .ضرب المثل «دنیا را آب میبرد اورا خواب میبرد» در رابطه با آنها صادق است . حال اگر یک طرف بلغمی باشد و طرف دیگر گرم باشد ، یک طرف همیشه در اضطراب خواهد بود و طرف دیگر بی خیال.فرد گرم مزاج ازبیخیالی طرف مقابلش خسته میشود و این وضعیت در دراز مدت باعث تنفر و انزجار او از طرف مقابلش خواهد شد.
متقابلا فرد سرد مزاج (بلغمی) نیز فرد گرم مزاج را بخاطر اضطراب و عجول بودنش سرزنش می کند.
نکته: البته بدون در نظر گرفتن مزاج نیز می توان به این تطابق رسید ولی با مزاج شناسی کار بسیار آسان میشود و شناخت بهتر صورت میگیرد؛ چون در مزاج شناسی از خصوصیات بدنی نیز می توان کمک گرفت و به حالات روانی افراد پی برد.پیشتر گفته شد که مزاج ذکور نسبت به اناث گرم تر و خشک تر است. به همین جهت در عالم انسانی زنان پیرو و دنباله رو مردان هستند. علائم سرد مزاجی در زنان غلبه دارد و به علت این تفاوت مزاجی، مدیران و رؤسای عالم اکثرا مردها هستند. در خانواده نیز همینطور است و مدیر خانواده مرد است.
حال اگر زنی را دیدید که مدیر شده است و توانایی این کار را هم دارد بدانید که حتماً گرم مزاج است (مانند بینظیر بوتو)


مدیریت منزل ومزاج شناسی:
در حالت کلی، مدیریت منزل و تدابیر امور آن بدست مرد است و زنان بر آیین شوهران هستند. زن، پیرو و تابع و دنبالهرو مرد است و این یک علت دارد که آن هم خصوصیت ذاتی مرد است که اقتضای چنین شخصیتی را برای وی دارد و آن خصوصیت «گرم مزاجی» مرد است.
حال اگر شرایطی پیش آید که مزاج زن خیلی گرم باشد و مرد سرد مزاج باشد بطوری که گرم مزاجی زن بر سرد مزاجی مرد غلبه کند، معمولاً در چنین مواقعی «زن ذلیلی» پیش میآید! یعنی مدیریت منزل بدست زن میافتد و شوهر تابع زن میشود.
در دیگر تعاملات نیز افراد جامعه همین تأثیر و تأثر را دارند. مثلا اگر دو بچه که یکی سرد مزاج و دیگری گرم مزاج است، در کنار هم قرار بگیرند، مدیریت با بچهی گرم مزاج خواهد بود.
در مورد زن و شوهر بطور طبیعی و در حالات کلی، به علت گرمتر بودن مزاج مردان، مدیریت جامعه و خانواده با مردان است. اما اگر زن گرم مزاج باشد و گرمی مزاج او بر مردان غلبه کند، می تواند مدیریت کند و در رده های مدیریتی بالا تاثیر گذار باشد.
اساسا گرما به سبب قدرتی که دارد به سردی اظهار وجود نمی دهد

مزاج شناسی و مشکلات جنسی
نقش مزاج شناسی در رفع مشکلات جنسی نسبت به دیگر مسائل بسیار مهم تر و کارآمدتر است. به جرأت میتوان گفت که بسیاری از مشکلات جنسی که طب مدرن و روانپزشکی مدرن از شناخت و درمان آنها عاجز است با طب سنتی براحتی قابل درمان است.
گفتیم که مزاج گرم، قدرت جنسی بالایی دارد و مزاج سرد، قدرت جنسی پایینی دارد. در بین گرم مزاجان، افراد دموی (گرم و تر) توان و میل جنسی بالایی دارند اما صفراوی مزاجان (گرم و خشک) توان جنسی بالا و میل جنسی متغیر دارند. بلغمی مزاجان هم توان جنسی پایین و هم میل جنسی پایین دارند.
افراد سوداوی (سرد و خشک)، توان جنسی پایین و میل جنسی بالا دارند. بدون توضیح مشخص است که برای پیشگیری از مشکلات جنسی زوجین، تطابق جنسی آنها از نظر مزاجی ضروری است.
این مسأله در چند مورد میتواند کارساز باشد:
1) در مسألۀ تقاضای جنسی: اگر زوجین از لحاظ مزاجی متشابه باشد یعنی هر دو گرم مزاج یا هر دو سرد مزاج باشند، به یک اندازه احساس نیاز به آمیزش جنسی پیدا می کنند و به تبع بهتر می توانند همدیگر را ارضا کنند.
حال اگر یک فرد دموی با یک فرد سوداوی ازدواج کند، فرد دموی بنا به اقتضای طبع خودش بسیار آرزوی (نیاز) جماع دارد اما فرد سوداوی تمایل کمتری به جماع دارد. این تضاد باعث می شود که دو طرف نتوانند همدیگر را ارضا کنند. فرد سوداوی به سبب درخواست زیاد همسرش برای جماع خسته می شود و از طرفی فرد دموی از عدم تمایل همسرش گله می کند و اگرمعتقد نباشد چه بسا به انحراف کشیده شود.
2) کارکرد دیگر این بحث درمسألۀ اوج گیری لذت جنسی است
افراد گرم مزاج، سریعتر به ارگاسم جنسی می رسند. اگر زوجین هر دو گرم باشند، چون هر دو سریع به ارگاسم جنسی میرسند پس مشکلی پیش نمیاید. اگر هر دو سرد باشند نیز وضعیت به همین شکل است. اما اگر مرد بسیار گرم مزاج باشد و زن سرد مزاج، مرد خیلی سریع به اوج میرسد ولی زن فاصلۀ زیادی تا به اوج رسیدن دارد. (البته در حالت کلی مرد سریعتر به اوج لذت جنسی می رسد اما اگر تطابق مزاجی بین آنها نباشد این فاصله بیشتر خواهد شد).
این وضعیت باعث می شود تا زن بطور کامل ارضا نشود و در نتیجه باعث تنفر و انزجار از شوهر شده و در صورت مهذب نبودن به انحراف کشیده شود( مانند ارگاسم)
طبق آمار رسمی 50 درصد و غیر رسمی 70درصد از علل طلاق، مشکلات جنسی بین زوجین است. از مشکلات جنسی به چند مورد در بالا اشاره شد.
در میان مشکلات جنسی آنچه که بیشتر در جامعۀ فعلی ما مشاهده میشود، ضعف و ناتوانی جنسی است که علل مختلفی دارد.
1) وجود غذاهای سرد مزاج در جامعه: قریب به اتفاق غذاهایی که در جامعه مصرف میشود سرد هستند و باعث سردی و ناتوانی اندام جنسی میشوند. لبنیات، آبلیموها، سرکهها و تقریباً همۀ غذاهای بستهبندی شدۀ سوپرمارکت ها سرد هستند. گوشت مصرفی مردم نیزکه اغلب ماهی و گاو (در قالب غذاهایی مثل سوسیس و همبرگر و ...) است سرد هست.
2) زندگی صنعتی و تکنیکی: بعلت اینکه زندگی صنعتی بر خلاف فطرت و غریزه است و روح و روان بشر از صنعت گریزان است، اساساً نه تنها ضعف میل جنسی بلکه بسیاری از بیماری ها را به وجود می آورد. فضای مصنوعی، صداهای صنعتی، دوری از طبیعت و سر و کار داشتن با ابزار آلات و کار درکارخانه همه مضعف توان جنسی هستند.
3) علل دیگری نیز در کاهش توان جنسی مؤثرند که مورد بحث ما نیست.
اساسا درمانهای طب مدرن در مشکلات جنسی، موقت و پر عارضه هستند.
طب سنتی بر اساس تئوری «گرمی و سردی» به شناخت و درمان بیماریها می پردازد.
همانطور که گفته شد ضعف میل جنسی در اغلب موارد از سردی است. پس برای درمان آن باید از گرمیجات و افزاینده های قوهی باه (مبهیات) استفاده کرد از جمله ادویه جاتی چون زنجبیل ،خولنجان، بهمن و......
درمان عدم تشابه جنسی زن و مرد
در صورتی که میل جنسی یکی از زوجین زیاد باشد و میل جنسی طرف مقابل کم باشد، باید هر دو را تعدیل کرد تا بتوانند با هم به تعامل برسند. فردی که میل جنسی اش زیاد است باید از کاهنده های میل جنسی استفاده کند و فردی که از این لحاظ ضعیف است باید از مبهیات (افزاینده های قوه ی باه) استفاده کند.

تولید منی
از نظر طب سنتی منی از تمام اعضای بدن تولید میشود. چنانچه وجود بیماری در یکی از اعضای والدین باعث وجود بیماری در همان عضو کودک میشود.
طبق این مبنا برای تقویت میل جنسی باید همه ی اعضا را تقویت کرد. ضعف قلب، کبد، معده، کلیه و مغز هر کدام می تواند منجر به ضعف میل جنسی شود. برای تشخیص علت ضعف میل جنسی باید تک تک اعضای رئیسه ی بدن را بررسی کرد. در طب سنتی برای تشخیص ضعف هر کدام از اعضا علائمی هست.

نازایی
علل نازایی بسیار زیادند. علاوه بر علل مختلفی که در اندام های تناسلی ممکن است از نظر هیئت و شکل اعضا باشد (که خود این ها ممکن است مادر زادی یا عارضی باشند)، دو علت از علل نازایی که به زمینه های مزاجی برمی گردد ،ذکر می شود:
در صورتی که رحم بسیار گرم باشد، نطفه ی مرد به سبب گرمای بالای رحم، توان تولید جنین را ندارد و می سوزد و در صورتی که رحم بسیار سرد باشد باز هم نطفه منعقد نمیشود و منی منجمد میشود. در صورتی که منی در یک وضعیت تقریبا متعادل باشد و دیگر شرایط انعقاد نطفه فراهم باشد، نطفه منعقد میشود.
حال اگر این اعتدال رو به گرمی باشد، جنین مذکر خواهد شد؛
و اگـــر این اعتدال رو به سردی باشد، جنین مؤنث خواهد شد.
البته عوامل دیگری هم در تکوین جنین مؤنث یا مذکر دخیل اند. برای مثال مزاج والدین،زمان جماع و.....
سردی و گرمی اندامهای جنسی، هریک علائمی دارند. مثلا اندام جنسی گرم، علاوه بر گرمی ظاهری، موی درشت و زیاد و سیاه دارد و اندام جنسی سرد، بر عکس است. در اکثر موارد وقتی مزاج کلی بدن گرم است، مزاج اندام جنسی هم گرم است و وقتی مزاج کلی بدن سرد است، مزاج اندام جنسی هم سرد خواهد بود.
از دیگر علل نازایی، شیوهی غلط جماع رایج در جامعه است. طبق آمار موجود در مراکز درمانی طب سنتی، تعدادی از نازاییها با اصلاح شیوهی جماع حل میشوند. (در مورد شیوه ی صحیح جماع و اوقات مناسب آن بعدا توضیح کامل داده خواهد شد.)

ازدواج در گذشته
کلیه ی مباحثی که اینجا مطرح شد، به طور نسبی درگذشته اجرا می شده است. بزرگسالان و والدین با شناخت مزاج زوجین، آنها را برای هم انتخاب می کردند،هرچند که با مفهوم مزاج آشنا نبودند. در قدیم چون مادربزرگ ها شناخت کافی بر روی بچه ها داشتند می توانستند با شناخت مزاج طرفین، افراد دارای مزاج مشابه را با هم تزویج کنند. آنها با مفاهیم گرمی و سردی مأنوس بودند و همواره غذاها و افراد را با آن می شناختند. حتی اکنون هم به کرات از پیرزن ها این اصطلاحات را می شنویم که معمولا با تمسخر جاهلانه ی افرادِ به اصطلاح تحصیل کرده مواجه می شوند. مثلا می گفتند «فلان غذا گرم است» یا «تو سردی داری، فلان غذا را نخور». حاکم بودن این اصول در زندگی سنتی از بسیاری از مشکلات جلوگیری می کرد و کار به طلاق و اختلاف نمی کشید. چنانچه امروزه می بینیم آمار طلاق در جوامع صنعتی (تهران و شهر های بزرگ) بسیار بالاتر است.

طلاق
در مورد دیگر علل طلاق نیز باید گفت که زندگی صنعتی و شهر نشینی و فاصله گرفتن از سنت ها مهم ترین علت طلاق است و ریشه ی اکثر علل به این بر می گردد. مثلا در گذشته مفهومی به نام «برادر داماد» وجود داشت که این شخص متاهل بود و وظیفه اش آموزش صحیح آمیزش جنسی به داماد بود. اما اکنون خبری از این حرف ها نیست و خدا می داند این نا آگاهی چه مشکلاتی را به وجود می آورد. اگر آموزشی هم در جامعه باشد، بر اساس مدل های غربی است که اکثرا غیر علمی (علم به معنای واقعی کلمه)هستند و یا با مبانی دینی ما سازگاری ندارند. اساسا هرجا به روش زندگی غربی نزدیکتر شده ایم بر مشکلاتمان افزوده شده است.
در گذشته عروس پس از رفتن به خانه ی بخت به مدت چند سال در کنار خانواده ی شوهر زندگی می کرد. این عروس تحت تربیت مادر شوهرش، آداب شوهر داری و بچه داری و حاملگی و زایمان را یاد می گرفت. یاد می گرفت چطور شوهر داری کند، چطور از بچه مراقبت کند و ... .اکنون دختر تازه عروس شده اساسا نه با اخلاق شوهر آشناست، نه طرز شوهر داری می داند و نه می داند که چطور از بچه مراقبت کند. تنها راهکار غلبه بر این مشکلات، زندگی کردن در کنار یک دلسوز آگاه و مسلط به این امور (مادر شوهر) است.
اکنون وضعیت طوری شده است که تازه عروس ها به محض ازدواج از خانواده ی شوهر جدا می شوند و دو تایی بطور مستقل زندگی می کنند؛ و چون هیچکدام با اصول زندگی آشنا نیستندبا بروز کوچکترین مشکلی درخواست طلاق می کنند. غالبا در اینگونه موارد نه راه حل رفع مشکل را می دانند و نه قدرت تحمل همدیگر را دارند. این در حالیست که زوجین کوچکترین آموزشی برای پیشگیری از مشکلات ندیده اند.
ذکر یک نکته در اینجا ضروری به نظر می رسد و آن اینکه طرح هایی مانند آموزش اجباری قبل از ازدواج، کلاس های تدبیر زندگی و ... راه حل مناسبی برای رفع مشکلات نیست. چنانچه در عمل مشاهده میشود که در جوامع متمدن مانند تهران، با وجود نهادینه شدن این طرح ها و وجود رسانه ها و ... باز هم مشکلات سرجایش باقیست. در حالی که در شهر های کوچک هیچ یک از این ها وجود ندارد اما آمار طلاق و مشکلات بسیار کمتر است. علت همه اینها است که در جوامع سنتی، آموزش های پیش از ازدواج بصورت سنتی اجرا میشد ولی در جوامع متمدن چنین نیست.

تدبیر جماع
جماع صحیح یکی از مهمترین مسائل ازدواج است که باید بدان پرداخته شود. اگر جماع به طور اصولی صورت گیرد، علاوه بر اینکه عامل دوستی و مودت بین زوجین میشود از بسیاری از بیماری های مقاربتی جلوگیری می کند و زمینه را برای انعقاد یک نطفه ی سالم آماده می کند.
جماع اگر به حد اعتدال و قدر لایق و در سن جوانی باشدباعث تقویت بدن و دفع فضول (مواد اضافی) بدن است. و هنگام ضعف و ناتوانی و سن کهولت (60 سالگی به بالا) باعث تجفیف رطوبت اصلیه و نقصان حرارت غریزیه و ضعف قوا و غلبه ی سردی در بدن است.
علت آن است که جوهر منی حاصل از جوهر هضم چهارم است. طبیعت بدن از این جوهر از هر عضوی مقداری نگه می دارد و نمی گذارد که جزو عضو گردد و به بیضه ها و تحمدان ها می فرستد تا در آنجا تبدیل به منی گردد. در جوهر منی حدّت (تندی و تیزی) و گزش می باشد که مجرای قضیب (آلت تناسلی) را دغدغه (قلقلک – تحریک) می نماید و به همین سبب باعث لذت میشود، بخصوص در جوان گرم مزاج قوی البنیه.

افراط در جماع
افراط جماع در هر حال مضرترین چیز هاست، خصوص هنگامی که همراه انزال منی باشد و پی در پی باشد. افراط جماع باعث ضعف ارواح [روح نفسانی (مغز) و حیوانی (قلب) و طبیعی (کبد)] و قوا و اعصاب و بینایی و تپش قلب و ضعف دل (قلب) و دماغ (مغز) و کبد (جگر) و معده و گرده (کلیه) و مثانه و اوجاع ظَهر (درد کمر) و ورک (باسن)، عرق النساء (سیاتیک) و نقرس و رعشه (لرزش) و فالج و امثال این ها می گردد.
در دو حالت جماع کمال ضرر را دارد: 1) پری معده 2) گرسنگی شدید

فواید جماع مناسب
جماع در هنگام قوت بدن و ارواح و تقاضای طبیعی بدن و بعد از هضم اول غذا (هضم معدی که حدودا 3 ساعت طول می کشد) و صحبت با زنان طناز و پر عشوه و در سنین بلوغ بدون خستگی و مشقت و اکراه و نفرت و تشویش و اضطراب و ترس، باعث تقویت ارواح و انعاش (سرزندگی، نشاط، تقویت) حرارت غریزیه و تسخین بدن است. در این حالت ضعف کمتر آورد به سبب کمال شوق و رغبت طبیعت و لذت کامل بردن از آن و دافع امراض زیاد است از جنون و مالیخولیا (اسکیزوفرنی) و وسواس و فکر های بد.

جماع برای چه مزاجی مناسب تر است؟
دارندگان مزاج گرم و تر (دموی مزاج) را مناسب تر و لایق تر است و ضرر آن کمتر است.
مزاج صفراوی کمتر از دموی به جماع نیاز دارد و در صورت کثرت جماع دچار لاغری و خشکی بدن و ضعف دید و فرو رفتن چشم ها میشود.
صاحبان مزاج سرد و تر (بلغمی) و سرد و خشک (سوداوی) هر دو را مضر است و امراض بلغمی و سوداوی بدنبال دارد و همه ی اعضای رئیسه(قلب،مغز،کبد) را ضعیف می کند.
بعبارتی جماع بیشتر موافق گرم مزاجان است و. سرد مزاجان باید کمتر جماع کنند.

زمان مناسب برای جماع
بهترین وقت پس از شروع هضم دوم (هضم کبدی) است که حدودا سه ساعت پس از غذاست. بدلیل آنکه:
1) در پری معده مضر است چون فعل جماع باعث حرکت عنیف (سنگین و شدید) ارواح (قلب، کبد، مغز) و قوا و اخلاط است و خوف حدوث سده (گرفتگی) و سوء هضم (بد هضمی) وامراض عصب و اوجاع ظَهر (دردر کمر) و مفاصل و ورک (باسن) و عرق النساء (سیاتیک) و نقرس و فتق (پارگی لایه های شکمی) و دوالی (واریس) و استرخا (ام اس) و رعشه و موت فجاة (مرگ ناگهانی)


برچسب‌ها: طب سنتی
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1392ساعت 10:5 توسط حامی|

کد خبر: 1629 | جمعه ۴ مرداد ۱۳۹۲ بازديدکنندگان : 6
زنی مطلقه از تجربه عقد موقت می گوید»

به گزارش خبرگزاری شاخه یاس:

هرگاه سخن از متعه و عقد موقت می شود، مانند وارد شدن به حیاط خلوت شرم و حیا است که بایستی با احتیاط و قدم به قدم گام گذاشت. هنوز این حلال خدا در عرف جامعه حرام است و با دیده ای تلخ به آن می نگرند.

تکلیف ۱ میلیون ۲۰۰ هزار بیوه را چه می شود، کسی پاسخگو نیست. فقط امان از روزی که دانسته شود کسی صیغه شده یا صیغه کرده .. فورا اخلاق ناپسند مان سر برافراشته و بگو و مگوها آغازیدن گرفته و پرده دری از آبروی مومن رخ می دهد.

 

به دین و مذهب، رویکردی عرفی داریم و نه رویکردی ایمانی به عرف. تفاوت این دو در آن است که اگر نگاهی عرفی به دین و مذهب داشته باشیم، نتیجه اش سکولاریسم و عبور از تابوت دین می شود که جایی برای حضور خدا و احکام دین وجود نخواهد داشت. انگاره های آسمانی را با محک عرف و پسند مردم می سنجند و قوانین شریعت به کناری گزارده می شوند.

 

اما اگر نگاه به عرف و رفتارهای اجتماعی از دریچه شرع مقدس باشد و کردارها و پندارها را با آن تنظیم کنیم، ثمره اش حیات طیبه و زندگی ایمانی است که خوشبختی دنیا و عاقبت بخیری است.

 

برخی از حلال های خداوند در جامعه ایرانی به محاق فراموشی سپرده شده و یا تضعیف شده اند، از قبیل: متعه یا عقد موقت. مکروه ترین حلال خداوند، طلاق و جدایی از همسر است که شوربختانه با رشدی ۱۶ درصدی در حال افزایش است، اما جامعه عرفی ما هم آن را پذیرفته است و به طالق و مطلق نگاه نامتعارفی نمی کند.

 

ولی چه شده که اگر کسی مخصوصا خانم بیوه، به دلیل فاصله گرفتن از خبائث و حفظ حقوقش، به حلال خداوند عمل کند و به عقد شرعی مردی در بیاید، اولین اشخاصی که به وی با چشم متهم و مجرم می نگرند، خانواده و اطرافیان و آشنایان اش هستند؟

 

چرا در تحمل رفتارهای دیگران، تا به این اندازه خودخواه و چشم بسته برخورد می کنیم و حتی به «غیبت» کردن رو می آوریم؟ گناهی که قبح اش از «زنا» بیشتر است!!! و به راحتی آبروی برادر و خواهر ایمانی مان را می ریزیم و حقوق اش را پایمال می سازیم؟

 

حتی برای یک بار هم که شده، به این مسئله بی تعصب بنگریم و ذهنیت های غلط را به گوشه ای بنهیم و از زاویه یک خانم «محروم شده از حق اش» توجه کنیم و دلائل و درد دل شان را گوش کنیم. شاید حقّی داشته باشند و بیش از این قربانی را سرزنش نکنیم ..

 

 

***
او در کنار خوبی های متعه،از آسیب‌ ها و سختی هایش برای زنان می گوید. خانمی ۲۹ ساله، با یک بار سابقه ی ازدواج و طلاق و ۳ بار تجربه ی عقد موقت…

 

ـ چطور با متعه آشنا شدید؟

 

خانمی از بستگان که از همسرش جدا شده بود، با آقای دکتری آشنا شده بود که من در جریانش بودم. در منزل که صحبتش می‌شد، یادم هست اوایل که مادرم راضی نبودند. ولی بعد کم کم که سر موضوع صحبت می کردیم، دلایل قانع کننده می آوردیم و یکی از کسانی که سعی می کرد با استدلال راضی شان کند، من بودم.

 

ـ آن موقع متأهل بودید؟

 

در دوران نامزدی بودیم.

 

ـ یعنی آن زمان نگاه خود شما مثبت بود به قضیه؟

 

بله.من می دانستم که با آن فرد رابطه خوبی دارد. از این طرف هم نگاه می کردم، می دیدم نیازهایی دارد. متعه یقیناً بهتر هست تا به سمت گناه برود. من بحث شرعی قضیه را نگاه می کردم.

 

ـ چی شد که خود شما متعه را تجربه کردید؟

 

بعد از جدایی، اولین بار من جایی کار می کردم و آقایی به من پیشنهاد داد. من قبول نکردم.

 

ـ چرا قبول نکردید؟

 

ترسی بود

 

ـ چه ترسی؟

 

من تازه جدا شده بودم و می‌ترسیدم که باز در رابطه ای بیفتم که رابطه مریضی باشد و از نظر روحی درگیرم کند. یکی هم نگاه خانواده.

 

ـ به این فکر نکردید که می شود به خانواده نگفت؟

 

چرا خب؛ ولی این احساس بد که می خواهم کاری را بی اطلاع خانواده انجام دهم، همیشه بود و مرا درگیر می کرد. بعدتر هم پیش آمد که این پنهان‌کاری بود؛ ولی فقط تا مدتی بود و بعدش ترجیح دادم با مادرم در میان بگذارم.

 

ـ وقتی به آن آقا نه گفتید، سعی نکرد شما را توجیه کند؟

 

آن آقا اول پیشنهاد یک رابطه دوستانه را داد. بعد پیشنهاد عقد موقت را داد. بعد خیلی جدی این پیشنهاد که به صورت دائم، همسر دومش بشوم.

 

ـ تفاوت سنی شما چقدر بود؟

 

۸-۷سال و بچه هم داشت.

 

ـ چرا چنین احساس نیازی بود؟ یعنی کاستی هایی از طرف همسرش داشت یا به خاطر اینکه کسی را دیده که خیلی دوست دارد با او باشد و

 

هر دو با هم بود؛ یعنی اولی باعث شده بود که دومی به وجود بیاید و علاقه ای را بیرون از فضای خانواده جست‌وجو کند. همین را هم دقیقاً به من گفت. بعد هم ماجرا به جایی رسید که من همه ی این ها را به همسرش گفتم. من و همسرش با هم دوست بودیم. با اینکه من حق می دهم که ظرفیت نداشته باشد و سخت باشد برایش قبول این قضیه؛ رابطه ما به هم خورد.

 

ـ فکر نکردید که گفتن این قضیه و شرح دلایلش رابطه آن ها را خراب کند؟

 

سعی کردم طوری بگویم که این اتفاق نیفتد. ابتدا هم خودش چون حدس زده بود و به من زنگ زد. اولش وقتی ماجرای ابراز علاقه همسرش را به من فهمید، خیلی ناراحت شد. مدام می گفت چرا باید اینطور شود! من دلایلش را گفتم. اول همه تقصیرات را گردن همسرش انداخت؛ اما بعد قبول کرد که کاستی هایی داشته؛ ولی باز نمی توانست بپذیرد که این دلیلی شود که همسرش سراغ زن دیگری برود. آن موقع خیلی خوب و دوستانه با من برخورد کرد، ولی بعد به تحریک اطرافیانش رفتار خیلی بدی با من داشت. در حالی که من خودم اصلاً نمی‌خواستم در آن فضا بمانم، سعی کرد من را بیرون بیندازد!

 

علی رغم میل باطنی من رابطه ما قبل از این اتفاقات، خانوادگی شده بود و چند بار هم منزل ما آمده بودند.همسرش پیگیر برخی کارهای من بود. من ناخواسته وارد این ماجرا شدم و این آقا خودش را وارد زندگی من کرده بود و سعی می کرد به هر نحوی شده من را در این رابطه نگه دارد.

 

ـ حالا از اولین باری بگویید که متعه را قبول کردید.

 

اولین بار، ۸-۷ ماه بعد این قضیه بود. همان احساس نیاز به بودن یک نفر که با خواهرم و یکی از دوستانم در موردش صحبت کردیم و هر دو در این فکر بودند که اگر مورد خوبی بود، ما را با هم آشنا کنند. یکی دو مورد حتی خواهرم معرفی کرد که صحبت کردیم و من به دلایلی نپذیرفتم. مثلاً یکی شان اصلاً از نظر اعتقادی به من نمی خورد؛ حتی اگر می‌گفتیم که الان بی محرمیت با هم رابطه داشته باشیم، برای این فرد مهم نبود!

 

ـ شما گفته بودید که کسانی معرفی شوند؟

 

بله؛ من به خواهرم گفته بودم که نیاز دارم، هم به لحاظ روحی و هم به لحاظ جسمی که کسی کنارم باشد. بعدتر دوستم هم کسی را معرفی کرد. بعد از مدتی که از آشنایی ما گذشت، من خودم پیشنهاد دادم که محرم بشویم. آدم بسیار با اخلاقی بود؛ تمایل و موقعیت این رابطه را هم داشت. این اولین بار بود.

 

ـ یعنی موقعیت این فرد چطور بود؟

 

نزدیک سی سال داشت و تا آن زمان همیشه تنها بود. نیاز متقابل به این ارتباط را داشت.

 

ـ چطور شد از مخالفت بار اول به این موافقت رسیدید که خود شما پیشنهاد دهنده بودید؟

 

شاید آن نگاه ترس‌آلود، دلیل چندم باشد و من دلایل دیگری داشتم که گفتم نه. آن زمان من تازه جدا شده بودم و اصلاً نمی‌ خواستم وارد یک رابطه جدید عاطفی بشوم. آن رابطه هم دقیقاً داشت عاطفی شروع می‌شد. آن آقا قبل از هر چیز به من ابراز علاقه می کرد.

 

ـ از سختی جدایی در صورت شروع عاطفی قضیه می ترسیدید؟

 

بله.در چنین حالتی معمولاً دلایل شروع یک رابطه منطقی نیست؛ احساس نیاز واقعی نیست. همه چیز درگیر احساسات لحظه ای هست که می آید و می‌رود و زود هم تمام می شود. تعهدی بر پایبندی نیست؛ چون دوست داشتن تعهدی نمی آورد برای فرد؛ اینکه می گوید من تو را دوست دارم، تعهد نمی آورد! و تنها زن را وابسته به یک محبت غیر واقعی می کند.

 

ـ طرف مقابل چرا داشت به این رابطه موقت تن می داد؟ مجرد بود یا متأهل؟

 

مجرد بود. نسبت به اطرافیان و دوستانش، خیلی کم درگیر رابطه با جنس مخالف شده بود. همین باعث شده بود که محجوب باشد. یک نگاه اخلاقی به موضوع داشت؛ می‌گفت من عذاب وجدان می‌گیرم که با دختری ارتباط داشته باشم و نخواهم که با او ازدواج کنم. ولی چنین مشکلی را با شرایط من نداشت و می‌گفت تو شرایط محرمیت موقت را داری و من و تو می‌توانیم محرم شویم.

 

ـ این آقا شرایط ازدواج دائم را نداشت؟

 

خودش این طور می‌گفت که ندارد.

 

ـ نگران قضاوت بقیه نبودید؟

 

اوایل به خانواده نگفتم؛ ولی بعد از مدتی گفتم. برخوردها بد بود. هنوز هم این موضوع حل نشده.مادرم بعد از مدتی که موضوع را گفتم، خیلی راحت و منطقی به من حق داد و کنار من بود. ولی اعضای دیگر خانواده این طور نبودند.

 

ـ بار اول زمان محرمیت چه مدتی بود؟

 

حدود یک سال و نیم با هم بودیم. حالا قطع می شد و مدتی فاصله می افتاد و باز صیغه می خواندیم. بعد از آن یک سال و نیم هم این طور نبود که مرا رها کند؛ هنوز هم خبر می‌گیرد و گاهی مشکلی داشتم، می آید کمک من.

 

ـ چرا قطع شد؟

 

وابستگی ایجاد شده بود و ترس از اتفاقاتی که این وابستگی ایجاد می‌کرد. مادر آن شخص متوجه ارتباط پسرش با یک زن مطلقه شده بود و ترس و نگرانی خود را دائما به ما منتقل می‌کرد.بیشتر من به خاطر حرفی که مادرش زده بود خودم را کنار کشیدم. گفته بود از زن های بیوه باید بترسی و این نگاه خیلی آزاردهنده بود.

 

ـ در این مدت یک سال و نیم، خواستگار نداشتید برای ازدواج دائم؟

 

داشتم.

 

ـ احساس عذاب وجدان نمی کردید؟

 

چرا خب؛ خواستگاری داشتم که جدی هم شد. در مراحل اولیه که داشتیم آشنا می شدیم، من در دوران عده ی محرمیت موقتم بودم. یعنی خواستگار که آمد و قرار شد من فکر کنم، صیغه را باطل کردیم. من در این دوران که از طرفی دوره عده عقد موقتم با آن آقا بود و از طرفی با این خواستگارم به طور جدی حرف می زدم، دائماً با خودم درگیر بودم.

 

ـ به خواستگار قضیه ی این محرمیت موقت را نگفته بودید؟

 

نه؛ ظرفیت پذیرش این موضوع نیست. زمانی رسید که من مجبور شدم قضیه را بیان کنم. رفت و آمد خانوادگی بود و همه گفتند که با هم محرم شوید و از طرفی من شرعاً نمی توانستم! من مجبور شدم که قضیه را با خواستگارم مطرح کنم و همین امر، آغازی بود بر اینکه یک بی اعتمادی و بی محبتی پیش بیاید. از محبت آن آقا به من کاسته شد. این موضوع به هم خورد و یکی از دلایل اصلی اش هم همین قضیه بود.

 

وقتی من موضوع را گفتم، مثالی زد که هر وقت من به آن فکر می‌کنم، برایم خیلی تلخ است. روایتی از پیامبر نقل کرد با این مضمون که اگر مرد مسلمانی با یک زن فاحشه ازدواج کند و باعث اصلاح او شود… این مثال را درباره من زد! وحشتناک بود. این باعث شد که اولین برخورد منفی بین ما پیش بیاید. من گفتم اگر شما دارید یک شرایط کاملاً حلال را با همچین شرایطی قیاس می کنید، سکوت می کنم و شما را به همان دین و پیامبری که از آن حرف می زنید، وا می گذارم. سعی کرد توجیه کند؛ ولی این توجیه ها هیچ ‌وقت فایده نداشت. هنوز هم سعی می کنم به آن مثال که به شدت آزار دهنده بود فکر نکنم.

 

این یکی از آسیب های بزرگ عقد موقت هست. ممکن هست گاهی از یک دختر باکره پرسیده شود که تا به حال کسی را دوست داشتی؛ ولی وقتی خانم مطلقه یا بیوه ای قرار هست ازدواج کند و از او می پرسند آیا با کسی بودی یا نه، منظورشان این هست که آیا تا به حال محرم موقت کسی بودی! این طور وقت ها دروغ گفتن خیلی سخت است و گفتن حقیقت سخت تر از آن! چون شما وقتی حقیقت را می گویی باید یک عمر برای خودت نگاه ها و حرف های تلخ و آزار دهنده را بخری در حالی که کار اشتباهی انجام نداده ای!

 

 

فقط همین بیوه یا مطلقه بودن یک سری سختی ها دارد؛ چه رسد به اینکه بگویی من در این مدت با کسی دیگر بودم!حتی اگر این رابطه حلال باشد. همان خواستگاری که گفتم، نگاهش یک نگاه کاملاً منفی بود. با اینکه فرد کاملا مذهبی ای هم بود.

 

ـ این نگاه، نگاه شرعی نیست؛ نگاه عرفی ست

 

نگاه عرفی هست؛ ولی این آقا و کسان دیگر آن را با شرع مخلوط می کنند. خیلی وقت ها می گویند تقوا داشته باشید و تنهایی و عواقبش را تحمل کنید؛ متعه برای شرایط خیلی خاص است. من این را قبول دارم که برای شرایط خیلی خاص است، مثلاً دختر باکره تا وقتی از سن ازدواج نگذشته، شرایطش با مطلقه یا بیوه متفاوت است. اما اینکه بگوییم تقوا داشته باشید و این هم یک جور امتحان است و تحمل کنید، درست نیست. گاهی پیامدهای این تنها ماندن برای یک زن جبران ناپذیر است. اما متاسفانه این نگاه های بسته که با استدلال های اخلاقی توجیه اش می کنند وجود دارد.

 

ـ فرد مطلقه یا بیوه این امکان را ندارد که گزینه هایی مثل خود را بیابد و با واسطه پیشنهاد ازدواج دائم بدهد که نخواهد سراغ متعه و آسیب هایش برود؟

 

این هم می شود، ولی باز ریسک هست. به خاطر نگاهی که در جامعه ما نسبت به بحث خواستگاری خانم از آقا وجود دارد. وقتی خانم پیشنهاد می دهد، آقا پایش را عقب می کشد. خانم هایی که شرایط خاص دارند، حتی گاهی یک ابراز علاقه ی ساده هم نمی توانند بکنند. برای دخترها هم سخت هست، اما برای خانم بیوه یا مطلقه قضیه ناممکن هست تقریباً؛ انگار محکوم هستند به یک سری چیزها. نگاه عرفی جامعه محکوم شان کرده، اصلاً نگاه شرعی این‌گونه نیست.

 

ـ آسیب هایی که مدّ نظرتان هست، چیست؟

 

یکی از آسیب های متعه، این هست که چون دائم نیست و تحت شرایطی اتفاق می افتد، بعد از یک مدتی گاهی کوتاه، گاهی طولانی آن آقا می رود؛ و هیچ تضمینی وجود ندارد که آن خانم بعد از آن رابطه ازدواج دائم کند و چون یک مدت رابطه ای را تجربه کرده، تحمل این تنهایی دوباره خیلی سخت تر است. بعد برای جبرانش مجدداً با کسی دیگر وارد یک رابطه ای می شوند، بعد آن تمام می‌شود و یکی دیگر و … عملاً این قضیه تبدیل می‌شود به یک خودکشی تدریجی. در حالی که این موضوع برای مرد اینگونه نیست؛ مرد می تواند در آن ِ واحد با چند نفر باشد و حتی در تمام طول زندگی اش اینگونه باشد. مردها کمتر خسارت روحی به شان وارد می‌شود. بعد هم آقایی که تجربه متعه دارد، اگر هنگام ازدواج دائم آن را مطرح کند، چندان منفی تلقی نمی شود؛ حتی برخی نگاه مثبت دارند که چه جوان خوبی بوده که نیازش را از راه شرعی بر طرف کرده و سراغ گناه نرفته است. اما یک خانم نمی تواند اینگونه باشد؛ خانم در چنین روابطی محکوم است و در جامعه ی ما عرف نیست که خانم ها از این نیازشان حرف بزنند. عرف نیست که بماند؛ اصلاً نگاه منفی هست.

 

ـ این آسیب ها برای زمانی هست که فرد موضوع را به خواستگارش بگوید؛ اگر نگوید، چطور؟

 

وقتی سؤال می شود، چاره ای جز گفتن نیست. از طرفی وقتی گفته نمی شود، یک ترسی همیشه با آدم هست که اگر رابطه یا رابطه هایی را که من در آن بودم، یکی اش را این آقا متوجه شود، چه می شود!

 

ـ راست گفتن هم باعث از دست دادن یک زندگی می شود که!

 

از دست دادن یک زندگی خیلی بهتر است از اینکه وارد یک زندگی بشوی که همیشه به تو یک نگاه تحقیرآمیز می شود. بیشتر هم مذهبی ها چنین نگاهی دارند؛ چون اساساً این حرفی که ما می زنیم در مورد افراد مذهبی هست دیگر؛ غیرمذهبی ها که برای شان فرقی نمی کند! مذهبی ها انگار بیشتر این نگاه را دارند که خانم یک مدت تنهایی و پیامدهایش را تحمل کند، بالاخره یک مورد مناسب برای ازدواج دائم پیش می آید!

 

 

نگاه به خانمی که چنین تجربه هایی دارد، نگاه به عنوان یک زن هرزه است! (سخت بود گفتن این لفظ، ولی دقیقاً این عین نگاهی است که به چنین زنی دارند، در حالی که اصلاً گناهی نکرده است) توقع دارند زن در هر شرایطی که هست، با سختی تحمل کند و منتظر بماند تا کسی با اسب سپید بیاید! این توقع بی‌جایی است و نگاه شرعی هم نیست. چرا زن باید از راهی که خدا برای او گذاشته، استفاده نکند؟! یکی دیگر از آسیب های متعه، همین نوع نگاه است؛ نکته ای که مورد غفلت قرار گرفته است.

 

 

آیا می شود شرط کرد که طرف مقابل تا زمان فراهم شدن شرایط ازدواج دائم، بماند؟

 

طبیعتاً نمی شود. از طرفی گاهی هم خانم می خواهد عقد باطل شود که آقا این کار را نمی کند. از مواردی هم که باید مراقب بود، پیشگیری از بچه دار شدن است.

 

ـ این ها که گفتید، همگی تابعی از نگاه بیرون است، اما نگاه خودت چطور؟ در درون خودت چه احساسی داری؟

 

من همیشه نه اینکه رضایت کامل داشته باشم و بگویم که از این شرایط راضی هستم، ولی چون شرایطی هست که خدا برای من خواسته، رضایت می دهم. منظورم از شرایطی که خدا خواسته، روابطم نیست؛ مطلقه بودن است و اینکه شرایط و گزینه مناسب برای ازدواج دائم برای من تاکنون پیش نیامده، و از طرفی نیازهایی که وجود دارد و من به خاطرش وارد یک رابطه می شوم. وقتی سختی ها و قضاوت کردن های دیگران و نوع نگاه شان هست، در این موضع قرار می گیرم که به خودم حق می دهم. همیشه یک جور خودم را قربانی نگاه های جامعه احساس کردم.

 

ـ تا حالا با چند نفر چنین ارتباطی داشتید؟

 

3نفر .

 

ـ چرا هیچ کدام از این ۳ نفر اینگونه نبود که اگر هم موقت هست، ثابت باشد؟

 

همیشه این موضوع را خودم مطرح می کردم. در ابتدای همان رابطه. من همیشه وقتی می خواهم وارد رابطه ای بشوم، دوست دارم طرف مقابل صادق باشد و من بدانم چرا وارد این رابطه می شود؛ فقط نیاز جسمی‌ ست یا روحی یا قرار است چقدر وقت بگذارد و …؛ یعنی آگاهانه وارد رابطه بشوم. خیلی وقت ها ولی این صداقت وجود ندارد؛ با یک اسم دیگری شروع می کنند؛ عاقلانه جلو نمی آیند و صادق نیستند. من یک چیزی را راحت بگویم، خیلی از آقایانی که سراغ این رابطه می آیند، قسمتی از روحشان می لنگد؛ مریض هستند! خیلی وقت ها خودشان نپذیرفته اند تنها نیاز جسمی، آن ها را به یک رابطه کشانده. و همین گول زدن خودشان باعث می‌شود با طرف مقابل هم صادق نباشند و در نهایت در طول رابطه به آن خانم صدمات زیادی وارد می شود.

 

ـ حتی اگر مجرد باشند؟

 

نه؛ در مجردها خیلی کم هست.من بهترین رابطه ای که داشتم، با همان آقا بود که مجرد بود. باقی هم مجرد بودند، اما تجربه ازدواج و طلاق داشتند. او که اصلاً ازدواج نکرده بود، خیلی بهتر از دو نفر دیگر بود.

 

ـ حالا هر کدام این‌ها در ذهن تو یک خاطره ی تلخ هستند؟

 

نه؛ اولی این طور نیست. باقی اما تلخ هستند. چون هر کدام قسمتی از وجود مرا با خود بردند در قبال چیزی که به دست نیاوردم. یک زن وقتی وارد رابطه ای با یک مرد می شود، فقط جسمش را در اختیار آن مرد قرار نمی دهد، روحش را هم می گذارد. در صورتی که مردها این طور نیستند. بعد وقتی آدم در ازای دادن روحش چیزی به دست نیاورده است، دقیقاً مثل این هست که قسمتی از خودش را داده و رفته! برای چه چیزی؟ هیچ وقت جواب این سوال را پیدا نمی کنید.

 

 

اگر به شکل خوبی تمام شده باشد، این حس نیست. مثلاً در مورد اول برای من این طور نشد. حتی بعد آن هم به من زنگ می زد و جویای احوالم بود. حتی اگر مشکلی داشتم، برایم حل می کرد. این یعنی من تنها جسمم را با این فرد به اشتراک نگذاشته بودم؛ همانطور که خودش. یعنی آن شخص این نگاه را نداشت. در کنار داشتن جسم من به روح من هم اهمیت می داد.

 

ـ چرا جدا شدید؟

 

داشت وابستگی عاطفی پیش می آمد؛ بیش تر هم از طرف من

 

ـ شما به خاطر این مسئله یک موقعیت ازدواج را از دست دادید؛ ناراحت نیستید؟

 

به خاطر او نبود؛ فقط یکی از دلایلش او بود. نه؛ من از او ناراحت نیستم. از نگاه ها و برخوردهای دیگران ناراحت هستم. خود این قضیه یک امر شرعی است؛ اما به این قضیه شرعی خیلی بد نگاه می‌شود. نگاه این هست که من باید منتظر می ماندم و با همه سختی های تنهایی می ساختم تا یک نفر با اتومبیل لوکس بیاید دنبال من! وقتی خدا یک راه میانبر برای من قرار داده است، چرا استفاده نکنم؟

 

ـ تا به حال شده که این قضیه را به کسی پیشنهاد کنید؟

 

نه، مستقیم به کسی پیشنهاد ندادم

 

ـ فکر می کنید به چه کسانی می شود پیشنهاد داد که از متعه استفاده کنند؟

 

خود پیشنهاد، پیشنهاد بدی نیست؛ خصوصاً به کسی که نیاز روحی و جسمی دارد و یا احتیاج به یک حمایتی دارد. ولی مهم است که با چه کسی! این «با چه کسی» خیلی سخت هست برای زنان که خودشان نمی توانند پیشنهاد دهنده باشند. باید منتظر باشد که برایش پیش بیاید.

 

ـ فرد چه شرایطی باید داشته باشد که سراغ متعه رفتن برای او مجاز باشد؟

 

(سکوت طولانی) دارم فکر می‌کنم؛ خیلی سخت هست به کلمه گفتن. تمام احساس نیازی که تنهایی برای یک آدم می آورد؛ هم روحی، هم جسمی. گاهی شرایط اجباری زندگی اجتماعی و اقتصادی هم موجب می شود یک زن نیاز به یک حامی داشته باشد و همیشه شرایط ازدواج دائم فراهم نمی شود. وقتی هم شرایط ازدواج دائم فراهم نباشد، متعه راه حل خوبی است.

 

ـ بین مرد و زن تفاوت هست در این شرایط؟

 

به نظر من مردهایی که می خواهند ازدواج موقت داشته باشند و همسر هم دارند، بهتر هست که همسر دوم (دائم) بگیرند یا حداقل مدت عقد موقت شان خیلی طولانی باشد، شبیه یک ازدواج دائم.

 

ـ چرا؟

 

چون این طور بیش تر از خودشان به زن دوم توجه می کنند. زمان و تعهد بیشتری نسبت به او دارند. ولی مرد متأهلی که فقط به خاطر خودش دنبال عقد موقت می رود، نرود بهتر است! چون زن ها حتی در یک رابطه ی موقت خیلی خوب هم احساس رضایت کامل ندارند، چون موقت است. همین موقت بودن خیلی آزار دهنده است. حتی وقتی با کسی که مجرد است، ارتباط برقرار می شود، این واقعیت که این آدم یک روز تمام می شود و من هم برای او تمام می شوم و و اینکه شاید تو تنها بمانی ولی آن شخص یک ازدواج دائم داشته باشد. اینها خیلی آزارد هنده است.

 

 

شاید در مورد مردی که متأهل است، این احساس کمتر باشد و خانم دوم حتی یک احساس پیروزی هم داشته باشد. این یک واقعیت زنانه است. اگر آن آقا برای خانم دوم وقت بگذارد؛ محبت کند، آن خانم این تعلق و تعهد را به عینه می بیند.

 

ـ در دوره عقد موقت وظایف همسری چگونه ایفا می شود؟

 

بیشتر آقایان تصورشان این هست که دلیل متعه نیاز جسمی ست. برایشان مسئولیت نمی آورد که بخواهند وظیفه ای برای خودشان قائل شوند. هر کاری هم انجام دهند به نظر خودشان لطف است! مگر اینکه قبلش شرط شده باشد؛ حالا چه به لحاظ مالی و چه زمانی که باید بگذرانند و … البته این در همه موارد صدق نمی کند.

 

ـ مهریه چه در نظر می گرفتید؟

 

از یک شاخه گل تا یک مبلغی پول.

 

ـ با تمام شدن زمان متعه، احساس خلاء عاطفی پیش نمی آید؟

 

طبیعتاً پیش می آید. در همان دوران هم با فکر کردن به اینکه «یک روزی تمام می شود»، این احساس پیش می آید. این حس موقت بودن، آزار دهنده است؛ خصوصاً اگر رابطه خوبی باشد.

 

 

اینکه آدم همسر موقت مردی شود که همسر دارد، اصلاً جالب نیست؛ مگر اینکه آن آقا واقعاً دلیل قانع کننده ای داشته باشد یا اینکه شرایط مالی اش را داشته باشد و شرایط دیگر را؛ طوری که وقت گذراندن با همسر دوم به زندگی اول آسیبی وارد نکند. در غیر این صورت جالب نیست کسی که همسر دارد، سراغ متعه برود.

 

ـ شاید بعد مدتی همسر دوم هم مثل همسر اول، دلش را زد و رفت سراغ بعدی!

 

اگر بنا بر دل زدن باشد که باید حق بدهیم به نگاه منفی‌ای که وجود دارد! چنین آدمی یقیناً بیمار هست. الان جالب است که خیلی از کسانی که واقعاَ شرایط متعه را دارند، ساکت هستند و خودشان را سانسور می کنند. نیازشان را نمی گویند؛ حتی فکر کردن به چنین نیازی را موجب شرمندگی پیش خودشان می دانند. کسانی خیلی به خودشان جسارت این کار را می دهند که چندان نیاز و دلیلی هم نداشته است. تنوع طلبی چیز خوبی نیست؛ خیلی از اساتید اخلاق این تنوع طلبی را سرزنش می کنند. گاهی ایراد از کم گذاشتن همسر اول هست که این طور مواقع مرد حق دارد.

 

ـ برخی هم متعه را خلاف حقوق زن می دانند که فقط منفعت مرد را تأمین می کند

 

واقعاً این طور نیست؛ چون نیاز دو طرفه هست. مگر زن نیاز جنسی یا روحی و عاطفی ندارد؟! تنهایی هم برای آقایان و هم برای خانم ها آزار دهنده است. خدا در قرآن می گوید ما زن و مرد را برای آرامش همدیگر قرار دادیم؛ نمی گوید زن برای آرامش مرد!

 

ـ الان منتظر ازدواج دائم هستید؟

 

بله.

 

ـ و اگر موردی برای موقت پیش بیاید

 

قبول نمی کنم.مواردی هم بوده اخیراً که رد کردم. خسته شدم. به نظرم آن زندگی یک جور خودکشی تدریجی بود. الان ترجیح می دهم سختی ها را بیشتر تحمل کنم. موقت بودن، خیلی سخت است. حتی اگر خودت با این موضوع کنار آمده باشی، نگاه های جامعه و اطرافیان همیشه بخشی از ذهنت را درگیر می کند و مثل خوره روحت را می خورد.

 

ـ نظر شما در ترویج و تبلیغ متعه چیست؟

 

ترویجش را مشکلی ندارم؛ چه متعه، چه تعدد زوجات. چون واقعاً آقایانی هستند که توانایی داشتن همسر دوم را دارند و خانم هایی هم هستند که به یک همسر دائم نیاز دارند و از طرفی شرایط ازدواج را ندارند.

 

ـ همسر اول چه می شود؟

 

نگاهی که الان در جامعه نسبت به همسر دوم وجود دارد، چیزی هست که به جامعه ی ما تزریق شده است و تا یک زمانی اصلاً در ایران نبوده است. خیلی از آقایان دو همسر داشتند و حتی در یک خانه زندگی می کردند. همین الان هم من سراغ دارم، دو خانمی را که همسر یک آقا هستند و در آپارتمان کنار هم زندگی می کنند. مردی که توانایی روحی و عاطفی و مادی برای تأمین دو زن را داشته باشد، چرا چنین کاری نکند؟!یقیناً جلوی خیلی از فسادها گرفته می شود.

 

ـ همسر اول چی؟ او که از نظر روحی این قضیه را نمی پذیرد.

 

باید این مورد برای زن اول جا بیفتد. باید اول دنبال این بگردیم که چرا تا یک زمانی هیچ مشکلی نبوده و بعد مشکل‌دار شده! این تفکر از کجا آمده؟! این تفکر در همین ایران ۵۰ یا ۶۰ سال پیش نبوده یا خیلی کم بوده است.

 

ـ شما اگر همسر مردی باشد و او قصد ازدواج مجدد داشته باشد، مشکلی ندارید؟

 

اگر توان اداره ی دو همسر را داشته باشد، مشکلی ندارم. من خیلی به این قضیه فکر کردم و واقعاً با آن مشکلی ندارم. من نمی گویم حالا برود با کسی که خیلی زندگی مناسب و نرمالی دارد، ازدواج کند؛ یک زنی را تحت حمایت خودش بگیرد که نیاز به یک مرد دارد و موقعیت ازدواج برایش پیش نیامده و اگر آن زن (همسر اول) واقعاً یک زن مؤمن خود ساخته ای باشد، این قضیه را قبول می کند. چون یک زن از بسیاری احساسات آزار دهنده مثل تنهایی، عدم امنیت و نیاز نجات پیدا می کند. زن هایی که تن به متعه می دهند، خیلی وقت ها دنبال یک پناهگاه هستند؛ بیشتر دنبال یک حامی و یک سرپناه امن هستند. چرا یک زنی که خدا را می شناسد، فقط خودش را ببیند و با این قضیه مخالفت کند؟

 

ـ فکر نمی کنید شما حسب شرایط خودتان دارید این را می گویید؟

 

بله؛ من چون این شرایط را دارم، این حرف ها را می زنم؛ اما خیلی خوب است که آدم ها بتوانند خودشان را جای کسی بگذارند که شرایط این چنینی دارد. پس تکلیف این زن ها و تکلیف فسادی که در جامعه ایجاد می شود، چه می شود؟! فکر می کنید همه ی زن های مطلقه یا بیوه سراغ متعه می روند؟ نه؛ بسیاری هم به حرام می افتند. گرچه اعتقادات خودشان را هم دارند. ولی مجبور می شوند؛ نیاز مالی، بچه دار بودن، حالا هر چی! اینها همه زنجیروار به هم ربط دارد.

 

ـ با همه ی آسیب هایی که گفتید و اذیت هایی که شدید، باز در آخر می گویید درست است؟

 

کار مثبتی است؛ ولی در شرایط خودش. دو طرف باید شرایطش را داشته باشند. نوع نگاه جامعه هم به متعه باید تغییر کند. اصل همین نوع نگاه است که می شود از طریق سینما و صدا و سیما و داستان نویسی و رسانه ها و آوردن مثال های خوب و موفق در کنار دلایل منطقی و بررسی شده این نگاه اشتباه را تغییر داد.

 

ـ نگران نیستید این مصاحبه که کار شد، به شما در کامنت ها بد و بیراه گفته شود ؟

احساسم این هست که احتمالاً خیلی ها علیه من موضع خواهند گرفت؛ آقایان به دلیلی و خانم ها به دلیلی دیگر! خانم های متأهل بیشتر البته !

منبع:دانا
 -شاخه یاس

نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 10:22 توسط حامی|

متخصص زنان و زایمان:
فست فودها ممکن است سبب سقط جنین شود

متخصص زنان و زایمان گفت: مادران باردار باید از چند ماه قبل از بارداری تا پایان دوران شیردهی به فرزندشان از خوردن غذاهای فست فود بپرهیزند، زیرا خطر سقط جنین برایشان وجود دارد.

خبرگزاری فارس: فست فودها ممکن است سبب سقط جنین شود 

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، رژیم غذایی سالم و پر انرژی بر سلامت جنین اثرات فراوانی دارد و مصرف فست فودها در دوران بارداری سبب تغییر مسیر پیام رسانی مغز می‌شود و ممکن است جنینی با اختلالات مغزی و ناقص به دنیا بیاید.

میترا شرافت متخصص زنان و زایمان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس گفت: غذاهای فاقد ارزش غذایی مثل انواع فست فود و تنقلات عملکردی همچون مواد مخدر در بدن را دارند و زنانی که به خوردن این غذاها عادت دارند سبب تغییر در سلامت جنین خود می‌شوند و این به این معناست که در آینده این کودکان باید مقادیر زیادی از این غذاها را مصرف کنند تا به رضایت درونی دست پیدا کنند و نیاز بدنشان را تامین کنند.

وی ادامه داد: طی مطالعات به عمل آمده فست فودها و نوشیدنی‌هایی مثل نوشابه و نوشیدنی‌هایی که مواد افزودنی و نگهدارنده دارند اعتیاد آور است و زنانی که به خوردن تنقلات و فست فودها و نوشیدنی‌های غیر مجاز روی می‌آورند سبب تغییراتی در رشد کودکشان می‌شوند و این تغییرات سبب می‌شود بچه‌های این مادران با خوردن غذاهایی با چربی و شکر بالا به رضایت خاطر برسند و این خود سبب چاقی می‌شود.

* خوردن فست فود اثرات سویی برای مادر و جنین دارد

در این راستا با متخصص دیگری گفت‌وگویی داشتیم در این گفت‌وگو آذردانش شهرکی عنوان کرد: خوردن فست فود در دوران بارداری اثرات سویی برای جنین و هم برای مادر به همراه دارد و حتی ممکن است سبب کم خونی در نوزاد و مادر شود.

آذردانش در ادامه در پاسخ به این سئوال مبنی بر اینکه چه اثرات سویی ممکن است برای جنین داشته باشد، افزود: مصرف فست فودها سبب عدم رشد مناسب جنینی می‌شود در این میان ممکن است تولید نوزادی نارس را در پی داشته باشد و در موارد بسیار زیادی سبب مسمومیت حاملگی و مرگ جنین نیز می‌شود.

وی با توجه به اینکه فست فودها سبب چاقی در مادر و جنین می‌شود، ادامه داد: خوردن فست فودها در دوران بارداری سبب چاقی می‌شود و چاقی مادر در دوران بارداری با التهاب جفت و نقص عملکردی جفت و اتصال مرگ جنینی در ارتباط است و ممکن است نوزادان این مادران در آینده بیشتر در معرض دیابت و فشار خون قرار گیرند.

* تغذیه ناصحیح در دوران بارداری سبب کمبود آهن و کلسیم می‌شود

متخصص زنان و زایمان در ادامه اضافه کرد: مادرانی که در دوران بارداری تغذیه درستی ندارند خودشان نیز بعد از بارداری مشکلاتی از قبیل کمبود آهن، کلسیم می‌شوند که این در میان زنان ایرانی شیوع زیادی پیدا کرده است.

آذردانش در پایان در مورد تغذیه صحیح در دوران بارداری تاکید کرد: در طول بارداری باید حداقل 4 تا 5 بار در روز باید غذا خورده شود، اگر چه ممکن است مقدار مصرف غذا مختصر باشد و مادر باردار گرسنه نباشید، اما بدن جنین برای رشد به این غذا نیاز دارد و در این میان باید مادران برنامه مشخصی برای غذا داشته باشند.

این متخصص گفت: به جای جایگزین کردن فست فودها در برنامه غذایی خود باید مصرف میوه‌ها به خصوص موز، هلو و زردآلو را در برنامه غذایی خودر وارد کنند و از سبزی‌های فراوان به خصوص اسفناج (به صورت مصرف خام) استفاده کنند.

نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 10:20 توسط حامی|

نقش باورهای دینی و مذهبی در بهداشت روان

کارل گوستاو يونگ(1) مي گويد در من صدها تن از بيماران را معالجه و درمان کرده ام . از ميان بيماراني که در نيمه ي عمر خود (35 سالگي به بعد) بسر مي برند حتي يک بيمار را نيز نديدم که اساساً مشکلش نياز به يک گرايش ديني در زندگي نباشد. به جرات مي توانم بگويم که تک تک آنها به اين دليل قرباني بيماري رواني شده بودند که آن چيزي را که اديان موجود در هر زماني به پيروان خود مي دهند ، نداشتند و فرد فرد آنها ، تنها وقتي که به دين و ديدگاههاي ديني بازگشته بودند بطور کامل درمان شدند.(بوترابي ، خديجه- 206

هايلند(2) (2003) در تحقيقي ، ارزشها را يکي از هشت عامل روانشناختي عمده در دستيابي به سلامت رواني و شخصيت رشد يافته عنوان کرده است. وي سنجش سلامت را تنها در پايه ي نظاام ارزشي فرد امکانپذير مي داند . (نيکوگفتار ، 86 ،ص81(
اما برخي از نظريه پردازان روانشناسي نظر ديگري دارند . فرويد در نامه اي به يونگ در سال 1910

مي نويسد: من از اعماق وجود خود تنها به يک چيز مي توانم اطمينان کنم ، عميقاً بر اين باورم که تمامي شالوده ي نياز انسان به دين ، بر درماندگي خردسالانه ي او قرار دارد . نوع بشر پس از تولد دنياي بدون پدر و مادر را نمي تواند تحمل کند و براي خود ، خداي عادل و طبيعت  دلپذير ، اين دوبدترين دروغ انساني را که مي توانست تصور کند ، بنا مي نهد ...( پالمر ، ص15)

فرويد بشدت معتقد بود که نيروي مخالفتهاي او در برابر دين ، در ويژگي علمي آنها نهفته است و مجادلات او در برابر دين ، بدان جهت نيرومندند که دين دقيقاً همان علائم بيماري روان آزردگي را از خود نشان مي دهد که علم روان تحليل گري از طريق فرآيند پژوهش تجربي بدست آورده است. (همان ص25). 
همچنين اليس(3) (1981) معتقد بود که دين با غير منطقي بودن در ارتباط است . اين نظرات يرخي از انديشمندان را بر آن داشت تا به کنکاش در مورد درستي يا نادرستي اين نظريات بپردازند.


آلبرت اليس مي نويسد که:( 1980 ، صص 637) هر چقدر که بيماران کمتر مذهبي باشد، بيشتر احتمال دارد که از نظر هيجاني بهبود يابد.از نظر اليس ، مذهب از بعضي جنبه ها معادل تفکر غير منطقي و اختلال هيجاني است . اما در هر حال مطالعات تجربي اخير ، چنين ديدگاه منفي را تاييد نکرده اند.   (محمدي ، مهرابي زاده ،  85 ، ص 48 (.  
Carl . g . young -1

Hyland- 2

 Ellis- 3

رينولز و ساليوان و برگين (1991) با فراتحليل، 24 مقاله پژوهشي ، به بررسي رابطه ي بين دين و بهدشت رواني پرداختند و نتيجه گرفتند که پژوهش هاي انجام شده در اين مورد به طور کلي نشان داده اند که مذهب تاثير منفي بر بهداشت رواني پرداختند و نتيجه گرفتند که پژوهشهاي انجام شده تاثير منفي بر بهداشت رواني ندارد.( ، 86)
در يک مطالعه ي ديگر که در آن 836 بزرگسال با ميانگين 4/73  سال شرکت داشتند روشن شد که بين سه شاخص ديندار بودن (فعاليتهاي مذهبي غيرسازمان يافته ، فعاليتهاي ديني سازمان يافته ، و ديندار بودن دروني ) و روحيه داشتن و دلگرمي به زندگي هم بستگي وجود دارد – بويژهميان ديندار بودن دروني و فعاليت هاي ديني سازمان يافته با دلگرمي به زندگي همبستگي مثبتي وجود دارد.( کوئينگ(1) و همکاران 1988- به نقل از دادفر).

در پژوهشي که اخيرا توسط محمدي و مهرابي زاده انجام گرفته ارتباط بين نگرش مذهبي با مکان کنترل بررسي شده است. مکان کنترل ، بيانگر آن است که فرد حوادث زندگي خود را به تا چه حد به عوامل بيروني(2) ( مانند شانس ، تصادف افراد ديگر ، سرنوشت ، قضا و قدر و ديگر نيروهاي بيروني ) يا عوامل دروني(3) ( مانند گرايشهاي شخصي ، توانمندي يا کوشش دروني ) نسبت مي دهد. در حالت اول به مکان کنترل بيروني و در مورد دوم دروني اطلاق ميشود.( محمدي ، مهرابي زاده ،  85 ، ص 50)

در اکثر پژوهشهاي انجام شده در زمينه ي کنترل ، ارتباط مثبت معنادارميان مکان کنترل دروني يا سلامت رواني و ويژگيهاي شخصيتي(مجديان – 1380) و پيشرفت تحصيلي (اورباخ(4) و همکاران 2001 ، به نقل از باستاني 1381)نشان داده شده است. مشخص شد که در طول يک دوره ي پنج ساله ، دانشجويان فارغ التحصيلي که داراي مکان کنترل دروني بودند ، به احتمال بيشتري تحصيلات خود را کامل مي کردند و به مقطع بالاتري مي رفتند. در پژوهشهاي ديگري بين مکان کنترل بيروني با افسردگي(اصغرزاده ،1377) و افکار خودکشي ( لستر ، 1989به نقل از اصغرزاده ) و علائم مرضي بيشتر در بيماران در پرسشنامه MMPI ( آرتور،  1980 به نقل از جماليزاده ، 1382) ارتباط پيدا شد.

همانطور که اشاره شد بين مکان کنترل با چند متغير مانند سلامت روان به پيشرفت تحصيلي ، نشانه هاي مرضي ، افکار خودکشي ، و ... ارتباط بدست آمده است. حال اگر بپذيريم که مذهب به عنوان يک نظام تفسيري بر مکان کنترل فرد اثر مي گذارد مي توان گفت مذهب به طور غير مستقيم و از طريق تاثير بر مکان کنترل ميتواند بر متغيرهاي روانشناختي مهمتر مانند سلامت روان نيز اثر گذار باشد. به عبارت ديگر ، تاثير مذهب بر دروني يا بيروني کردن مکان کنترل مي تواند فرد را نسبت به متغيرهاي رواشناختي مثبت و منفي مستعد يا مقاوم سازد (محمدي ، مهرابي زاده ، 85 ، صص51).

بررسي اين دو محقق مشخص نمود که فقط در نمونه مونث بين نگرشهاي مذهبي و مکان کنترل دروني رابطه معنادار بدست آمده (محمدي ، مهرابي زاده ، 85)
مشاهده ي ارتباطهاي متناقض مذهب با مکان کنترل در تحقيقات مختلف مي تواند به تفاوت در نمونه مورد مطالعه ، ابزار بکار رفته براي سنجش مکان کنترل ، تفاوت در نوع مذهب مورد سنجش ، ابزار مذهب سنج و شايد از همه مهمتر به تفاوت در تعاليم واقعي مذاهب مختلف يا تفاوت در تفسير اين تعاليم بوسيله ي پيروان مذاهب مختلف مربوط باشد. 

همچنين ارزشها تظاهرات شناختي نيازها ي آدمي ناميده اند . از لحاظ تجربي ارزشها به جنبه هاي مهمي از رفتار سازماني ، پيشرفت تحصيلي ، تصميم گيري شغلي و رضايت زناشويي مرتبط اند و به عنوان معياري براي تعيين رفتار مناسب از نا مناسب ، خود راهبري ، چهارچوبي به منظور توجيه انتخابهاي خود براي ديگران و تفاوت در بازخوردها و تبيين الگوهاي رفتاري بکار مي روند ( بيرو ، 1375 – به نقل از نيکوگفتار ، 85 )

در مجموع به عقيده ي مولفان ( براي نمونه چاهن ، 2000) يکي از شرايط لازم براي دستيابي به سلامت روان ، برخورداري از يک نظام ارزشي است . چاهن (2000) بهرمندي از يک سلسله ارزشهاي شخصي و فلسفه اي مبتني بر باورها ، آرزوها و آرمانها يي را که با سعادت و خودشکوفايي فرد و اطرافيان وي پيوندي نزديکي دارد ، شرط لازم براي دستيابي به سلامت روان مي داند.

values-1


مقابله هاي ديني و سلامت رواني  

شيوه هاى مقابله, توانايى هاى شناختى و رفتارى هستند كه توسط فرد در معرض استرس به منظور كنترل نيازهاى خاص درونى و بيرونى كه فشارآور بوده و فراتر از منابع فردى مى باشند, به كار گرفته مى شوند (هينز و همكاران, 1991). در همين راستا مقابله دينى به عنوان روشى كه از منابع دينى مانند دعا, نيايش, توكل و توسل به خداوند و… براى مقابله استفاده مى كند, تعريف شده است. يافته هاى اخير نشان داده اند, از آن جا كه اين نوع مقابله ها هم به عنوان منبع حمايت عاطفى و هم وسيله اى براى تفسير مثبت حوادث زندگى هستند و مى توانند به كارگيرى مقابله هاى بعدى را تسهيل نمايند, از اين رو به كارگيرى آنها براى بيشتر افراد مفيد است (كارور و همكاران,  1989به نقل از دادفر).

دين به طور اعم ارتباط انسان با خالق هستي و اعتقاد به حضور دائم او ، مي تواند در ايجاد بهداشت رواني و درمان بيماريهاي رواني تاثير بسزايي داشته باشد.( يونگ ، به نقل از کرمي و همکاران) 

داشتن معني و هدف در زندگي ، احساس تعلق داشتن در زندگي به منبعي والا و اميدواري به کمک و ياري خداوند در شرايط مشکل زاي ، برخورداري از حمايتهاي اجتماعي و ... همگي از جمله منابعي هستند که افراد متدين با برخورداري از آنها مي توانند در مواجهه با حوادث فشارزاي زندگي آسيب کمتري را متحمل شوند (همان).
بي پناهي ، احساس بي کسي و پوچي که در بيشتر اختلالهاي رواني بچشم مي خورد ، در اعتقاد به وجود يک ، حامي مقتدر و پناه دهندده که مصدر نيکيها و کارهاي خير است رگ مي بازد و در بالا بردن بهداشت رواني او موثر است( قريشي راد ، فخرالسادات ، 85 )

كوئينگ و همكاران (1988) دريافتند كه افرادى كه هميشه از مقابله هاى دينى استفاده مى كردند نسبت به افرادى كه كمتر و گاهى از اين مقابله ها استفاده مى كردند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روان شناختى, نمرات بالاترى كسب كردند (به نقل از كوئينگ و همكاران, 1992).

در تحقيق ديگري که توسط پالوما و پندلتون در مورد نقش مذهب در سلامت روان انجام شد ، مشاهده گرديد که اعتقادات مذهبي و نماز خواندن ارتباط قوي و مستقيمي با احساس رضايت کامل  از زندگي دارند. (کرمي و همکاران ، 1385، ص36)
 دين وبيماري رواني

تاثير استرس در اختلالات رواني موضوع پژوهشهاي متعددي در نيم قرن گذشه است و روانشناسان بر اين باورند که زندگي در قرن بيست و يکم همراه با استرس و تنيدگي رواني و بحرانهايي است که باعث بيماري هاي جسماني ، و حتي مرگ مي شود.
کوئينگ((coenig و همکاران (1997) در تحقيق انجام شده بر روي بيماران بستري در دو بيمارستان نشان دادند که 60 درصد از افراد مورد بررسي ، عامل به مذهب ، انعطاف پذيري بيشتري براي کنارآمدن با مشکل خود داشتند و 12 درصد آنها پيش از آنکه از آنها پرسشي شود اظهار داشتند که مذهب مهمترين عامل براي مقابله و کنار آمدن با مشکلات است. اين بررسي نشان داد که تاثير مثبت رويارويي مذهبي با بيماري هاي بسيار جدي همبستگي مثبت داشته اند  (   ( r = 0/19  &  p=0/04  و همراه با اعمال شناختي بهتر مي باشد ((r=0/22 &  p=0/02 .( قريشي راد، ص250)

 

 توسط سرگروه مشاوران 
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1392ساعت 9:54 توسط حامی|

قانون از قوانین جذب برای زندگی :

1. "تجربیات" خـــــوب و بـــد شما، حاصل تفکراتتان هستند ..!

2. فکر کردن راجع به هر چیزی در واقع دعوت آن پدیده به سمت خودتان است، حتی اگر آن را نـــــخواهید!

3. هر چه بیشتر روی مسئله ای تمرکز کنید،" قــــدرت " آن بیشتر می شود (حالا این شمایید که منفی هارو قدرت می دین یا مثبت ها رو )

4. بهتر است به جای "فکر کردن زیاد" در راه تصمیم گیری به "حستان" اعتماد کنید ...

5. می توانید تاریخ وقوع رویدادهای خــــــوب را با فـــکر کردن بیشتر به آنها، جلو بیندازید .

6. برای تغییر ، کافیست به پدیـــــده ها آنطور که دوست دارید نـــگـــاه کـــنـــیـــد، نه آنچنان که هــســـتـــنـــــد ...! ..

7. قدرت مغناطیسی خود را با 15 دقیقه تفکر دقیق و عمیق در روز افزایش دهید .. !

8. موفقیت منبع مشخصی ندارد، هر کسی می تواند به آن برسد...

9. به ناامیدی اجازه جولان دادن ندهید ...

10. دور برنامه های تلویزیونی با تجربیات منفی از جمله بیماری و جنایت را خط بکشید

11. ارتباط شما با دیگران بد است، چون خود شما می خواهید که بد باشد..!

12. نگران رویاهایتان نباشید، در عوض از آنها به عنوان چراغ راهنما استفاده کنید ..


                                            باتشکر از دوست خوبم تبسم آبی

بلاگ حدیث
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392ساعت 10:0 توسط حامی|


نیازهای مردان و زنان در بعضی جهات مشابهند ولی از آنجا که مردان، مریخی و زنان، ونوسی هستند در یکسری موارد نیز با یکدیگر تفاوت دارند. همه ما انسانها ذاتا دوست داریم مورد توجه و احترام قرار بگیریم. اگر ما با نیازهای دو طرف آشنا باشیم مسلما روابطمان با همسرمان رو به بهبود می رود. وقتی مردی از جانب همسرش مورد احترام قرار می گیرد، به تدریج سعی می کند تبدیل به شخص برتری شود. احترام یکی از فاکتورهایی است که اغلب مردان به آن توجه بسیاری نشان می دهند. عشق و احترام برای یک مرد تقریبا هم معنی است. بدون شک با انجام روش های زیر شگفت زده شده و شاهد نتایج باورنکردنی آن خواهید بود:

۱. اجازه دهید متوجه شود چقدر وجودش برای شما اهمیت دارد.

۲. حتی اگر با شما مخالفت می کند، باز هم به صحبت های او گوش دهید.

۳. از او تقاضای کمک کنید.

۴. به او بگویید که او را دوست دارید و به وجودش افتخار می کنید.

۵. بگذارید برای خود سرگرمی داشته باشد.

۶. به او اعتماد داشته باشید.

۷. وقتی با هم بیرون می روید، درباره مشکلات صحبت نکنید.

۸. بر روی اعمال خوب او متمرکز شوید.

۹. به علایق او احترام بگذارید.

۱۰. وقتی به منزل برمی گردد، خوشحال باشید.

۱۱. اجازه دهید نیم ساعت بعد از کار استراحت کند.

۱۲. به هیچ یک از اعضای خانواده اجازه ندهید به او بی احترامی کند.

۱۳. در مقابل کسی که به او بی احترامی می کند بایستید.

۱۴. از تلاشی که برای زندگی تان می کند قدردانی کنید.

۱۵. در کارهای تان با او مشورت کنید.

۱۶. برای رسیدن به اهدافتان با هم برنامه ریزی کنید.

۱۷. بیش از اندازه کار نکنید، برای او نیز وقت بگذارید.

۱۸. اگر مرتکب اشتباهی شد، او را ببخشید.

۱۹.
طوری رفتار کنید که به او نیاز دارید.

۲۰.
تمام اوقات فراغت او را با کارهای منزل پر نکنید.

۲۱.
مغرور نباشید و اشتباهات تان را بپذیرید.

۲۲.
وقتی دچار استرس است او را آرام کنید.

۲۳.
اگر مشغول صحبت با شماست، گوش کنید و با طرح چند سوال به او نشان دهید که کاملا به او توجه دارید.

۲۴.
به خاطر زحمتی که می کشد از او سپاسگزاری کنید.

۲۵.
به دلیل هر آنچه که هست به او افتخار کنید.

۲۶.
حرف های تان را با عشق بیان کنید.

۲۷.
وقتی با او هستید پرانرژی باشید.

۲۸.
از او انتظار نداشته باشید تمام وقتش را برای انجام کارهای شما صرف کند.

۲۹.
از اینکه فرد خوبی است ابراز خشنودی کنید.

۳۰.
حتی در غیاب او، جلوی دیگران از او به خوبی یاد کنید.

۳۱.
احساسات تان را با او در میان بگذارید ولی آن را به طور خلاصه بیان کنید.

۳۲.
حداقل سه مورد از کارهای خوبش را به او گوشزد کنید.

۳۳.
در مقابل دیگران به او افتخار کنید.

۳۴.
صبح ها با او بیدار شوید حتی اگر مجبور نباشید زود بیدار شوید.

۳۵.
در مواقع سختی پشتیبان او باشید.

۳۶.
او را در هر شرایطی بپذیرید و هرگز از خود نرانید.

۳۷.
وقتی عصبانی است به او گیر ندهید.

۳۸.
به او کمک کنید به اهدافش برسد.

۳۹.
به او کمک کنید عادات بدش را ترک کند.

۴۰.
دیگران را با او مقایسه نکنید.

۴۱.
از کارهایی که در منزل انجام می دهد، تشکر کنید.

۴۲.
پیش از تصمیم گیری های مهم با او مشورت کنید.

۴۳.
توانایی های او را دست کم نگیرید.

۴۴.
حرفتان را مستقیم بزنید و از حاشیه رفتن بپرهیزید.

۴۵.
حتی اگر از هم فاصله دارید، توجه تان را به او نشان دهید.

۴۶.
با او دعوا و مشاجره نکنید.

۴۷.
با او مودب و مهربان رفتار کنید.

۴۸.
برای هر موضوعی او را سرزنش نکنید.

۴۹.
وقتی کار اشتباهی می کند، به او نگویید: به تو گفتم اینطوری می شود!

۵۰.
بر سر پول با او دعوا نکنید، او خود نسبت به این موضوع احساس مسئولیت می کند.

۵۱.
با او به پیاده روی بروید.

۵۲.
خوبی های او را بزرگ و بدی هایش را کوچک جلوه دهید.

۵۳.
از او انتظار نداشته باشید بتواند فکر شما را بخواند، او این توانایی را ندارد.

۵۴.
اگر می خواهید وسایل یا کاغذهایش را دور بیندازید، ابتدا از او بپرسید.

۵۵.
به تناسب اندامتان اهمیت دهید.

۵۶.
ظاهرتان را برای او بیارایید.

۵۷.
اگر از دست او عصبانی هستید، با او قهر نکنید.

۵۸.
بهترین دوست او باشید.

۵۹.
تنها به خاطر وجود خودش به او عشق بورزید.

۶۰.
با احترام با او رفتار کنید.
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392ساعت 10:8 توسط حامی|

 

باييد دانش زندگي مشترك را بياموزيم...

 

قبول كنيم كه اين راهكارها را نمي دانيم....

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392ساعت 9:3 توسط حامی|

 

زوجهای محترم حتما درسهای استاد دکتر شاهین

 

 فرهنگ را در باره ازدواج و زندگی مشترک ببینید

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1392ساعت 13:30 توسط حامی|


آخرين مطالب
» عواقب طلاق
» زن بزرگتر از مرد
» آن زني نيستم که
» ازدواج خطری
» دشمن تو
» خانواده خوشبخت -راهکارها
»
» اضطراب در خانه
» ازدواج در چت روم
» طلاق-منبع تابناک

Design By : Pichak